پایان ریاست (کناره ­گیری) مسعود بارزانی و آیندۀ اقلیم/نوذر ­طهماسبی

درآمد

اقلیم کردستان عراق هم­چنان عرصۀ تنش، بحران و ابهام است. ابهامی که به صورت خاصی چندین ماه قبل از همه­ پرسی اعلام استقلال شروع شد و تاکنون ادامه­ دار بوده است. آن­چه در اقلیم کنونی روشن شده؛ این است که دوران ریاست بلامنازع پایان یافت و جولان قبیله­ گرایی مسعود بارزانی تا حدودی دچار زوال شده است. دورانی که برخی نخبگان سیاسی اقلیم، برای سالیان متوالی، آرامش مردم کُرد را قربانی  اهداف خود کرده­ اند. کُردهای عراق، مدت­ ها در گرداب قوم­گرایی بارزانی گرفتار بودند و امکان رهایی برای آنان وجود نداشت. این ذات روشنفکرانی است که به دنبال قهرمان­ سازی تاریخی ­اند. توده و مردم، حقوق افراد و کیان ملی در مخیلۀ آنان محلی از اعراب ندارد و تنها چیزی که در اندیشۀ آنان تداعی می­ شود، قرار نهادن نامی برای خود در تاریخ است. مسعود بارزانی با تصمیمات و مواضع سرکشانۀ خود، اشتباهات و خیانت­ های فراموش نشدنی در حق کُردهای عراق مرتکب شده تا جایی که خود و حزب متبوعش (دموکرات) به این نتیجه رسیدند که ادامه دادن ریاست محال است و اقلیم دیگر رغبتی به ریاست مسعود ندارد. اصرار غیرمعقول مسعود بارزانی بر برگزاری همه­ پرسی اعلام استقلال و بی­ اعتنایی او به نصایح و هشدارهای درون عراق و کشورهای همسایه، ضربۀ کشنده ­ای بود که نقطه پایان حکومت مسعود و چه بسا حیات سیاسی­ اش را گذاشت. بدین سان، با قطعی شدن همه­ پرسی، می­ شد پیش­بینی کرد که این همه­ پرسی، رأی به استقلال اقلیم و تجزیۀ عراق نیست بلکه برآیند آن، پایان ریاست مسعود بارزانی است. با این حال، هم­چنان اقلیم و آیندۀ آن در ابهام قرار دارد و اختلافات احزاب سیاسی اقلیم با همدیگر و حتی اختلافات درون حزبی در اقلیم کردستان عراق، هم­چنان ادامه­ دار است.

اقلیم پس از همه ­پرسی

بارزانی در تمامی محاسبات و آینده ­نگری­ های خود یک موضوع مهم را فراموش کرد و آن این بود که عراق تغییر کرده و دیگر آن کشور کاملاً آشفته ­ای نیست که در برابر همۀ سرکشی­ های مسعود بارزانی و حزب دموکرات از قانون اساسی عراق ساکت بنشیند. بارزانی نه تنها قانون اساسی عراق را به تمسخر می­ گرفت، بلکه بهای چندانی به قانون اقلیم هم نمی­ داد و علی­رغم اتمام ریاستش در سال ۲۰۱۵، بیش از دو سال به شکل غیرقانونی رئیس اقلیم بود و هر صدای مخالفی را نیز با توسل به حربۀ همه­ پرسی و استقلال، به حاشیه می­ راند. اما پس از برگزاری رفراندوم؛ این سوال برای بارزانی و حزب دموکرات به وضوح روشن شد که بعد از رفراندوم چه باید کرد؟ در حقیقت، پس از همه ­پرسی که با وجود همۀ مخالفت­ های همسایگان، برگزار شده بود؛ دیگر تحمل بارزانی برای بغداد و کشورهای همسایۀ حامی وحدت عراق خیلی دشوار شد. بارزانی با پُشت کردن به کشورهای همسایه و بی­ اعتنایی کامل به قانون اساسی و استقلال ملی عراق، اشتباهی سخت را مرتکب شد. پس از همه­ پرسی، بارزانی بر خلاف آنچه پیش ­بینی می­ کرد، تنها شد و هیچ­کس از او حمایت نکرد. حتی درون اقلیم کردستان عراق؛ نیز احزاب قدرتمندی همچون گوران (تغییر) و اتحادیه میهنی رفته رفته با صراحت بیشتری، برگزاری همه ­پرسی و اصرار استقلال ­طلبی حزب دموکرات را اشتباهی بزرگ تلقی کردند. از این قرار، بارزانی پس از همه ­پرسی، دست خالی در میدان تنها ماند. کرکوک، ضربۀ نهایی را بر بارزانی و آرزوهایش وارد کرد. همان­طور که در اکثر تحلیل­ها پیش­ بینی شده بود، کرکوک کانونی بود که تکلیف آیندۀ مسعود را مشخص کرد. گرچه مسعود بارزانی با برافراشتن پرچم اقلیم بر فراز کرکوک، آن هم زمانی که عراق در حال مبارزه با داعش و تروریسم بود، گمان می­ کرد که کرکوک میدانی است که موازنه را به سود مسعود رقم می­ زند؛ اما چنین نشد و کرکوک و رویدادهای مربوط به آن، موجب شد که بارزانی از هیاهوهای چند ماهه در مورد کرکوک، به معنای حقیقی به «هیچ» برسد. پس از  همه ­پرسی، دولت مرکزی عراق و کشورهای همسایه قدمی از مواضع و مخالفت­ های خود عقب نرفتند و مانورها و سر و صداهای قبل و بعد از همه ­پرسی اعلام استقلال به یک «اُمید واهی» مبدل شد. با آزاد کردن کرکوک توسط عراق و عدم حمایت قدرت­های منطقه ­ای و بین­ المللی از بارزانی، فشارهای درونی اقلیم بر مسعود بارزانی گسترش یافت و بارزانی که خود بیش از همه به کُردها خیانت کرد، برخی از گروه­ ها هم­چون حزب اتحادیه میهنی را به خیانت متهم کرد تا پرده از گسترده بودن اختلافات و عدم اجماع در سیاست اقلیم بردارد. البته، پس از همه ­پرسی و به ویژه پس از از دست رفتن کرکوک، احزاب و گروه ­های سیاسی در اقلیم به یک اجماع رسیدند؛ پایان بارزانی. در حقیقت، بارزانی تصور می ­کرد تصرف کرکوک و ایجاد جنجال پرچم در آن دیار، آیندۀ روشنی برای منویات او دارد، غافل از اینکه کرکوک پاشنه آشیل طرح استقلال اقلیم و به دنبال آن پایان بارزانی بود. کرکوک، نقطه عطف مهمی در عراق بود که اگر هوشمندی برخی جریان­ها از جمله اتحادیه میهنی نبود، ممکن بود جنگی بزرگ و برادرکشی بی­ سابقه ­ای در کرکوک شروع شود. اما حرکت درست دولت مرکزی عراق و به ویژه هوشمندی اتحادیه میهنی که البته «کاک مه سعوود» از آن به عنوان خیانت نام برد، باعث شد تا غائلۀ استقلال چندان قربانی نداشته باشد.

کناره ­گیری مسعود بارزانی

فشارهای درونی و بیرونی و نااُمیدی مسعود بارزانی از استقلال اقلیم و تجزیۀ عراق، باعث شد تا او سرانجام طی نامه­ ای کناره­ گیری خود از قدرت را اعلام کند. بارزانی در نامۀ خود ضمن اشاره به تعلیق انتخابات پارلمان در اقلیم، ادامۀ فعالیت خود از این منصب را بعد از ۱/۱۱/۲۰۱۷، رد کرد ولی تأکید داشت که «نباید قانون ریاست منطقۀ کردستان اصلاح گردد». بارزانی همچنین خواستار آن شد تا جهت «عدم ورود به خلأ قانونی در حوزه­های انجام وظایف و اختیارات رئیس منطقۀ کردستان، پارلمان تشکیل جلسه داده و این موضوع را حل و فصل کند». بارزانی در پایان نامه، آیندۀ خود را به عنوان «پیشمرگه در میان مردم سرزمین» بیان کرد که «در راستای تحقق ملت و دستاوردهای ملت»، فعالیتش را ادامه خواهد داد. پارلمان عراق نیز در جلسه ­ای که پیرامون تقسیم اختیارات، پس از دریافت نامۀ مسعود بارزانی تشکیل داد و برخلاف نشست­ های پیشین، نمایندگان تمامی احزاب به ویژه دو حزب اپوزیسیون گوران و جماعت اسلامی حضور داشتند، مسئلۀ تقسیم اختیارات رئیس اقلیم بین پارلمان، نهاد نخست­ وزیری و دستگاه قضایی را مورد بررسی قرار داد.  نکتۀ مهمی که در نامۀ مسعود بارزانی باید مورد توجه قرار بگیرد و از مواضع مختلف بارزانی برداشت می­ شود این است که برخلاف خواستۀ احزاب منتقد اقلیم که خواستار برچیده شدن مقام ریاست هستند، بارزانی تعلیق موقت این مسئولیت تا برگزاری انتخابات را مطرح کرده است و بدین سان، ادامۀ سلطۀ حزب دموکرات و افرادی هم­چون مسرور بارزانی و نیچروان بارزانی بر اقلیم، هدف و نیت اصلی مسعود بارزانی است. بارزانی که نتوانست رویای استقلال اقلیم در زمان ریاست خود را عملی سازد، نمی ­خواهد به صورت کامل و آشکار بازندۀ بازی شود. بارزانی سه مشکل مهم یعنی اختلافات درونی اقلیم، عدم حمایت قاطع بین­ المللی و مخالفت ­های دولت مرکزی عراق و کشورهای همسایه را حل نکرد تا سرانجام استقلال ­خواهی او به بن­ بست برسد. اما او به دنبال آن است تا بارزانی­ها هم­چنان در اقلیم جولان دهند. بارزانی از قدرت کنار رفت اما هم­چنان معتقد است که «مردم اقلیم دیر یا زود اهداف مقدس خود را محقق می ­سازند». ظاهراً واقعیت منطقه با رویای بارزانی هم­نوایی ندارد. با این حال، بارزانی به مدت دوازده سال بی ­وقفه ریاست کردستان عراق را بر عهده داشته و رفته رفته به یکی از افراد برجسته در منطقه تبدیل شده و بدین ترتیب، برای مسعود بارزانی بسیار سخت است که به یک­باره همه ­چیز را از دست دهد. بارزانی، این مبارز کهنه کار بدش نمی آمد با اجرای طرح استقلال، به رهبر مادام­العُمر و اسطورۀ سیاسی کُردها تبدیل شود و به هر قیمتی اسمش را در تاریخ ملت کُرد جاودانه کند اما شرایط مطابق با آرزوهای مسعود بارزانی پیش نرفت و اکنون به دنبال آن است تا در صورت امکان؛ بیش از این بازنده نباشد. این مسئله نیز از طریق دنبال کردن اهداف از طریق جریان و حزب بارزانی­ها محقق می ­شود. بدین ترتیب بارزانی در نامه بر خلاف خواست یا انتظار جریان­ های سیاسی عراق، خط بطلانی بر ریاست اقلیم نکشید تا شاید نیچروان راه عمویش را ادامه دهد. از این قرار، مسعود بارزانی با وجود استعفا و کناره­ گیری، هم­چنان سعی خواهد کرد در تحولات اقلیم اثرگذاری خود را حفظ کند اما در شرایط کنونی بارزانی به بدترین گزینۀ ممکن رسید. بارزانی که طی چندین ماه گذشته با موج­ سواری و تحریک احساسات ناسیونالیستی، استقلال اقلیم و تداوم ریاست خود بر کُردها را به مثابۀ مطلوب­ ترین گزینه مدنظر داشت؛ اکنون همه­ چیز برعکس شده و کناره­ گیری وی از قدرت و به بن­ بست رسیدن استقلال، برآیند موج ­سواری ­های اخیر بارزانی شد. بارزانی این­ گونه گمان می ­کرد که رأی و صندوق ­های همه ­پرسی، اجماع را در اقلیم برقرار می ­کند، قدرت­ های منطقه در برابر موج ناسیونالیستی سکوت خواهد کرد، نظام جهانی به خواسته ­های او گردن می­ نهد  و در نهایت، مسعود تبدیل به یک قهرمان تاریخی و مبارز خواهد شد اما از آن­جا که هیچ­کدام از این موارد اتفاق نیافتاده، اکنون بارزانی به نظر می­ رسد تصمیم دارد تا واقع ­بینانه حرکت کند و بخواهد از طریق جریان و حزب خود، هم­چنان نیرویی تأثیرگذار باشد. بارزانی در نامۀ خود اشاره کرده که به عنوان پیشمرگه به راه خود ادامه خواهد داد. بدین ترتیب، می­ توان احتمال داد که تأثیرگذاری مسعود بارزانی در میدان پیشمرگه یعنی به لحاظ نظامی و امنیتی تداوم خواهد داشت اما در عرصۀ سیاسی بارزانی فعلاً به دنبال آن است تا هر چه­ قدر می­ تواند فضا را تغییر دهد و این­ بار، نیچروان می­ تواند مهم­ترین نمایندۀ عمویش مسعود جهت ایفای نقش در بازی سیاسی اقلیم باشد. در نامۀ مسعود بارزانی که بر تقسیم صلاحیت­ ها تأکید شده و در مجلس بر اساس آن عمل شده، صلاحیت فرماندهی قوا و ریاست نیروهای امنیتی که در حال حاضر در دست فرزند مسعود (مسرور بارزانی) است، مشخص نشده است. این مسئله نیز نشانگر تداوم یکی از نقاط مهم و کلیدی اقلیم در دست سران حزب دموکرات است. از سوی دیگر با تحلیل نامه مشخص است که دیوان ریاست اقلیم منحل نشده است و برخلاف برخی تفاسیر، به نظر می ­رسد که هم­چنان سیستم سیاسی اقلیم رنگ و بوی ریاستی خواهد داشت تا پارلمانی. نکتۀ مهم دیگر این است که با تشکیل پارلمان جدید، اگر قانون اساسی اقلیم که در سال ۲۰۰۹ نوشته شده و در سال ۲۰۱۱ تصویب شد، به همه ­پرسی گذاشته شود، باز هم مسعود بارزانی می­ تواند برای این پُست کاندیدا شود زیرا دو دورۀ ریاست او تا پیش ار رفراندوم قانون اساسی بوده و بعد از آن موضوعیت ندارد. اگر قانون اساسی اصلاح شود، مسعود باز می ­تواند به عرصۀ سیاسی بازگردد. مسئلۀ دیگر این است که اکثر صلاحیت ­های معین شده در دست نخست­ وزیر است. این امتیاز خوبی برای نیچروان بارزانی و حزب دموکرات است که هم­چنان می ­توانند تأثیرگذاری سیاسی و اقتصادی خود را تداوم بخشند.

علی­رغم چنین تحلیل ­ها و تفاسیری که می­ توان در رابطه با نامۀ مسعود بارزانی مطرح کرد، در شرایط کنونی، مسعود شکست را پذیرفته و به خوبی به این درک رسیده که در کنار دولت مرکزی عراق، ایران و ترکیه نیز سخت از او ناراضی ­اند. کناره­ گیری بارزانی با در نظر گرفتن رویدادهایی مانند به پا کردن موج قوم ­گرایی، استقلال ­طلبی و ..، چیزی جز اعلام شکست نیست. با این حال، همان­طور که نامۀ مسعود بارزانی نشان می­ دهد، او سخت تقلا می­ کند تا حتی در زمان عدم حضورش در سیاست اقلیم، از نفوذ حزب و خاندانش در سیاست کاسته نشود.

واکنش ­ها به کناره ­گیری مسعود بارزانی

در رابطه با کناره­ گیری بارزانی از قدرت، اجماع قابل توجهی به لحاظ نگاه موافق به این رویداد در درون اقلیم (بین احزاب سیاسی)، دولت مرکزی عراق، کشورهای همسایه و حتی برخی قدرت­های بین ­المللی به وجود آمد. اتحادیه میهنی کردستان، کناره ­گیری مسعود بارزانی را گامی مهم در حل تمامی بحران­های سیاسی در اقلیم بیان کرد. اتحادیه میهنی که نسبت به برگزاری همه­ پرسی، تمامیت ­طلبی بارزانی و مناقشات میان اربیل و بغداد همیشه حساسیت داشته، کناره ­گیری بارزانی را مطلوب در جهتی موافق با حل مشکلات قلمداد کرد. جنبش گوران و شخصیت­ های مهم این حزب، با ابراز رضایت از از اقلیم بدون ریاست مسعود و تأکید بر اینکه رویکرد حاکم بر بر اقلیم ظرف چند سال گذشته موجب شده تا از فقدان دموکراسی در سیاست اقلیم نگرانی ایجاد شود، اقلیم را در قبضۀ حزب دموکرات توصیف کردند و کناره  ­گیری بارزانی را اتفاقی خوب اما تاکتیکی صوری بیا کردند که پس از او نیز کلیۀ اختیارات اقلیم تحت کنترل حزب متبوع مسعود بارزانی خواهد بود. جنبش گوران با تأکید بر تقسیم و توزیع صلاحیت ­ها، روند کنونی موجود در اقلیم که یک حزب بر اکثر نهادها کنترل داشته باشد را خلاف دموکراسی و ادارۀ نظام ­مند دانست. از دید حزب گوران کناره ­گیری مسعود بارزانی با این حال، سهم بسزایی در حل مشکلات اقلیم دارد. در میان خود حزب دموکرات بارزانی نیز به نظر می ­رسد به این اجماع رسیدند که کنار رفتن بارزانی از قدرت مطلوب ­ترین گزینۀ ممکن است. نیچروان بارزانی را به صورت خاص می­ توان به عنوان فردی دارای نفوذ در حزب دموکرات تلقی کرد که در اقناع کردن حزب دموکرات برای کناره ­گیری بارزانی از قدرت تلاش کرد. نیچروان پس از کناره ­گیری مسعود تاکنون به صورت مکرر خواهان مذاکره با بغداد جهت دست­یابی به توافق است و از ادامۀ بحرانی بودن شرایط نگرانی زیادی دارد. در رابطه با کشورهای خارجی هم می­ توان تحلیل ­های رسانه­ ها و مواضع شخصیت­ های سیاسی آنان را مورد توجه قرار داد. نیویورک تایمز کناره ­گیری بارزانی را تازه ­ترین نتیجۀ همه­ پرسی اقلیم کردستان عراق دانست. بر اساس این تحلیل، برگزاری همه­ پرسی توسط رهبران اقلیم یک اشتباه آشکار بیان شد که موجب شده کُردها نه­ تنها استقلال مورد مطالبه ­شان را از دست دهند بلکه خودکفایی سیاسی و اقتصادی خود را که پیش از این داشتند را نیز از دست دهند. بارزانی علی­رغم استعفا، هم­چنان به عنوان نیرویی تأثیرگذار در سیاست خواهد ماند. ریموند مک مستر (مشاور امنیت ملی آمریکا) نیز با نگاهی مثبت نسبت به کناره­ گیری بارزانی، ایدۀ استقلال و رفراندوم را ایدۀ مطلوبی برای اقلیم ندانسته و راهبرد آمریکا نسبت به شمال عراق را وجود منطقۀ قوی کُردی در چهارچوب عراقی واحد تلقی کرد. رویترز نیز با تحلیل مواضع غرب و آمریکا در مورد همه ­پرسی و کناره­ گیری بارزانی، چنین رویدادی را زمینه ­ساز آشتی میان دولت مرکزی عراق و اربیل که خصومت آن­ها بعد از برگزاری رفراندوم توازن قوا را در اقلیم کردستان عراق تغییر داد، بیان کرد. فرانسه نیز با اشاره به اتفاقات اقلیم، مسعود بارزانی را بزرگ­ترین بحران اقلیم کردستان عراق دانسته که به دنبال اصرار او بر برگزاری رفراندوم، این بحران گریبان ­گیر اقلیم کردستان عراق شده است. فرانسه با نگاهی مثبت نسبت به کنار رفتن بارزانی، برگزاری رفراندوم توسط او را تلاش جهت تجزیه عراق و خدشه وارد کردن به وحدت ملی عراق بیان کرد. این موضع­ گیری ­ها در  مورد برخی دیگر از کشورهای اروپایی وجود داشت. رسانه­ ها و برخی از مقامات انگلیس و آلمان نیز با اشاره و تأکید بر شکست پروژه استقلال، کناره ­گیری بارزانی به عنوان چهرۀ اصلی تلاش برای تجزیۀ عراق را راه ­حلی جهت مذاکره و توافق میان اربیل و بغداد بیان کردند. دولت مرکزی عراق، ایران و ترکیه به عنوان اصلی ­ترین بازیگران مرتبط با موضوع استقلال اقلیم نیز به همان شدت که با برگزاری همه ­پرسی اعلام استقلال مخالفت کردند، به همان شدت نیز با پایان ریاست و کناره­ گیری مسعود بارزانی از ریاست اقلیم موافق ­اند و این رویداد را مطابق با حل مشکلات تلقی می­ کنند. مهم­ترین نکته ­ای که در اکثر واکنش ­ها نسبت به کناره­ گیری مسعود بارزانی می ­توان مورد توجه قرار داد، این است که در اکثر تحلیل ­ها و موضع­گیری ­ها، ناکامی بارزانی از دنبال کردن اهدافش از طریق همه­ پرسی و صندوق رأی، مهم­ترین دلیل پایان ریاست بارزانی عنوان شده است.

آیندۀ اقلیم

در طول چندین سال گذشته به ویژه از زمان اعلام همه ­پرسی استقلال اقلیم تاکنون که اقلیم در دوران پس از همه ­پرسی به سر می ­برد، دو مسئلۀ مهم هم­چنان در کردستان عراق اهمیت خاصی دارند که در آینده نیز با توجه به شرایط فعلی ظاهراً تداوم خواهند داشت. این دو مسئله؛ «ابهام» و «بحران سیاسی» در کردستان عراق است. از یک سو، نوعی ابهام در مورد استقلال اقلیم و روند تحولات آن وجود داشته که گرچه مسئلۀ استقلال تا حدود بسیاری رنگ باخت اما هم­چنان ابهام در مورد آیندۀ سیاست اقلیم تداوم دارد. مسئلۀ دیگر، بحران سیاسی اقلیم است که در آینده نیز به سختی می ­توان پایانی برای آن متصور بود. مهم­ترین جنبۀ بحران سیاسی اقلیم، اختلاف و عدم اجماع بین شخصیت ­ها، احزاب و گروه­ های سیاسی موجود در اقلیم است. از یک­سو، احزاب اقلیم به ویژه گوران و اتحادیه میهنی سلطۀ حزب دموکرات بر سیاست و اقتصاد اقلیم را نمی­ پذیرند و کشمکش ­های سیاسی احزاب اقلیم ادامه خواهد داشت. از سوی دیگر، میان خود احزاب نیز اختلافاتی وجود دارد که ظاهراً حجم و گسترۀ اختلافات درون­ حزبی زیاد است. به عنوان نمونه حزب اتحادیه میهنی که از احزاب مهم اقلیم است و کمتر زمانی دچار اختلاف و انشعاب بود، از دوران قبل ازهمه ­پرسی تاکنون اختلافاتی میان افراد موجود در حزب بروز کرده است. این اختلافات بیشتر مربوط به همه ­پرسی بوده و پس از آن نیز دوام داشته است. در حزب اتحادیه میهنی عده ­ای مانند قباد طالبانی، هیرو احمد و دیگر افراد نزدیک به مرحوم جلال طالبانی با استقلال ­خواهی بارزانی مخالفت می­ کردند اما تعدادی دیگر مانند کوسرت رسول علی که رابطۀ نزدیکی با بارزانی دارد به شدت از طرح استقلال بارزانی حمایت کردند. این اختلاف پس از همه­ پرسی نیز ادامه داشته است. برخی تحلیل ­ها معتقدند در حالی­که دولت مرکزی عراق خواهان نقش­ آفرینی هر چه بیشتر اتحادیه میهنی در اقلیم است، اما حزب دموکرات و مسعود بارزانی چنین چیزی را پذیرا نیستند و بدین ترتیب، تلاش خواهند کرد تا اتحادیه میهنی را از عرصۀ سیاسی اقلیم حذف نماید. در هر صورت چنین اختلافاتی هم میان احزاب و هم درون احزاب وجود دارد. حزب دموکرات نیز به لحاظ درونی اختلاف ­نظرات زیادی در میان شخصیت­ های آنان وجود دارد. این اختلاف­ نظرات پس از شکست طرح استقلال­ طلبانۀ بارزانی بیشتر شده است. نکتۀ مهم دیگری که در رابطه با آیندۀ تحولات اقلیم می ­توان اشاره کرد این است که اقلیم در مذاکرات آتی خود با بغداد چیزی در چنته ندارد و حتی احتمال دارد که در صورت دست­یابی به یک توافق نهایی، سهم اقلیم از برخی منابع حتی از گذشته کمتر باشد. از این قرار، بحران در اقلیم تداوم خواهد داشت و احتمال دست یافتن احزاب کُردی به اجماع نظر و وحدت نسبی، دشوار است. این شرایط، به دنبال خود نوعی ابهام را در اقلیم تداعی می­ کند. اکنون که سران اقلیم برآیند مطلوبی از استقلال و همه ­پرسی به دست نیاوردند، چندان نقشۀ راه دقیقی برای آینده ندارند. بدین ترتیب، همان­گونه که مسئلۀ استقلال اقلیم طی چند ماه گذشته ابهام داشته، آیندۀ تحولات و رویدادهای اقلیم نیز مبهم به نظر می ­رسد. احتمالاً در آینده احزابی مانند اتحادیه میهنی به شکل جدی­ تری تلاش خواهند کرد تا با بازگست به بغداد و قانون اساسی عراق واحد، مشکلات را از طریق بغداد و با توسل به قانون اساسی کشور عراق حل و فصل کنند. مسئله­ ای که حتی نیچروان بارزانی سخت تقلا می ­کند و به آن تمایل دارد. نیچروان که اکنون مسئول اصلی آشتی ملی است، سعی خواهد کرد تا برخلاف رویکرد عمویش مسعود، مشکلات را از طریق بغداد حل کند. در این راستا او در برهۀ کنونی تلاش­ های زیادی انجام می ­دهد و یگانه موضع او در حال حاضر، حل مشکلات به شکل مسالمت­ آمیز با بغداد است، مسئله­ ای که کسانی مانند مسعود بارزانی خیلی دیر فهمیدند. با این حال، بغداد تاکنون در برابر بارزانی­ها سرسختی خاصی نشان داده است. در بین گروه­ های سیاسی اقلیم چنین به نظر می­ رسد که اتحادیه میهنی در آیندۀ تحولات اقلیم و روابط بین اقلیم و بغداد بتواند نقش مهمی ایفا کند زیرا نگاه دولت مرکزی عراق به اتحادیه میهنی متفاوت از رویکردش به حزب دموکرات است. بغداد اهمیت و احترام خاصی برای اتحادیه میهنی قائل است و اتحادیه میهنی نیز از روز پس از همه ­پرسی تاکنون به صورت مداوم بر ضرورت گفت ­ و ­گو و تعامل هر چه بیشتر اربیل- بغداد تأکید کرده است. به نظر می­ رسد آن­چه بغداد و اتحادیه میهنی بر آن تأکید مشترک دارند، رنگ باختن همه ­پرسی و صندوق­ های رأی مسعود بارزانی است تا از این طریق بتوان توافقی حاص کرد.

برآیند

تردید نمی ­توان کرد که سیاست و رویدادهای سیاسی مطابق میل مسعود بارزانی رقم نخورده است. بارزانی، پیشمرگی که دهه­ های متوالی از زندگی و جوانی خود را صرف مبارزۀ چریکی کرد، در چند ماه اخیر نشان داده که در عرصۀ سیاسی هنوز کارکشته نشده و به خوبی با بازی سیاست آشنایی ندارد. بارزانی در سخنرانی ­های پایانی ­اش در مورد کناره ­گیری، بارها از عباراتی هم­چون «انتظار نداشتم»، «توقع نداشتم» و «باورم نمی­شد» استفاده کرد؛ عباراتی که نشان می­ دهد او محاسبه ­گر دقیقی نبوده و سیاست ­ورزی خود را بر «اما و اگر»هایی استوار نمود که همگی متزلزل بودند و استقلال ­خواهی مسعود چونان «اُمید واهی» تا حدود زیادی به تاریخ پیوست. با این حال، شخصیت و خوی قدرت­ طلب مسعود، این فرض را در اکثر تحلیل ­ها مطرح کرده است که بعید است مسعود نیم نگاهی به بازگشت به قدرت و سیاست­ ورزی نداشته باشد. گرچه چنین فرضی اکنون دور از دسترس به نظر می ­رسد اما آنچه واقعیت دارد و میدان ابهام ­آمیز سیاست اقلیم نشان می ­دهد این است که اربیل هم­چنان کانون نفوذ خاندان پرقدرت بارزانی است. از دید حامیان حزب دموکرات، شاید اسم­ها تغییر کند اما ماهیت همان است، تنها مسعود رفته و نیچروان آمده است.

 

 

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید