بازی خوردن ترکیه در عفرین

بازی خوردن ترکیه در عفرین

قاسم محبعلی؛ مدیرکل پیشین آسیای غربی وزارت خارجه در نوشتاری با عنوان بازی خوردن ترکیه در عفرین در روزنامه اعتماد نوشت، با گذشت نزدیک به ٢٠ روز از آغاز عملیات نظامی ترکیه در عفرین، به نظر می‌رسد تاکنون ترکیه در اجرای اهدافش در این عملیات ناموفق بوده. طی روزهای اخیر ترکیه هم با پیشروی بسیار کندی مواجه شده و هم تلفات زیادی داده است. هدفی که ترکیه داشت این بود که در عرض یک یا دو روز با عملیاتی برق‌آسا به اهداف خود در عفرین برسد. شواهد موجود نشان می‌دهد که بعید است ترکیه طی روزهای آینده هم بتواند به سرعت به اهداف خود در خاک سوریه دست پیدا کند. سوریه زمین بازی‌های پیچیده قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای است. طرف‌های مختلف خارجی که در سوریه حضور دارند، هر یک ائتلاف‌های پیچیده و چندگانه‌ای را در پیش گرفته‌اند. هر یک از این طرف‌ها سعی می‌کند در عین همکاری با دیگر طرف‌ها، با آنها رقابت کند. به نوعی می‌توان گفت که حتی درون اتحادها و ائتلاف‌های حاضر در سوریه نیز نوعی میل به رویارویی نیابتی در حال افزایش است. یعنی اینکه بین دو متحد در سوریه، یکی ممکن است دیگری را ناگزیر از رویارویی با یک دشمن بکند تا هزینه‌های خودش در سوریه کاهش پیدا کند. می‌توان گفت که آنکارا در اجرای عملیات «شاخه زیتون» از دو طرف اصلی بحران سوریه، یعنی امریکا و محور ایران و روسیه، بازی خورد. از یک طرف امریکایی‌ها علاقه‌مند بودند که ترکیه را در مقابل ایران و روسیه قرار بدهند و هم ایران و روسیه علاقه‌مند بودند که در اتحاد ترکیه با امریکا و اروپا اختلال ایجاد کنند. به همین دلیل هم بود که نه مسکو و تهران و نه واشنگتن در ابتدای عملیات ترکیه، علیه این کار موضعی نگرفتند و منتظر ماندند تا ابتدا اردوگاه مقابل باشد که با آنکارا مخالفت می‌کند. انتظار آنها این بود که طرفی که اول با ترکیه مخالفت کند، در مقابل آنکارا تخریب خواهد شد. اما حالا با گذشت بیش از دو هفته از عملیات، ترکیه به نوعی دچار گرفتاری شده است. در واقع بر خلاف تصور اولیه ترکیه، کردها از موقعیت بهتری در این جنگ برخوردار هستند و طی روزهای اخیر شاید با چشم بستن امریکا از یک طرف و چشم‌پوشی‌های احتمالی روسیه و دمشق از سوی دیگر، کردها توانسته‌اند مواضع خود را در عفرین تقویت کنند. در حال حاضر همه طرف‌ها به جز ترکیه، در عین ادعای دوستی و نزدیکی با ترکیه، روی کردهای سوریه قمار کرده‌اند و با این تصور که کردها نهایتا برنده این نبرد خواهند بود، تلاش می‌کنند از این درگیری بیشترین منفعت را برای خودشان ببرند.

من اطمینان دارم که بدون توجه به نتیجه نظامی این عملیات، ترکیه به دلیل اشتباه محاسباتی و راهبردی، برنده نهایی این نبرد نخواهد بود. ممکن است که ترکیه از لحاظ نظامی قدرتش بسیار بیشتر از شبه‌نظامیان کرد سوریه باشد، اما از لحاظ نتایج عملی، هزینه اجرای این عملیات در بلندمدت برای ترکیه بسیار گران تمام می‌شود. درگیری که ترکیه شروع کرده است فقط به مرزهای سوریه منحصر نخواهد ماند. اگر ترکیه حتی تصمیم ادعایی خودش را عملی کند و به سمت شهرهای شرقی‌تر هم برود، امکان زیادی وجود دارد که استمرار این درگیری به مرزهای ترکیه سرریز کند. کردهای سوریه و ترکیه بسیار به هم نزدیک هستند. کردهای سوریه و ترکیه به لحاظ فرهنگی، سازمانی، فکری و مذهبی به هم نزدیک هستند. به همین دلیل است که در درون ترکیه اجماع در مورد عملیات عفرین وجود ندارد. وقتی در سیاست خارجی در درون یک کشور انسجام و اجماع وجود نداشته‌باشد، قطعا در اجرای اهداف با مشکل مواجه می‌شود. طی روزهای گذشته خبرهایی منتشر شده است که ترکیه تعداد زیادی از افرادی را که از انجام عملیات «شاخه زیتون» انتقاد کردند، دستگیر کرده است. نهایتا پیروزی ترکیه در این مسیری که انتخاب کرده است، بسیار غیر محتمل است چرا که ترکیه در منطقه گرفتار یک جنگ فرسایشی خواهد شد. به همین دلیل هم ترکیه بعد از مشاهده وضعیت سخت میدان نبرد در عفرین و احتمال طولانی شدن عملیات، دست کم تاکنون تصمیم گرفته است که از گسترش عملیات به سمت شرق و شهر منبج صرف‌نظر کند. به نظر می‌رسد که اشتباه محاسباتی ترکیه باعث شده است که گرفتاری بزرگی برای خود درست کند. بدون توجه به نتیجه نظامی این عملیات، بدون تردید بازنده سیاسی عملیات عفرین، آنکارا خواهد بود و مجبور می‌شود که هزینه‌های این اشتباه را در میان مدت و بلندمدت، پرداخت کند. در عین حال این عملیات تغییر در جایگاه ترکیه به عنوان یک متحد دو جانبه ایجاد نخواهد کرد. همان‌گونه که ترکیه از ابتدای درگیری‌های سوریه تلاش کرده است با نوعی بندبازی و شعبده، خود را به عنوان متحد هر دو اردوگاه درگیری در خاک سوریه حفظ کند، در ادامه نیز به همین مسیر ادامه خواهد داد. ترکیه ناگزیر به همکاری با واشنگتن از یک سو و ادامه همراهی با ایران و روسیه از سوی دیگر خواهد بود. اگر تغییری در این استراتژی بندبازی ترکیه در سوریه ایجاد شود، یک اشتباه راهبردی دیگر خواهد بود، که باز هم به هزینه‌های آنکارا در سوریه می‌افزاید. در عین حال یکی از عواملی که تصمیم‌گیری در ترکیه برای اجرای این عملیات را تسریع کرد، اعلام امریکا برای تشکیل یک نیروی شبه‌نظامی ٣٠ هزار نفره از نیروهای عمدتا کرد در شرق سوریه بود. اگر ترکیه در رسیدن فوری به اهداف خود در سوریه موفق می‌شد، شاید می‌توانست اندکی تصمیم امریکا را برای استفاده از نیروهای کرد تغییر دهد. اما واقعیت این است که هدف اصلی امریکا از تشکیل چنین نیرویی، نه ضربه زدن به آنکارا، بلکه مهار ایران و روسیه در خاک سوریه است. تصمیم امریکا برای تشکیل یک نیروی جدید به این دلیل اتخاذ شده است که در مذاکرات آینده سوریه، یک مهره قابل اتکا و کارت بازی در اختیار داشته‌باشد و در عین حال از افتادن دمشق در درجه اول به آغوش مسکو و در درجه بعد تهران، جلوگیری کند. برنامه ایجاد نیروی دفاع مرزی، آنچنان ارتباطی با ترکیه نداشت، اما در برابر ترکیه بیشترین احساس خطر را از این برنامه داشت؛ مشکل اصلی ترکیه در سوریه بیش از آنکه دولت بشار اسد باشد، قدرت گرفتن کردهای شمال سوریه است. امریکا از ابتدا قصدی برای تحریک ترکیه نداشت، اما ترکیه بعد از احساس خطر راسا وارد بازی مستقیم در خاک سوریه شد که هزینه بسیاری برای آنکارا به جا خواهد گذاشت. بر خلاف آنکارا که محاسبه دقیقی از عملکرد خود نداشت، واشنگتن دست کم بر اساس تجربه دستور تشکیل نیروی جدید در خاک سوریه را داده است. تصمیم امریکا این است که همان‌گونه که در افغانستان با تسلیح و سازماندهی نیروهای شبه‌نظامی افغان، قبائل و عرب‌افغان‌ها شوروی سابق را در خاک افغانستان زمینگیر و نهایتا مجبور به خروج کردند، در سوریه نیز همین برنامه را پیاده کنند. باراک اوباما، رییس‌جمهور پیشین امریکا سال ٢٠١۵ بعد از ورود روسیه به خاک سوریه تاکید کرد که «روسیه به باتلاق وارد شده است. » تلاش امریکا از آن زمان تبدیل کردن زمین سوخته سوریه به باتلاقی عمیق برای روسیه است. البته نمی‌توان پیش‌بینی کرد که امریکا توانایی رسیدن به این هدف را دارد یا نه، اما ماهیت سیاست امریکایی‌ها در سوریه بسیار بلندمدت‌تر و دوراندیشانه‌تر از ترکیه است.

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید