روابط اربیل و بغداد و سرانجام همه­ پرسی کردستان عراق/ماهنامه «نامه هویت»

درآمد

رفراندوم اعلام استقلال اقلیم کردستان عراق از جمله رویدادهای مهمی بود که تاکنون نیز موضوع بسیاری از تحلیل­ های سیاسی دربارۀ تحولات عراق است. رفراندومی که داعیۀ جدایی و استقلال داشت و با تعهدات آرمان­گرایانۀ برخی از نخبگان سیاسی اقلیم پیاده­ سازی شد اما برآیند خوشایندی برای اقلیم و بانیان این ماجرا نداشت. نباید فراموش کرد که ایجاد حرکت گریز از مرکز زمانی در ذهن نخبگان قوم ­گرا تداعی می­ شود که دولت مرکزی ضعیف باشد و این گونه گمان شود که امکان انسجام و احیای دولت مرکزی وجود ندارد. بارزانی و حزب دموکرات نیز چون عراق را درگیر مبارزه با داعش و بنیادگرایی می­ دیدند، فرصت را غنیمت شمرده و گمان می­ کردند عراق و منطقۀِ خسته از مبارزه و جدال با تروریسم، مقابل موج ناسیونالیستی مسعود گردن می ­نهند. اما تحولات پس از رفراندوم، چنین توهمی را تأیید نکرد و همه ­پرسی کردستان عراق چندان نتیجۀ درخشانی برای مردم این منطقه به ارمغان نیاورد. پس از همه ­پرسی روابط اربیل و بغداد به سمتی پیش رفت که بازندۀ اصلی ماجرا اربیل بود و تداوم اختلافات درونی در اقلیم، اعتراضات اجتماعی و نابسامانی ­های اقتصادی باعث شد تا اقلیم بیش از آنکه به رویای استقلال بیاندیشد، سعی کند موجودیت خود را حفظ کند و امیدوار باشد عراق و منطقه تا حدودی نسبت به آنان انعطاف نشان دهند. تلاشی که از زمان روی کار آمدن نیچروان بارزانی شروع شد و او بر خلاف عمویش مسعود، تلاش داشت تا از میزان اختلافات بکاهد و بیش از رویاپردازی برای استقلال و جدایی، اقتصاد و معیشت مردم اقلیم و یافتن مسیری برای سازش با بغداد را مطمح نظر قرار دهد. از این قرار، روابط اربیل و بغداد و چگونگی برخورد و رویکرد این دو نسبت به هم، مهم­ترین موضوع و مسئله پس از برگزاری رفراندوم بود. نوشتار حاضر از منظر روابط اربیل و بغداد از زمان برگزاری همه ­پرسی تاکنون تحولات مربوط به کردستان عراق را بررسی می­  کند.

اوضاع اقلیم پس از همه­ پرسی اعلام استقلال

کردستان عراق پس از برگزاری همه ­پرسی اعلام استقلال در سپتامبر ۲۰۱۷ بیش از آن ­چیزی که تصور و تحلیل می ­شد دچار زیان گردید. اقتصاد و سیاست اقلیم کردستان عراق تا آستانۀ فروپاشی پیش رفت و اختلافات و انشعابات سیاسی اقلیم را در ورطۀ ناآرامی ­های گسترده­ ای انداخت. بارزانی و حزب دموکرات گمان می ­کردند در خوشبینانه ­ترین حالت به استقلال می­رسند و عراق، منطقه و نظام بین  ­الملل در برابر ناسیونالیسم قومی مدِّ نظرشان تسلیم خواهد شد و در غیر اینصورت، در بدبینانه­ ترین حالت می­ توانند با عَلَم کردن گفتمان استقلال و نتایج رفراندوم، دولت مرکزی عراق را سخت تحت فشار قرار ­دهند تا امتیازات بیشماری کسب کنند. امتیازاتی همچون تسلط بی­  چون و چرا و بی­دردسر بر چاه­ های نفتی کرکوک و افزایش بودجۀ سالانه اقلیم. اما اصرار نابخردانه بر برگزاری همه ­پرسی اعلام استقلال و پافشاری بیهوده بر عدم ابطال نتایج همه­ پرسی منجر به کناره­ گیری مسعود، از دست رفتن کرکوک و جولان اختلافات و انشعابات در اقلیم شد.

کردستان عراق از روز پس از ۲۵ سپتامبر (روز رفراندوم) با مشکلات و چالش­ های متعددی مواجه شد. از یکسو هیچ کشوری به استقلال اقلیم و نتایج همه­ پرسی مشروعیت نداد و بارزانی همچون قبل از رفراندوم پس از آن نیز تنها ماند. کشورهای منطقه همانند ایران و ترکیه همسو با دولت مرکزی عراق اقلیم را تحریم کردند و فشارها و انتقادات بین ­المللی، مسعود و حزب دموکرات را بانی شرایط اقلیم دانستند. بودجۀ سالانۀ اقلیم کاهش یافت و دولت مرکزی عراق هر نوع گفتگو با اقلیم را مشروط به ابطال نتایج همه­ پرسی دانست. کرکوک نیز تحت کنترل نیروهای عراق درآمد و چاه­های نفتی بسیار زیادی از کنترل دولت اقلیم بیرون آمد. اما این تمام ماجرا نبود. سرانجام همه­ پرسی اقلیم بر اختلافات درونی اقلیم افزود و تنش سیاسی میان احزاب و نارضایتی مردم بیش از پیش افزایش یافت. پس از همه­ پرسی فشار و انتقاد بر حزب دموکرات به گونه ­ای افزایش یافت که مسعود بارزانی کنار رفت و به دنبال آن احزاب سیاسی اقلیم انتقادات گسترده­ ای را نسبت به دولت اقلیم و حزب دموکرات مطرح کردند. مهم­ترین انتقاد احزابی همچون اتحادیه میهنی، گوران، جماعت اسلامی و ائتلاف برای دموکراسی و عدالت، بحث رفراندوم بود. بر خلاف تصور بارزانی، همه­ پرسی وحدت نیافرید بلکه خالق نفرت بود. احزابی همچون اتحادیه و گوران علت اصلی نابسامانی اقلیم را تصمیم خودخواهانه برای برگزاری رفراندوم تلقی کردند و تکرار چنین تصمیماتی را تهدیدی جدی برای موجودیت اقلیم دانستند. از این قرار، همه­ پرسی در کانون توجه و نقد جریان­ها و گروه­ های سیاسی اقلیم قرار گرفت و نگاه خوشایندی نسبت به آن در ماه­ های پس از برگزاری در اقلیم مشاهده نمی­شود. رفراندوم اعلام استقلال اقلیم در صورتی که علی­رغم شکست، می­ توانست در اقلیم وحدت ایجاد کند و احزاب سیاسی را به ائتلاف و اتحاد می­ رساند، دستاورد و برآیندی نسبتاً مطلبوب تلقی می­ شد اما نفس و ماهیت همه­ پرسی مورد نقد برخی شخصیت­های اثرگذر و احزاب قدرتمند و سنتی اقلیم قرار گرفت و تاکنون نیز بسیاری از این گروه­ها معتقدند که همه ­پرسی اعلام استقلال، اقلیم را تا آستانۀ فروپاشی و اضمحلال پیش برد. چنین نگاهی نسبت به همه­ پرسی و ایدۀ استقلال بیانگر آن است که سرانجام همه ­پرسی اعلام استقلال جز نارضایتی، ابهام و اختلافی حاصلی در بر نداشت.

همه­ پرسی منجر به اختلاف در میان احزاب شد و کمتر کسی تصور می ­کرد چنین شرایطی در فاصلۀ کوتاهی پس از همه­ پرسی به وجود آید. همه­ پرسی اقلیم سرانجام چندان روشنی برای این دیار نداشته است. فضای سیاسی اقلیم از روز پس از همه­ پرسی تاکنون نشان از اختلاف سیاسی، انشعابات درون­ حزبی، اعتراضات اجتماعی و نابسامانی­ های اقتصادی بسیاری می­ دهد. این اوضاع بیانگر آن است که رفراندوم دستاورد مثبت و ارزنده­ای برای اقلیم به همراه نداشته است. برعکس، بر عمق اختلافات درونی اقلیم افزود و اختلافات و کدورت  ­هایی میان اربیل و بغداد نیز ایجاد کرد. می­توان مهم­ترین مسئله پس از همه­ پرسی اقلیم را روابط اربیل و بغداد دانست و از این زاویه تحولات اقلیم را بررسی کرد.

روابط اربیل و بغداد از زمان همه­ پرسی اعلام استقلال تاکنون

به طور کلی روابط اربیل و بغداد از زمان برگزاری رفراندوم اعلام استقلال اقلیم کردستان تاکنون را می ­توان به سه دورۀ کلّی تقسیم­ بندی کرد: دورۀ تنش و اختلاف، دورۀ صبر و انتظار و دورۀ تلاش برای عادی ­سازی روابط.

الف) دورۀ تنش و اختلاف

این دوره از زمانی آغاز شد که نخبگان سیاسی اقلیم کردستان عراق بدون توجه به درخواست­های دولت مرکزی عراق، اصرار کشورهای منطقه و پیشنهادات نظام بین­ الملل اقدام به برگزاری رفراندوم اعلام استقلال کردند. این تصمیم باعث شد تا دولت مرکزی عراق تصمیم به عدم پذیرش نتایج رفراندوم گیرد و بدون توجه به درخواست کردستان عراق به همراه همسایگان و نظام بین ­الملل نتایج همه­ پرسی اعلام استقلال را فاقد ارزش تلقی کردند. از سوی دیگر حزب دموکرات کردستان عراق و دولت اقلیم نیز مصرّانه بر جدایی اقلیم پافشاری کردند و استقلال کردستان از عراق را اجتناب­ ناپذیر تلقی کردند. این موضع­ ­گیری دوجانبه باعث شد تا اربیل و بغداد نتوانند به راحتی یکدیگر را قانع کنند و بدین ترتیب، اختلاف بسیاری از نظر رویکرد سیاسی بین این دو پیش آمد. دولت کردستان عراق با تشکیل شورا و کمیته­ های استقلال، از دولت مرکزی عراق خواست تا مانعی برای آنان ایجاد نکند. از سوی دیگر دولت مرکزی عراق نیز اقلیم را بخش جدایی­ ناپذیر عراق دانست و تصمیمات متعددی جهت تنبیه عاملان اصلی برگزاری رفراندوم اتخاذ کرد. دولت مرکزی عراق  به همراه همسایگان منطقه­ ای دارای جمعیت کُرد یعنی ایران  و ترکیه تصمیم بر تحریم اقلیم کردستان عراق گرفتند. بدین ­سان، تعاملات اقتصادی میان این کشورها و کردستان عراق تحریم شد. از سوی دیگر، پروازهای بین­ المللی به اربیل نیز خاتمه یافت و به نوعی اقلیم از سوی دولت مرکزی عراق محاصرۀ هوایی شد. دولت مرکزی عراق همچنین بر اساس رأی پارلمان و دادگاه تصمیم به پیگرد قانونی سران اقلیم گرفت. به همین شکل، دولت مرکزی عراق تصمیمات تنبیهی متعددی علیه اقلیم کردستان عراق اتخاذ کرد. نخست­ وزیری دولت مرکزی عراق سهم اقلیم از بودجۀ سالانۀ عراق برای سال آتی را کاهش داد و پرداخت حقوق کارمندان اقلیم را منوط به لغو کامل نتایج همه­ پرسی استقلال دانست. بغداد هر نوع مذاکره یا رفع تحریم اقلیم را مشروط به ابطال نتایج همه ­پرسی کرد و موفق شد  قدرت­های منطقه­ ای و نظام بین­ الملل را نیز با تصمیمات خود همراه سازد. این تصمیمات و مواضع دوجانبه تنش و اختلافات بسیاری بین اربیل و بغداد ایجاد نمود. اصرار دو طرف بر کوتاه نیامدن از رویکردهای خود طرفین را به جنجالی بزرگ نزدیک می­ کرد و کرکوک به مثابۀ کانون آشوب و تنش میان اربیل و بغداد تلقی می­شد. مقامات اقلیم پس از برگزاری رفراندوم در کرکوک (که بر اساس قانون اساسی متعلق به همه اقوام و مذاهب عراق است) و گسیل نیروهای نظامی پیشمرگه در این منطقه، دولت مرکزی عراق را وادار به واکنش کردند. بدین­سان کرکوک به کانون اصلی اختلافات تبدیل شد. دولت مرکزی عراق پس از هشدارهای متعدد، به سمت کرکوک نیروی نظامی فرستاد و سرانجام کرکوک بدون مقاومت چندانی از سوی پیشمرگه به کنترل دولت مرکزی عراق درآمد. در ماجرای کرکوک باید به این نکتۀ مهم اشاره کرد که اگر  تدبیر حزب اتحادیه میهنی و خاندان مرحوم جلال طالبانی نبود، این منطقه ممکن بود به عرصۀ برادرکشی تبدیل می­شد. اتحادیه میهنی با وساطت بین دولت مرکزی عراق و پیشمرگه در کرکوک، از ایجاد جنگی خونین جلوگیری کرد. بدین ترتیب، با پایان ماجرای کرکوک، تا حدود زیادی بحث استقلال کردستان عراق به محاق رفت و نخبگان سیاسی و برخی جریان­های اقلیم مانند اتحادیه و جنبش تغییر مواضع انتقادی بسیاری علیه مسعود بارزانی و دولت کردستان عراق اتخاذ کردند. کنترل کرکوک توسط دولت مرکزی عراق موجب ناخوشایندی دولت اقلیم شد و مسعود بارزانی اقدام دولت مرکزی را ناجوانمردانه و تدبیر اتحادیه میهنی را خائنانه دانست. از این قرار، رویدادهای پس از برگزاری رفراندوم یعنی تصمیمات و اقدامات تنبیهی دولت مرکزی عراق  و ماجرای کرکوک دوره تنش و اختلاف میان اربیل و بغداد بود. این دوره تا زمان کناره ­گیری مسعود بارزانی از ریاست دولت اقلیم تداوم یافت.

ب) دورۀ صبر و انتظار

این دوره از روابط میان اربیل و بغداد از زمان استعفای ریاست کردستان عراق و روی کارآمدن نیچروان بارزانی شروع شد. در این دوره، از میزان مواضع اختلاف­ انگیز دو جانبه کاسته شد و بسیاری از جریان­های درونی کردستان عراق رفته رفته، برگزاری رفراندوم را اشتباهی جبران­ ناپذیر قلمداد کردند. در این دوران، درخواست ­های متعددی از سوی دولت­ های منطقه از جمله ایران برای کاهش اختلافات ارائه می­شد. از سوی دیگر، دولت مرکزی عراق گرچه همچنان بر تصمیات خود اصرار می­ ورزید اما نسبت به دورۀ قبل موضع هشدارآمیز چندانی اتخاذ نکرد. با توجه به اینکه با روی کار آمدن نیچروان بارزانی اعتراضات نسبتاً گسترده­ای در اقلیم کردستان عراق شکل گرفت و مردم آن منطقه نسبت به شرایط نابسامان اقتصادی، فساد سیاسی و آسیب­های اجتماعی در کردستان عراق تظاهرات کردند؛ توجه نیچروان بیشتر معطوف به اوضاع داخلی اقلیم بود. در این دوره، شرایط نه جنگ نه صلح بین اربیل و بغداد حاکم بود و هر کدام از طرفین منتظر انعطاف طرف مقابل یا میانجیگری قدرت­های منطقه بودند. از یکسو، بغداد انتظار داشت تا اربیل بر بازیگری در عراق واحد و یکپارچه تأکید کند و از این طریق به سوی حل اختلافات و دستیابی به راه­حل گام بردارند و از سوی دیگر، دولت کردستان عراق چشم­ انتظار تصمیم دولت مرکزی عراق جهت کاهش اقدامات تنبیهی بود.

ج) دورۀ تلاش برای عادی ­سازی روابط

تلاش برای عادی­ سازی روابط اربیل و بغداد دوره­ای است که اکنون نیز ادامه دارد و تلاش­هایی از سوی دو طرف جهت کاهش حداکثری اختلافات صورت می­گیرد. این مهم از زمانی آغاز شد که نیچروان بارزانی ضمن تأکید بر مذاکره دوجانبه، بر لزوم بازیگری و ایفای نقش در عراق واحد و یکپارچه تأکید کرد و از سوی دیگر، حیدرالعبادی نیز مذاکره را مهم­ترین گام جهت حل اختلافات دانست. بغداد ماجرای رفراندوم را به سران اقلیم کردستان عراق مربوط دانست نه مردم منطقه کردستان و تصمیم استقلال را خطایی از جانب برخی شخصیت­ها و احزاب سیاسی اقلیم قلمداد کرد. دولت مرکزی عراق، با تأکید بر لزوم احترام خاص به کُردهای عراق، مردم منطقۀ کردستان را بخش جدایی­ناپذیر عراق دانست و بدین ­ترتیب، چراغ سبزی مهم جهت حل اختلافات نشان داد. از سوی دیگر، نیچروان بارزانی نیز با سفر به کشورهای منطقه مانند ایران و حتی دیدار با پاپ خواستار میانجی گری منطقه­ ای و بین­ المللی جهت حل اختلافات میان اربیل و بغداد شد. بدین ­سان، بغداد خواستار پایان تحریم منطقه­ ای اقلیم کردستان عراق شد و دولت­های ایران و ترکیه نیز تحریم اقتصادی و ارتباطی کردستان عراق را پایان دادند. البته دولت مرکزی عراق همچنان خواهان ابطال نتایج برگزاری رفراندوم شد و روابط دوستانه بین بغداد و اربیل را منوط به ابطال به نتایج همه­ پرسی دانست. در همین­ راستا، برخی احزاب سیاسی کردستان عراق مانند جنبش تغییر و اتحادیه میهنی نیز بر یکپارچگی عراق تأکید کردند و برگزاری همه ­پرسی اعلام استقلال را اشتباهی تاریخی تلقی کردند. این چنین موضع ­گیری­هایی بر روند عادی ­سازی روابط تأثیر مثبتی داشت. دیدگاه­ های نیچروان بارزانی نیز به عادی­سازی روابط کمک بسیاری کرد. نیچروان از زمان روی کار آمدن، توسعه اقتصادی اقلیم را اولویت اصلی خود قرار داد و نیل به هدف مهم را مرهون روابط سازنده با دولت مرکزی عراق و همسایگان اقلیم دانست. نیچروان هر نوع تحرک و اقدام سیاسی در اقلیم را تنها در چارچوب عراق یکپارچه قابل توجیه دانست و هر نوع اختلاف و تنش را به معنای بی­ثباتی اقتصادی و آشوب سیاسی اقلیم دانست. این دیدگاه­های نیچرون بارزانی که به صورت مکرر از زمان روی کار آمدن اتخاذ شد؛ تأثیر بسیار  زیادی در کاهش تنش­ها و اختلافات دارد. گرچه نیچروان یکی از نزدیکان مسعود بارزانی و از اعضای مهم حزب دموکرات است اما در شرایط کنونی اقلیم، رویکردهای معقولانه و واقع ­بیانه ­تری نسبت به عمویش دارد. نیچروان توسعه ­طلب است و چندان درگیر تعهدات آرمان  ­گرایانه استقلال و جدایی نیست. او بیشتر بر این مسئله مهم تأکید دارد که کُردها باید در شرایط کنونی بهترین شیوۀ ممکن جهت دستیابی به اهداف اقتصادی و تأمین رفاه حداکثری را در پیش گیرند. چنین نگرشی که هم از سوی نیچروان بارزانی و هم  از سوی احزاب و جریانات درونی اقلیم مانند جنبش تغییر، اتحادیه میهنی، جماعت اسلامی و ائتلاف برای عدالت و دموکراسی در پیش گرفته شد؛ کمک بسیار زیادی به کاهش اختلافات و گام برداشتن به سوی حل منازعات نمود. دولت مرکزی عراق تصمیم به پرداخت حقوق کارمندان اقلیم گرفت و در اسفندماه سال گذشته، تصمیم به آزادسازی پروازهای بین­ المللی به اربیل گرفت. دولت مرکزی عراق همچنین بر نقش کُردها در سیاست و اقتصاد اقلیم تأکید کرد و تأثیر کُردها در مبارزه با داعش و تروریسم را غیرقابل انکار دانست. علاوه بر این، فواد معصوم نیز در کاهش اختلافات میان اربیل و بغداد نقش بسیار زیادی ایفا کرد. معصوم که رئیس جمهور عراق و از اعضای مهم حزب اتحادیه میهنی است؛ از زمان اعلام موعد رفراندوم با چنین تصمیمی مخالفت کرد و پس از رفراندوم نیز چنین تصمیمی را خطایی از جانب حزب دموکرات و در تقابل با منافع مردم اقلیم تلقی کرد. معصوم پس از ماجرای کرکوک دیدارهای بسیار زیادی با مقامات بغداد و اربیل داشت و مذاکرۀ دو جانبه را یگانه راه ­حل موجود می ­دانست.

نقش انتخابات پارلمانی عراق در عادی­ سازی روابط

یکی از رویدادهای مهمی که نقش خاصی در عادی ­سازی روابط اربیل و بغداد داشت، انتخابات پارلمانی عراق و ابراز تمایل جریان­های سیاسی اقلیم به حضور و ایفای نقش سیاسی در این انتخابات بود. گرچه حزب دموکرات کردستان، انتخابات پارلمانی عراق را بی­نتیجه و خنثی برای کُردها ارزیابی کرد اما سایر جریانات سیاسی اقلیم مشتاقانه تکاپوهای بسیاری جهت حضور و اثرگذاری در انتخابات پارلمانی عراق نشان دادند. لیست­های کُردی در بسیاری از شهرهای عرب زبان عراق منتشر شد و بسیاری از گروه­ های عربی نیز به سمت کُردها دست دوستی و وحدت دراز کرده و انتظار حمایت از آنان را داشتند. سفر انتخاباتی حیدرالعبادی به اقلیم کردستان عراق و تأکید او بر وحدت عراق و اینکه کرکوک منطقه ­ای شامل همۀ گروه­های قومی و مذهبی است نقش مهمی در عادی­ سازی روابط دارد. این سفر که پس از چندین سال اتفاق افتاد و با استقبال نیچروان بارزانی همراه شد؛ مهم­ترین دیدار دو جانبه میان سران اربیل و بغداد در دوران پس از رفراندوم به ویژه در دورۀ تلاش برای عادی­سازی روابط بود. فضای پیش از انتخابات پارلمانی عراق نشان از آن داشت که اکثر نخبگان سیاسی بغداد و اربیل به تشکل دولت فراگیر ملی تمایل داشتند. این مهم در صورت تحقق، بر تحولات آتی عراق و روابط اربیل و بغداد تأثیر مثبتی خواهد داشت. در صورتی که شرایط پس از انتخابات به گونه­ای باشد که اختلافات اربیل و بغداد پیرامون مناصب ریاست پارلمان، ریاست جمهوری و نخست­وزیری به نازل­ترین حد ممکن برسد؛ نقطه عطف مهمی در روابط این دو در دوران پس از رفراندوم استقلال خواهد بود. مسئلۀ مهم در انتخابات پارلمانی عراق، نقش و جایگاه برهم صالح رئیس ائتلاف برای عدالت و دموکراسی و همچنین جنبش تغییر است. این احزاب و گروه ­های سیاسی در تبلیغات انتخاباتی خود بر عراق یکپارچه و لزوم بازیگری کُردها در عراق واحد تأکید داشتند. صالح خود از مخالفان برگزاری رفراندوم جدایی بود. او که معاون مرحوم جلال طالبانی بود، در شهریور ۱۳۹۶ ضمن جدایی از حزب اتحادیه میهنی تشکل سیاسی ائتلاف برای عدالت و دموکراسی را پایه­گذاری کرد. برهم صالح دموکراسی و توسعه را پیش­ران برنامه­ های خود و ائتلافش می­داند و از این طریق توانسته است محبوبیت بسیاری بین روشنفکران و طبقه متوسطه اقلیم کردستان عراق به دست آورد.  این جریانات با استقبال روبرو بودند و این مسئله نشانگر نکتۀ مهمی است؛ از آنجا که شخصیت­ هایی همچون برهم صالح (رئیس ائتلاف برای دموکراسی و عدالت)، یوسف محمد (رئیس سابق پارلمان اقلیم و عضو مهم جنبش تغییر) و… از جمله افراد مخالف رفراندوم و استقلال کردستان عراق بودند و از منتقدان جدی مسعود بارزانی بوده­اند؛ حضور پررنگ آنان در فضای سیاسی اقلیم و استقبال نسبی مردم از آنان بیانگر گرایش مردم به جریان­ های این ­چنینی در اقلیم است. شخصیت­هایی همانند یوسف محمد، برهم صالح و حتی نیچروان بارزانی، دارای مرامی اصلاح­ طلبانه به لحاظ سیاسی و توسعه­ طلبانه به لحاظ اقتصادی هستند. این افراد و جریان­های نزدیک به آنان جدایی و استقلال را سیاستی مناسب در شرایط کنونی جهان تلقی نمی­کنند. آنان بر خلاف کسانی مانند کوسرت رسول علی، مسعود بارزانی و پیش از او ملا مصطفی بارزانی، تعهدات آرمان ­گرایانه و واهی را خطری جدی برای منافع ملی، دموکراسی و رفاه مردم می­دانند. بدین­ سان، برجسته شدن این افراد در فضای سیاسی کردستان عراق دو نتیجۀ بسیار مهم دارد. از یکسو، این جریان به توسعۀ سیاسی و اقتصادی کردستان عراق کمک می­ کنند و اقلیم را به سوی موضوعاتی مهمی مانند  توسعه، دموکراسی، حقوق بشر و… سوق می­ دهند. از سوی دیگر، چنین شخصیت­ها و جریاناتی کمتر نگرش جدایی­ طلبانه دارند و این افراد بیشتر خواهان بازیگری و کسب دستاورد در عراق واحد و در چارچوب کلی عراق هستند. از این قرار ظهور و بروز این افراد و جریانات منتسب به آنان، تأثیر سازنده­ای بر روابط اربیل و بغداد دارد و هر نوع نگرش یا رویکرد واگرایانه یا گریز از مرکز را به حاشیه می­رانند.

آیندۀ روابط اربیل و بغداد

گرچه عوامل متعددی در رابطه با چگونگی روابط اربیل- بغداد در آینده تأثیرگذار هستند اما می­توان به سه موضوع مهم به طور خلاصه اشاره کرد.

الف) نتیجۀ انتخابات پارلمانی عراق

همانطور که اشاره شد فضای سیاسی بغداد و اربیل به گونه­ ای است که بسیاری از نخبگان دو طرف خواهان ایجاد دولت فراگیر در عراق هستند. در حقیقت، همۀ گروه­های سیاسی عراق خواهان  تأثیرگذاری سیاسی بر تحولات عراق هستند. بدین­سان، در صورتی که شرایط و اوضاع عراق پس از انتخابات و در زمان تعیین مناصب به گونه­ ای باشد که اختلافات به حداقل برسد؛ تأثیر مهمی بر روابط اقلیم  و عراق خواهد داشت. از سوی دیگر، در صورتی که در رابطه با مسائلی همچون ریاست جمهوری و آرایش سیاسی پارلمان دچار اختلاف شوند؛ نمی­توان چشم­ اندازی مطلوب برای آیندۀ روابط اربیل و بغداد تصور کرد.

ب) عرصۀ سیاسی اقلیم

آرایش سیاسی عراق و تحرکات شخصیت­ها و جریان­های جدید در اقلیم نشان از آن دارد که ممکن است در آینده فضای سیاسی اقلیم حتی هیئت حاکمه دچار تغییراتی جدی شود و عر صۀ سیاسی اقلیم شاهد حضور و بروز تفکراتی جدید و متفاوت باشد. گرچه همچنان حزب دموکرات و خاندان بارزانی نقش مهم و غیرقابل انکاری بر تحولات اقلیم دارند و در اکثر رویدادهای سیاسی به عنوان جریانی اثرگذار جایگاه خاصی در تحلیل­ های مختلف دارند اما تصلّب سنتی و یکه­ تازی سابق این حزب تا حدود زیادی به چالش کشیده شده است. برجسته شدن شخصیت­هایی مانند صالح، یوسف محمد و …، قدرت روزافزون حزب تغییر (گوران) و گرایش شایان توجه مردم اقلیم به جریانات نوپا همچون ائتلاف برای دموکراسی و عدالت، نشان از آن دارد که شرایط سیاسی اقلیم رو به تغییر است. این مسئله در راستای بهبود روابط با بغداد است و همانطور که بیان شد، شخصیت­ها و جریات مذکور کمتر نگرش واگرایانه یا انزواطلبانه دارند. این جریانات بیشتر خواهان ایفای نقش در عراق واحد هستند و توسعه اقتصادی و اصلاح سیاسی را نسبت به جدال قومی اولویت می­دهند.

ج) کرکوک

کرکوک، منطقه­ ای مهم است که در اکثر تحلیل­ها پیرامون تحولات عراق و اقلیم نمی ­توان نسبت به آن بی ­توجه بود. کرکوک نقش مهمی در روابط اربیل و بغداد دارد. نگاهی سطحی به مواضع عراق و اقلیم نشان از آن دارد که بیشتر میزان اختلافات و مباحث این دو بر سر کرکوک است. اگر کرکوک به منطقۀ همزیستی مسالمت­ آمیز کُرد، ترکمن و عرب تبدیل شود تأثیر بسیار زیادی بر روابط اربیل و بغداد دارد. البته هنوز برخی جریانات مانند حزب دموکرات کردستان عراق خواهان تسلط کامل دولت اقلیم و نیروهای پیشمرگه بر منطقۀ کرکوک هستند. ترکمن­ها نیز همچنان نسبت به برخی مسائل ناراضی هستند و مدعی­اند که حقوق سیاسی و اقتصادی آنان فاصلۀ زیادی با دیگر گروه­های قومی کرکوک دارد. از این قرار، در صورتی که اربیل و بغداد خواهان باید زمینۀ همزیستی مسالمت ­آمیز اقوام کرکوک را فراهم کنند. نزدیکی یا دوری اربیل و بغداد به هم تا حدود زیادی به تحولات کرکوک بستگی دارد.

برآیند

رویکردها و نگرش­های دو جانبۀ اربیل و بغداد به گونه­ ای است که می­ توان چشم­ انداز روشنی را برای آیندۀ روابط آن­ها انتظار داشت. اربیل و بغداد در ماه­ های پس از رفراندوم رفته رفته به همدیگر نزدیک شدند. گرچه همچنان تا رفع کامل اختلافات فاصله دارند اما روند کنونی بیش از آنکه نشان دهندۀ تنش و اختلاف باشد در راستای حل اختلافات پیش می­رود. اما درون اقلیم شرایط متفاوت است. کردستان عراق همچنان با ابهام و اختلاف دست و پنجه نرم می­کند. اختلافات سیاسی میان احزاب اقلیم همواره وجود داشته است اما از زمان برگزاری رفراندوم اعلام استقلال تاکنون حجم اختلافات تا حدود زیادی افزایش یافته است. علت اصلی اختلافات نقد سایر جریان­ها نسبت به تصمیم یکجانبه سران حزب دموکرات جهت برگزاری رفراندوم و نوع روابط نامناسب اربیل با بغداد پس از همه ­پرسی است. برخوردی که باعث شد بغداد تصمیم به اتخاذ تصمیمات تنبیهی علیه اقلیم بگیرد و اقلیم از آن زمان تاکنون بیش از پیش با ناملایمی ­های سیاسی و اقتصادی دست و پنجه نرم می­کند. شرایط اقلیم در روزهای پس از رفراندوم به گونه­ای پیش می­رفت که برخی تحلیل­گران فروپاشی اقلیم، تبدیل منطقۀ کردستان به دو اقلیم سلیمانیه و اربیل و حتی استانی شدن این منطقه را احتمال می­دادند.

 

 

 

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید