محاسبات اشتباه و سقوط عفرین/صادق ملکی

محاسبات اشتباه و سقوط عفرین/صادق ملکی

دیپلماسی ایرانی: در سکوت مسکو، واشنگتن، تهران، بغداد و حتی دمشق و اربیل، عفرین سقوط کرد. منطقه و نظام بین الملل حداقل در شرایط کنونی میان دوگانه گزینه دولت کردی یا ترکیه قوی، ترکیه قوی را برگزیده است، هرچند تلخی و نگرانی از آن هم کم نباشد.

درک موقعیت و ظرفیت ها بخش مهمی از موفقیت است. کردها اگرچه پیروز تحولات خاورمیانه بوده اند، اما نباید از این موقعیت سرمست شده و برای تغییرات ژئوپلتیک گام برمی داشتند. پس از همه پرسی اربیل، سقوط عفرین بیش از هر عاملی حاصل اشتباهات محاسباتی کردهاست. کردها کمتر موقعیت و وزن خود در معادلات منطقه ای و در نظام بین المللی را درک کرده اند. مذاکره با تل آویو و قبول دو دولت توسط بخش مهمی از فلسطینی ها حاصل درک راهبردی از میزان توان و شناخت از سازوکارهای نظام بین الملل بوده است. خطاهای راهبردی بر سرنوشت کشورها و ملل تاثیرات ماندگار دارد. زخم از دست دادن عفرین اگرچه براحتی التیام نخواهد یافت، اما می تواند عامل تنظیم رفتار و سیاست آینده کردها باشد. معادلات این جهان از دیروز تا به امروز نه بر اساس عدالت بلکه بر پایه قدرت بوده و علیرغم این اصل کلی، کردها همچنان به دنبال آرمانی هستند که دور از ظرفیت آنند. کردها می تواند شیعه یا سنی باشند اما هنگامی که کرد شوند بازیچه ای می شوند که سرانجام آن مسلخ خواهد بود.

در سکوتی دهشتناک، عفرین به دست عناصر ارتش آزاد (بخوانید داعش) و نظامیان ترک سقوط کرد تا شاید کردها درس گرفته و بدانند که بیش از تنگنای جغرافیایی، آنان گرفتار عدم وجود متحد راهبردی برای خروج از تنگنای ژئوپلتیک می باشند. کردها بدانند حتی در شرایط خاص، تل آویو نیز در کنار آنان نخواهد بود.

سقوط کانتون عفرین تنها نشانگر شکست نظامی کردها نبود، بلکه هجمه به فرهنگی بود که کردها میراث دار آن بودند. به رگبار بستن مجسمه کاوه آهنگر در میدان مرکزی عفرین، توسط ضحاکان، نه تنها حمله به نماد ظلم ستیزی بود، بلکه نمایش تنفر از یکی از اسطوره های تاریخی ایران بود. در واقع شلیک و به زیر کشیدن مجسمه کاوه شلیک به عقبه ایران فرهنگی و از منظری تبلور انتقام از ایرانی بود که از عثمانی تا امروز مهمترین سد و مانع سطه جویی ها ترک ها بوده است.

میراث داران عثمانی که همچنان خوی مغولی خود را حفظ نموده اند، بر این باورند که هر آنچه نام و نشانی از ایران چه در قالب مذهب شیعه و چه در قالب ایران تاریخی داشته باشد برای آنان خطر بوده و باید با آن مبارزه گردد. اردوغان با الگوگیری از گوبلز صحنه سیاست را بسیار آلوده کرده است. او با بازی با احساسات سطحی مردم ترکیه، مخالفان خود چون قلیچدار اوغلو رهبر حزب جمهوری خواه خلق و بسیاری از کردها را زرتشتی و علوی خطاب می نماید تا با سوءاستفاده از بستر مذهبی، سربازگیری نماید. در حالی که نه کردها زرتشتی اند و نه علوی بودن می تواند دلیلی بر سرکوب باشد.

آنکارا در سقوط عفرین تصور می کند هوشمندانه عمل کرده است. اردوغان با زیرکی نظامیان و عناصر داعشی را در پشت دروازه های عفرین نگه داشت تا فتح عفرین همزمان با فتح چناک قلعه در ۱۸ مارس باشد، اما او غافل از آن است که سقوط عفرین حاصل تجاوز و پیروزی در نبرد گالیپولی، حاصل جنگی دفاعی بوده است.

عفرین دیگر بعید است به شرایط گذشته بازگردد اما این به معنای دوام و ماندگاری شادمانی اردوغان نخواهد بود. دست های آلوده به خون مردم عفرین که سرمایه انتخابات ریاست جمهوری اردوغان گردیده است می تواند در آینده خود عامل بسیاری از معضلات برای ترکیه و منطقه گردد. علیرغم همه این سخنان، باید گفت ترکیه به رهبری اردوغان خوب بازی کرده و توانسته است آنچه را در سیاست جنگی به دست نیاورده بود، در سایه تعامل و مذاکرات آستانه و سوچی به دست آورد. حتی اگر معامله ای بر سر غوطه شرقی با عفرین نیز صورت گرفته باشد، باز آنکارا توانست تهران، مسکو، واشنگتن، بغداد، دمشق و شاید اربیل را در عمل انجام شده قرار دهد. بازی در درون بازی، بخش مهمی از راهبرد بازیگران خاورمیانه گردیده و این عملکرد خود یکی از مهمترین عوامل تداوم بحران در منطقه گردیده است.

نکته آنکه همزمان و در هیاهوی سقوط عفرین، کنگره حزب حرکت ملی گرا برگزار شده و دولت باغچه لی ضمن انتخاب مجدد به رهبری این حزب اعلام کرد از ریاست جمهوری اردوغان حمایت می نماید. در همین فضا و در واکنش به سقوط عفرین، سلیمانیه سه روز عزای عموم اعلام کرد و اربیل به این اقدام اعتراض کرد. اربیل براستی در کجای سقوط عفرین قرار دارد. سکوت اربیل و اعلام احتمال حمله به سنجار توسط اردوغان آیا نمی تواند حاصل نوعی نزدیکی و هماهنگی میان اربیل- آنکارا در مبارزه با پ ک ک، تضعیف عنصر شیعی و تاثیرگذاری بر معادلات میان تهران، بغداد، اربیل و آنکارا باشد. در این میان برای ترکیه اگر دستیابی به حلب یا موصل رویای دور است اما تسلط بر عفرین تا سنجار می تواند تحقق بخشی از احیای رویای نوعثمانی بوده و شوق های ناشی از آن التیام اشک های از دست دادن این سرزمین ها باشد.

سخن آخر آنکه نوروز برای کردها و در این میان برای مردم عفرین چون سال های گذشته نخواهد بود. شکست عفرین و تلخی نوروز برای کردها در بخش مهمی حاصل عملکرد بد و اشتباه محاسباتی رهبران کرد می باشد. عامل و یا عوامل خارجی در شکست کردها بسیار مهم است، اما کردها برای شکست هایشان بیش از عامل خارجی، باید به عوامل داخلی و واکاویی عملکرد خویش بپردازند.

 

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید