شهر سنندج در گذر تاریخ (جغرافیای تاریخی شهر سنه) / علیرضا اسدی

 

نویسنده: علیرضا اسدی (مدرس دانشگاه، کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان)

*منبع: دو هفته نامه ژوانگه، سال دوم، شماره بیستم، دوشنبه ۱ آبان ماه ۱۳۹۶، صفحه ۴٫

سنندج (سنه یا سنه‌دژ= سین دژ) مرکز استان کردستان از شهرهای مهم کرد نشین ایران محسوب می شود که تاریخچه آن به آیین مهر و کیش زردشتی در بخش غربی نجد ایران بازمی‌گردد. ارتباط این شهر و نواحی مجاور آن با دژشهرهای مادی و اساطیر پهلوانی- اسطوره ای از اهمیت و قدمت این شهر حکایت می‌کند.

قدمت شهر سنندج به هزاره چهارم پیش از میلاد (دوره مس و سنگ میانی) برمی گردد. بررسی های باستان شناسی انجام شده در دو تپه واقع در ضلع شرقی شهر سنندج و در جوار رودخانه گریاشان، در اراضی شهرک دگایران که با مساحتی بیش از دو هکتار به همدیگر متصل هستند نشان دهنده قدمت شش هزار ساله شهر سنندج (دوره مس و سنگ میانی) است.

«سین دژ» در زبان پهلوی یکی از اسامی آفتاب بوده است. آریان مورخ معروف یونانی در سده دوم میلادی درباره قلعه «سین دژ» چنین می نویسد: «سین دژ» قلعه ای بود واقع در یک دشت محاط از کوه و ایرانیان عقیده دارند که آن قلعه را «دئوه» ساخته است. چنین نظریه ای در آن روزگار بر این پایه است که ایرانیان باستان را این عقیده بوده است که ساخت چنان قلعه مستحکمی کار بشر عادی نبوده است. البته آریان به چنین روایت خرافی اعتقاد نداشته و اعلام نموده است که «سین دژ» به دست ایشتوویگو (آستیاگ) پادشاه معروف ماد ساخته شده است که در ساخت آن از اسیران آشوری استفاده نموده است.

شهر سنندج را به علت واقع شدن در دامنۀ کوه، در قدیم سنه می‌خواندند و چون قلعه آن از لحاظ نظامی اهمیت زیادی داشته، آن را سنه‌دژ (قلعه‌ای در پای کوه) می‌نامیدند که کم‌کم به سنندج تبدیل شد. هوگو گروته و ژان دمورگان از سیاحان و جهانگردان اروپایی این شهر را «سنه» خوانده اند.

لسترنج درباره نام شهر سنه می گوید: امروز در شصت میلی شمال خرابه های دینور شهر مهم سحنه [سنه]، کرسی جدید ایالت کردستان ایران، واقع است ولی هیچ یک از جغرافی نویسان قرون وسطی چه ایرانی و چه عرب این شهر را به این اسم در کتاب های خود ذکر نکرده اند. نام سنه در طی مدت زمانی به نام اردلان نیز شناخته می شده است. در محل کنونی شهر سنه چنانچه ابن خرداذبه و قدامه ذکر کرده اند، در قرون وسطی شهر سیسر واقع بوده است که یاقوت در کتاب خود آورده است: معنی فارسی آن سی سر بوده است. در مجاورت سیسر مکانی بود با چشمه های فراوانی موسوم به صدخانیه به معنی صدخانه (صد کانی=صدچشمه) که منبع اصلی آب شرب محسوب می شد. در زمان امین خلیفه عباسی در این مکان قلعه مستحکمی ساخته شد که بعدها به تصرف برادرش مأمون درآمد و در این مکان بود که مأمون خلیفه عباسی طوایف کرد را به حضور می طلبید.

موقعیت جغرافیایی این دژشهر از دیرباز موجب شده بود که یکی از قلاع چهارگانه کردستان در دوره ای باشد که ایران گرفتار یورش های مغولان بوده است. در این شرایط حاکمان محلی کرد اردلان توانستند از موقعیت قلعه های قدیمی مربوط به دوره های پیش از اسلام استفاده مناسبی برای کنترل و در اختیار گرفتن دو شاخۀ اصلی جاده ابریشم اعمال نمایند. نخستین شاخۀ آن همدان را به بغداد متصل می کرد و شاخۀ دوم که کوتاهتر و کم هزینه تر بود با عبور از قلب سرزمین های اردلان یعنی حسن آباد، زلم، و از طریق شهرهای کرکوک و اربیل، همدان را به حلب وصل می کرد.

‏ احتمالاً شهر کهن «سنه» در اثر زلزله و یا هجوم مغول ویران شده بود زیرا تپه باستانی توس ‌نوذر در کنار رودخانه قشلاق و قلعه حسن‌آباد و سایر شواهد مانند قبرهایی با قدمت بیش از هزار سال که در سنندج پیدا شده است گواهی بر قدمت شهر دارد. شهر کهن «سنه‌دژ» تا زمان صفوی به صورت دهکده‌ای به حیات خود ادامه داد. مرکز حکومتی این شهر پس از ویرانی، به قلعه حسن‌آباد منتقل شد.

تا پیش از گسترش شهر کنونی سنندج، قلعه و دژ شهر حسن آباد مرکزیت عمده ای داشت. این دژ شهر کهن با توجه به مطالعات باستان شناسی صورت گرفته بر روی آن به احتمال زیاد از دژشهرهای ماد محسوب می شده است و سابقه آن به سده های ۱۲ تا ۸ پیش از میلاد می رسد. در آن روزگار بخش علیای زاب کوچک در ایالت ماد آتروپاتن یعنی در سراسر سرزمین هایی که از دریاچه ارومیه تا بخش های علیای رود دیاله ممتد بوده است (ناحیه شهرهای کنونی میاندوآب، بانه، سلیمانیه، زهاب و سنندج) که زاموآ نامیده می شده است و بخش علیای رود دیاله (شهرهای سلیمانیه، زهاب و سنندج) که پارسوا خوانده می شد و از اهمیت استراتژیکی و اقتصادی ویژه ای برخوردار بودند. در دوران اسلامی و پس از حاکمیت خاندان اردلان این دژشهر کهن، قلعه حسن آباد نامیده شد. حسن خان اردلان در سال های ۷۷۴-۷۴۶ هجری قمری این دژ شهر را بازسازی نمود و گسترش داد.

شهر سنندج تا زمان سلیمان خان اردلان و به سال ۱۰۴۶ هجری قمری شهرکی کم جمعیت محسوب می شد که مقر اصلی آن قلعه های حسن آباد و پلنگان بودند. در این زمان و به روزگار شاه صفی صفوی مرکز شهری از قلعه و دژشهر حسن آباد به سنه (سنندج) یا «سین دژ» کهن انتقال یافت و دژ حکومتی به بلندای ۲۰ متر در محل کنونی باشگاه افسران بنا گردید. این بناها در زمان حسنعلی خان اردلان نیز ادامه یافت و چند تالار و عمارت به دژ حکومتی افزوده شد.

گسترش شهر سنندج مربوط به زمان«امان الله خان اردلان» است. او قلعه حکومتی را توسعه داد و چندین تالار و عمارت درآنجا ساخت ودر فاصله سال های۱۲۲۰-۱۲۳۰ هجری قمری با احداث عمارت، بازار، کاروانسرا و مسجد از جمله مسجد معروف به«دار الاحسان» در میان شهر، به توسعه شهر پرداخت. همچنین در سال ۱۲۲۲ هجری قمری  باغ و عمارت خسرو آباد را توسعه بخشید.

همانطور که گفته شد قبل از سال ۱۰۴۶ هجری قمری سنندج قریه کوچکی بوده که طایفه زرین کفش که به کردی، (کوش زرین) می گویند. در آنجا زندگی می کردند. نسب آنها به توس نوذر، پهلوان نامدار ایرانی که پیاله گاه وی تپه ای واقع در قسمت مشرق شهر بوده و به نام وی می باشد منتهی می شده است. بر این اساس شهر در قدیم روی تپه بزرگی در کنار رودخانه قشلاق به نام کوردی «پیالکه توش نوذر» قرار داشته‌ است. اینکه تپه باستانی «پیالکه توش نوذر» همان قلعه باستانی «سین دژ» است یا خیر نیاز به بررسی های تاریخی و باستانی بیشتری دارد و در اینجا اسطوره به تاریخ پیوند خواهد خورد.

تپه توس نوذر از منظر تماشاگر از شرق و غرب و شمال و جنوب، جایی بسیار عالی و جالب است به طوری که هر کس از هر طرف وارد شهر سنندج شود می تواند این تپه را ملاحظه کند. این شهر در قدیم روی این تپه قرار داشته است .

سکنه اصلی سنندج، قبل از طایفه اردلان ها، در واقع همین طایفه زرین کفش ها بوده اند. این طایفه چون کلاه مخصوص با پارچه ای سیاه به دور آن به سر می کردند و کفش های گلابتون دوزی به پا می کردند که علامت شاهزادگان بوده است به این مناسبت به این نام مشهور بوده اند.

«امان‌الله خان» قلعۀ حکومتی را گسترش می‌دهد و تالاری بزرگ در آن می‌سازد و کف آنرا به گونه ای نیمه شفاف مفروش می‌کند. سپس تالار دیگری می‌سازد و تصویر پادشاهان بزرگ جهان همچون ناپلئون، امپراتور فرانسه و الکساندر تزار روسیه و چند تصویر از جنگهای بزرگ و نامدار را بر دیوار نقاشی می‌کند. در دورۀ رضاخان یادمان‌های با ارزش دژ به دست «علی محمد بنی آدمی» ملقب به شریف الدوله از بین رفت. حوض مرمرینی که از سنگ یشم در دورۀ «امان‌الله خان اردلان» ساخته شده و در دژ به کار رفته بود به تهران فرستاده شد و در کاخ های رضا خان به کار رفت. این دژ از نوع دژهای کاخ های حکومتی بود همچنین به دلیل اینکه در کوهستان ساخته شده بود به دژهای کوهستانی شبیه بود. این بنا که به دورۀ صفوی بازمی‌گردد دارای ویژگیهای شیوۀ معماری اصفهانی و گنبدهای طاقی شکل می‌باشد. برای حفاظت از قلعۀ حکومتی و منازل خوانین و حکام، دیواری بر گرد قلعه کشیده شد و ۴ دروازه به نام‌های قلعه چوارلان (رو به غرب)، سرتپوله (رو به شمال)، عبدالعظیم (رو به قبله) آقا رحیم (رو به شرق) ساخته شد. این دیوار به همراه ۴ دروازه محلۀ میان‌قلعه را تشکیل می‌داد.

شهر سنندج تا سال  ۱۳۴۰ هجری شمسی دارای حالتی از شهرنشینی ایستا و طبیعی بوده‌است؛ ولی از این دوره به بعد شهر از حالت ایستایی شهرنشینی خارج شده و وارد مرحله شهرنشینی سریع می‌شود و به یکی از قطب های گردشگری غرب کشور تبدیل شد.

محلات قدیمی این شهر عبارتند از: چهارلان، چهارباغ، سرتپوله، گله خان، قطارچیان، بخشی از محله آقازمان و مسیحیان و کلیمیان و محلات اطراف پل یاور و جورآباد (جورآباد بالا و جورآباد پایین) که بازارها و کاروان سراهای قدیمی در این محدوده قرار داشتند.

با شکل گیری محله‌های اصلی، به تدریج مهاجران روستایی و اقشار کم‌درآمد شهر، که از وابستگان بلافصل فئودال‌ها بوده‌اند، در خارج از محدوده محله‌های مرکزی مستقر شده‌اند و سکونتگاه ‌های پیرامونی شهر سنندج را به وجود که هم اکنون جزئی از بافت قدیم شهر محسوب می‌شوند، محله‌های «جور آباد بالا و پایین» هم‌سو با چنین روندی شکل گرفته‌اند.

به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سال‌های آغازین دهه ۴۰، ساختار اجتماعی اقتصادی شهر سنندج همانند بسیاری از شهرهای دیگر ایران دستخوش تغییرات جدی می‌شود. درواقع نضج اولیه اسکان غیررسمی شهر سنندج در سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ تشکیل می‌یابد و در اواخر این دوره به وضوح و روشنی در ساختار کالبدی شهر نمایان می‌شود. بیشترین مهاجرت به سمت شهر در فاصله سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ اتفاق می‌افتد که اوج بحران‌های سیاسی اجتماعی به ویژه در کردستان است.

بنابراین، رویدادهای سیاسی اجتماعی به مثابه عاملی در جهت تسریع روند مهاجرتی عمل می‌کند که بر نظام اقتصادی اجتماعی جدیدی که از دهه ۴۰ به بعد شکل گرفته بود، مبتنی‌است. جمعیت سنندج در این دوره به بیش از دو برابر می‌رسد. حجم بسیار زیادی از این جمعیت در سکونتگاه‌های خودرو همچون «عباس آباد» در امتداد محور شمالی شهر و «تقتقان» در امتداد محور شرقی استقرار می‌یابند.

اطلاعات موجود نشانگر آن است که محله‌های عباس آباد و کانی کوزله که مهم‌ترین سکونتگاه‌های نابسامان در شرق سنندج برشمرده می‌شوند قبل از سال ۱۳۵۵ وجود نداشته‌اند. در شمال شهر نیز محله‌های «تقتقان»، «اسلام آباد» و «گردی گرول» به طور عمده پس از این سال شکل گرفته‌است. با شکل‌گیری و گسترش محله‌های غیررسمی در فاصله سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ فاصله برخی از روستاهای اطراف شهر به وسیلۀ سکونتگاه ‌های نابسامان و محله‌های حاشیه‌ای شرقی و غربی، پر شد. از این نمونه می‌توان به روستای «حاجی‌آباد» در شرق و «فرجه» در غرب سنندج اشاره کرد.

با آمدن مهاجران جدید، نسل‌های گذشته آنان به تدریج به سمت مرکز شهر و بافت قدیم حرکت کردند و عملاً بخش‌هایی از بافت قدیم شهر که به مناطق حاشیه‌ای می‌پیوستند، به محل استقرار نسل‌های قدیمی و مهاجران بدل شدند. در این خصوص می‌توان به محله‌های «شمال شهدا»، «پیرمحمد و بهارمست»، «گلشن» و «چم حاجی نسه» اشاره کرد که غالب آن‌ها جزو بافت قدیم شهر بوده‌اند و بخش‌هایی از آنکه به محله‌های حاشیه‌ای شمالی و شرقی پیوسته‌اند و به صورت سکونتگاه‌ هایی با شرایط و امکانات نسبتاً بهتر برای نسل اول مهاجران درآمده‌اند.

افزون بر این، در تپه‌ای موسوم به «غفور» در مرکز بافت جدید شهر، در سال‌های اول انقلاب گروه‌هایی از مهاجران اقدام به تصرف زمین‌های اطراف تپه مذکور کردند و سکونتگاه‌های خودرو را به وجود آوردند که در ابتدا محله «زورآباد» نامیده می‌شد. این محله به سرعت گسترش یافت و تمامی تپه غفور را دربرگرفت. درواقع از سال ۱۳۶۵ به بعد که گسترش مناطق حاشیه‌ای در شرق و شمال شرق محدود شد، مهاجران بیشتر به سمت این تپه روی آوردند و در اندک زمانی سراسر تپه را تصرف کردند و هم اکنون به عنوان یکی از عارضه‌های نابسامان و خودرو در مرکز بافت جدید شهر، خودنمایی می‌کند.

درباره وجه تسمیه سنندج تاکنون نظریات مختلفی داده شده است. علی اکبر وقایع نگار می نویسد: این سنندج در اصل قریه ای بوده است از قراء کردستان و به «سینه» مشهور بوده، به مرور دهور «سینه» سنه شده و قلعه ای که در اینجا بنا شده را «سنه دژ» و بعد از آن معرب شده، سنندج خوانده اند.

در مطالعات جامع توسعه اجتماعی، اقتصادی استان کردستان در بخش پیشینه و سوابق تاریخی شهرها درباره سنندج آمده است: سنه یا سنه دژ از شهر های کهن و مقدس است. «سنه» در فرهنگ لغات اوستایی به معنای شاهین و عقاب است هرچند که در مورد واژه سنه تعاریف دیگری نیز وجود دارد و سنه دزیت سنه دژ به معنی «شاهین دژ» یا «قلعه عقاب» است. با توجه به نوشته های آریان در سده دوم میلادی قلعه کهن «سین دژ» که هسته مرکزی شهر کنونی را شامل می شده است به احتمال زیاد مرتبط به دوره مادها و از دژهای حکومتی ایشتوویگو (آستیاگ) آخرین پادشاه ماد بوده است.

در مطالعات طرح ساختارکالبدی– فضایی بافت قدیم سنندج آمده است: سلیمان خان اردلان والی کردستان در زمان شاه صفی هسته اولیه سنندج را به صورت قلعه ای بر فراز تپه ای طبیعی به ارتفاع ۲۰ متر که بر اطراف احاطه داشت و در کنار روستای سینه بنا نهاد. با توجه به اینکه روستای سینه در پایین دست این تپه موجود بوده به همین مناسبت آن را «سینه دژ» نامیده اند.

در همه این نظریات به پیروی از نظریه علی اکبر وقایع نگار ،جزء دوم این واژه را «دژ» دانسته اند که در زبان فارسی به معنای «قلعه» است و در توضیح تغییر شکل پان به «دج» ‏‏ نوشته اند که کلمه معرب شده است.

 

منابع و مآخذ:

تاورنیه، ژان باتیست. سفرنامه تاورنیه به ایران. به اهتمام حمید شیرانی. اصفهان، انتشارات قافیه، ۱۳۴۶٫

حیرت سجادی، سید عبدالحمید. سنندج قدیم. سنندج: انتشارات کردستان، ۱۳۹۵٫

دمورگان، ژان ژاک. سفرنامه دمورگان. ترجمه کاظم ودیعی. تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۹۵٫

دیاکونوف، ایگور میخائیلوویچ. تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز. تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۸، چاپ نهم.

زارعی. محمد ابراهیم. بررسی ساختار دژشهر یا قلعه حسن آباد. مجله: «مطالعات باستانشناسی»، دورۀ ۵، شمارۀ ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۲٫

قرخلو، مهدی، عبدی ینگی‌کند، ناصح – زنگنه شهرکی، سعید: تحلیل سطح پایداری شهری در سکونتگاه‌ های غیررسمی (مورد: شهر سنندج). نشریه: «پژوهش‌های جغرافیای انسانی»، تهران: پاییز ۱۳۸۸، شماره ۶۹.

گروته، هوگو. سفرنامه گروته. ترجمۀ مجید جلیلوند. تهران: نشر مرکز، ۱۳۶۹٫

لسترنج، گای. جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۳۷٫

مردوخ کردستانی، محمد. تاریخ مردوخ. بازنویسی فاروق صفی زاده. تهران: انتشارات کنارنگ، ۱۳۸۰٫

وقایع نگار کردستانی، میرزا علی اکبر. حدیقه ناصری و تحفه الظفر. تصحیح محمد رئوف توکلی. تهران: توکلی، ۱۳۸۱٫

Arrian, Anabasis Alexandri , translated by E. Iliff Robson, B.D. London, 1954 (The Loeb classical Library) 30. Ibid, Book 1. Preface.

 

 

 

 

اشتراک مطلب با دوستان :
  1. شاره که م سنه شاری شیرینم. حه ز ئه که م بچمه و بو شاری سنه ئه و شاره قیبله ی ئاواتی منه

پاسخ دهید