معرفی و نقد کتاب: تاریخ کردستان (۱۳۳۰ – ۱۳۴۴ه.ق)، «تألیف ملا محمدرضا ابن صوفی سلیم»/نقد و بررسی: برومند سورنی

معرفی و نقد کتاب: تاریخ کردستان (۱۳۳۰ – ۱۳۴۴ه.ق)، «تألیف ملا محمدرضا ابن صوفی سلیم»/نقد و بررسی: برومند سورنی

معرفی و نقد کتاب: تاریخ کردستان (۱۳۳۰ – ۱۳۴۴ه.ق)

تألیف ملا محمدرضا ابن صوفی سلیم ؛ تصحیح دل آرا مردوخی،

نگارنده: برومند سورنی، (دانشجوی دکتری تاریخ)

اوضاع ایران از جنبه های گوناگون در سال های پایانی حکومت قاجار تا برآمدن رضاشاه پهلوی سرشار از حوادث و رویداد های گوناگونی است که خوشبختانه به مدد آثار  مکتوب متعدد باقی مانده از این دوره تا حد بسیار زیادی از ناگفته ها و مجهولات تاریخی آن مکشوف و روشن شده است. تحولات متعدد داخلی از نهضت مشروطه، فراز و فرود سریع کابینه ها، شورش عشایر و طوایف،قحطی ها و مصائب بیشماری که بر مردم گذشت تا نگاه توسعه طلبانه و ستیزه جویانه دول خارجی که منجر به جنگ جهانی اول و تأثیر گذاری مستقیم بر  حوادث ایران گشت، همگی در نوشتارهای گوناگون به تصویر کشیده شده است. در این میان صفحات غربی ایران به خصوص ناحیه اردلان به دلیل همجواری با عثمانی و ناحیه بین النهرین( عراق امروزی) و قرار گرفتن در مسیر ترانزیتی روس ها از جهات گوناگون مورد اهمیت بود و در نگاه سیاسیون و دولتمردان آنروز از جایگاه و پایگاه والایی برخوردار بود. در بررسی رویدادهای این دوره تاریخی ایران، درباره ناحیه کردستان اردلان به دلیل کمبود منابع تاکنون آنچنان که  بایسته است پژوهش جامعی صورت نگرفته است. کتاب «تاریخ کردستان» اثر  ملا محمدرضا ابن صوفی سلیم با تصحیح خانم « دل آرا مردوخی» تا حد زیادی می تواند به پژوهشگران در بازخوانی رویدادهای ایران و اردلان در این برهه تاریخی کمک می کند.

اثر یاد شده به رویداد های کردستان اردلان و به ویژه شهر سنندج از سال ۱۳۰۰ه.ق تا ۱۳۴۴ه.ق مطابق با ۱۲۹۱ه.ش تا ۱۳۰۵ه.ش می پردازد. نویسنده کتاب با استناد به آنچه خود در متن نوشته اشاره کرده است از ملایان و مکتبداران شهر بوده است و در سال ۱۲۸۰ه.ق دیده به جهان گشوده است (ص۶۳ و ۱۱۷)و در سال ۱۳۴۴ه.ق از دنیا رفته است. بر مذهب سنت و جماعت بوده است( ص۶۳).

با توجه به عنوان کتاب، تاریخ کردستان، به اشتباه نباید تصور شود که حوادث کل کردستان اردلان به تصویر کشیده شده است بلکه نویسنده بیشتر بر  انعکاس رخدادهای شهر سنندج اهتمام ورزیده است. او هدف خود را از نوشتن  کتاب این گونه بیان می کند: « بدان جهت این تاریخ انقلاب کردستان نوشتم، چون به چشم خود دیدم و به گوش خود شنیدم، این مختصر از مفصلی به حیطه تحریر کشیدم ، برای یادگار زمانه و روزگار این ولایت ما خوب بوده…..»( ص۷۲).

مولف از جهات گوناگون اطلاعات و داده های مفید و مناسبی از حوادث کردستان اردلان را به رشته تحریر درآورده است که در نوع خود بدیع و تازه به نظر می رسد. علاوه بر مسائل سیاسی که وجهه غالب آثار تاریخی می باشد، از مسائل اقتصادی و اجتماعی سخن به میان آورده است که بر اهمیت کتاب دوچندان می افزاید.

کتاب از نگارشی به زبان فارسی و با نثری ساده و روان و الهام گرفته از نثر قائم مقام فراهانی تلاش کرده است بر زیبایی های ادبی متن بیفزاید. و غالبا با کمک گرفتن از آرایه ی جناس و استفاده از وآژگان هم قافیه تلاش نموده در جهت ارائه متنی زیبا و  دلنشین گام بردارد. از جمله «……. هیجدهم حوت برای استشکاف و استنطاق و استبصار و استحقاق مرتکب این ماده……»( ص۱۶۱). علاوه بر این در جهت زیبایی بخشی بیشتر به متن از شعر شاعرانی مانند فردوسی، سعدی ، حافظ و جامی بهره برده است و با تغییری اندک وجایگزینی کلمات دیگر شعر را در راستای مقصود به کار گرفته است.( ص،۱۱۵؛ ۱۱۸؛ ۱۶۲؛ ۱۷۴). همچنین خود مولف از طبع شعری برخوردار بوده است و با سرودن اشعاری مناسب با حوادث،  قریحه و توانایی شعری خود را نشان داده است( ص۱۲۵و ۱۵۱) او به منظور غنابخشی به نثر خود در موارد متعددی از واژگان کُردی استفاده کرده است به عنوان نمونه؛ دلسه( حلیه- دروغ)؛ گله (گلوله)؛ لار (کج)؛ زلان ( باد سرد جنوبی)  از جمله این واژگان می باشد و در نهایت از آیات قرآن کریم غافل نیست و در موارد متعدد از آیات قرآن سودجسته است. مولف علاوه بر تسلط بر علوم ادبی و دینی، به نظر می رسد در علم نجوم و گاهشماری ملل مختلف هم تبحری داشته است، چرا که هنگام ( آمدن قائم مقام) و ورود او را  به شهر سنندج، با تطبیق زمان این رخداد با تقویم ملل دیگر، آگاهی خود را به رخ می کشد( ص۱۸۳) و یا در جای دیگر این مهارت خود را به رخ می کشد( ص۱۶۸).

در نگارش وآژگان و تاریخ در بعضی موارد اشتباهاتی رخ داده است. به طور مثال طایفه «ورمزیار» را « رمزیار» نوشته است (ص۲۴) چه که در هیچ یک از منابع تاریخی طایفه کردتباری به نام رمزیار دیده نمی شود و این شاید خطای نگارشی باشد که فرصت تصحیح آن فراهم نشده است. یا در  جایی دیگر (ص۵۱) به اشتباه « شنبه ………. رمضات المبارک و……… برج سرطان » را احتساب کرده است در حالیکه با استناد به صفحه قبل که دوشنبه را بیست و ششم ماه رمضان نوشته است؛ پس شنبه اول ماه شوال می شود. همچنین بنای شهر سنندج را به سلیمان خان ببه نسبت داده است (ص ۱۶۵) در حالیکه سلیمان اردلان به دستور شاه صفی صفوی این کار را کرده است.  در مورد دیگر؛(ص ۱۷۰) به اشتباه وفات سیدضیااالدین طباطبایی را توطئه ای از جانب انگلیسی ها در سال ۱۳۰۰ه.ش نوشته است. در حالیکه سیدضیالدین در سال ۱۳۴۸ه.ش به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.

مؤلف از نظر دیدگاه و بینش سیاسی – مذهبی؛ فاقد هر گونه گرایشی سیاسی به تفکرات و ایدئولوژی های سیاسی مانند بلشویسم و دمکرات بوده است و بر مذهب اهل سنت و جماعت استوار و راسخ می باشد( ص۶۳) اما از تعصب مذهبی به دور بوده است و طرفدار تقریب و نزدیکی مذاهب اسلامی می باشد، چرا که تصریح می کند؛ سنی و شیعه هر دو یک خدا، پیامبر ، کتاب، قبله و دین دارند و مسببان و عاملان تفرقه میان مسلمانان را به غضب خداوند واگذار می کند(ص ۱۸۰).

اطلاعات و داده های تاریخی کتاب از سه منظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی درخور ستایش و قابل توجه می باشد. از منظر سیاسی، مجهولات  رویدادهای سیاسی اواخر حکومت قاجار و اوایل دوره پهلوی را به رشته تحریر درآورده است و گامی در جهت تکمیل کردن و شفاف کردن کلاف سردرگم تاریخ ایران و کردستان اردلان در این دوره می باشد.  منابع نوشته های او علاوه بر دیده ها و مشاهدات خود، از شنیده ها و مسموعات او از معتمدین و افراد صحیح القول و حتی روزنامه ها هم می باشد.  از جمله می نویسد؛ « اعزاز الملک به قراری که شنیدم نود خروار گندم……..» ( ص۸۰). یا در جای دیگر اشاره می کند: « باز در همان وقت به قرار روزنامه، در چنان هنگامه، دولت ژاپون، به امر بیچون،………» (ص۲۰۹).

به دلیل ظلم و ستم های فراوان روس ها در حق مردم سنندج و بخصوص کشتن فرزند پسرش توسط روس ها ( ص۶۲)، مولف به شدت گرایش های ضد روسی دارد و در موارد متعدد با قلم خود بر آنان می تازد. اما این باعث نشده است او از کتمان حقایق خود داری کند و پا از جاده انصاف بیرون بگذارد. هر جا که رفتار و سلوک نیک و حسنه ای از آنان دیده یا شنیده است، بازتاب داده است(ص۵۹و ۶۵) بر خلاف موضع ضد روسی،  انگلوفیل به نظر  می رسد و نسبت به انگلیسی ها دیدگاهی حسنه دارد. می نویسد: « (انگلیسی ها) بسیار بی آزار و اذیت هستند، برعکس قانون روسی های مردود.»(ص۸۸). در کنار دیدگاه خاص نسبت به اجانب و بیگانگان، رفتار و  سلوک هموطنان خود را در  برخی موارد به انتقاد می گیرد( ص ۱۹۲) با این روش از مواضع یک جانبه دوری می جوید و دیدگاهی همه جانبه نسبت به علل و عوامل حوادث و آلام و رنج های مردم دارد.

به صورت جسته و گریخته از وجود طرفداران اندیشه های جدید، دمکرات و بلشویسم در سنندج یاد می کند ولیکن از پردازش و ژرفکاوی آن در  آنجا سخنی به میان نمی آورد (ص۷۴و ۱۴۱). مولف نسبت به تغییر حکومت قاجار به پهلوی  موضعی بی طرفانه اما هشدارآمیز به وضعیت جمهوری مورد حمایت رضاشاه اتخاذ کرده است و می گوید :« خدا عاقبت این جمهوری خوب گرداند اما بوی خوش از روزگار به مشامم نمی رسد( ص۲۱۶) اما در جای خود از شاه پهلوی با القالب و عناوین پرمطنطن یاد می کند و از او با عناوینی«ارسطو روش»، « لقمان منش»، «بهمن دشمن شکن» می ستاید( ص۲۳۰). ملا محمدرضا بنا بر اینکه مایل است حوادث سنندج را رشته تحریر درآوردبا اینکه از فحوای متن برمی آید از اطلاعات مفیدی برخوردار است، از بسط و توسیع حوادثی که خارج از جغرافیای کردستان اردلان است خودداری می کند.

از منظر اجتماعی ، تاریخ کردستان علاوه بر پردازش اوضاع سیاسی کردستان و توجه به قشرهای مسلط و قشون کشی ها و درگیری های مرسوم میان ارباب قدرت؛ به سایر ارکان و طبقات اجتماعی بذل توجه نشان داده است و آگاهی های مفید و نسبتا مبسوطی از آنان به دست می دهد. و حتی از وسایل و لوازم مورد استفاده در خانه ها غفلت نکرده است و در جای مناسب از آنان یاد کرده است(ص۸۷) از اخلاق عمومی مردم شکایت می کند و می نویسد؛ ایمان و اسلام نزد مردم ارزشی ندارد؛ ربا و عدم پرداخت زکات و غیبت و حسادت را عامل ویرانی این ولایت توصیف می کند( ص ۹۷). در کنار عوامل خارجی، مولفه ها و مسببان داخلی را در نابسامانی و رنجبری مردم و آشفتگی های اقتصادی و اجتماعی شریک می داند و  از مکر و حیله و زیاده خواهی آنان می نالد( ص۹۷).

مولف حتی از غذا و میوه های مورد استفاده مردم یاد می کند(ص۲۱۱ و۲۴۴). از دیگر محاسن کتاب؛ اشاره به طبقات و اصناف حاضر در شهر سنندج می باشد( ص۲۳۸) که در شناخت اوضاع اجتماعی و بازار  و توجه به طبقات پائین و لایه های زیرین جامعه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.

دیگر وجه ممتاز کتاب؛ برجستگی و نمود داده ها و اطلاعات اقتصادی مندرج در متن نوشتار می باشد. ملامحمدرضا با آوردن جزئیات قیمت ها و محصولات مورد استفاده مردم، فراز و نشیب و اوضاع اقتصادی کردستان در این برهه تاریخی را به نمایش می گذارد. مولف عامل این وضعیت را تنها مربوط به حضور قوای بیگانه در این ناحیه نمی داند بلکه فرصت طلبان و محتکران را مورد سرزنش قرار می دهد که با هدف کسب سود اقتصادی از این وضعیت سواستفاده می کنند و این همه رنج و سختی را بر مردم تحمیل می کنند(ص۹۳و ۹۷).  از دیگر موارد؛ اشاره او به مفاسد اقتصادی در میان رجال و بزرگان شهر می باشد (ص ۱۴۹و ۱۵۹).

تاریخ کردستان بازتاب آلام و رنج های و  قصه ی پر غصه ی مردمی است که در میان مطامع استعماری بیگانگان و  بی تدبیری رجال و بزرگان و محترکان محلی زندگی را سپری می کنند. این کتاب علاوه بر مسائل سیاسی و توجه به طبقات بالاو عالیه؛ اوضاع طبقات پایین و فرودست جامعه را با ذکر جزئیات به رشته تحریر درآورده است. در شناخت اوضاع کردستان اردلان در سال های پایانی قاجاریه و آغازین حکومت پهلوی راهگشای محققان و مورخان می باشد.

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید