با عینک ایرانی تحولات ترکیه را تحلیل نکنیم

با عینک ایرانی تحولات ترکیه را تحلیل نکنیم

نویسنده: صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی

دیپلماسی ایرانی: اگر اختلافات امریکا و ترکیه حل نشود می تواند به قربانی شدن اردوغان بیانجامد. از منظر امریکا، ترکیه معادل اردوغان و حزب عدالت و توسعه نبوده و نیست. روابط میان ترکیه و امریکا فراتر از تحت تاثیر قرار گرفتن نگاه های حزبی است. در نگاه کلان، تمامی احزاب اصلی ترکیه (برخلاف شعارها) چون بر تاثیرگذاری امریکا بر معادلات ترکیه آگاهی دارند، نگاهی مثبت به واشنگتن داشته و دارند.

بحران اخیر در ترکیه فارغ از دلایل اقتصادی، دلایل سیاسی دارد و اگر اختلافات سیاسی آنکارا و واشنگتن عمیق تر شود، می تواند به سقوط  دولت اردوغان منجر شود. در گذشته با بروز اختلاف میان امریکا و ترکیه، دو دولت بلنداجویت و تانسو چیلر با بحران اقتصادی ناشی از کاهش ارزش لیر، سقوط کرده است. در حال حاضر در ترکیه دیگر نظامیان در راس هرم قدرت نیستند تا در کنار منافع ملی عامل تنظیم روابط ویژه میان امریکا و ترکیه باشند. تغییرات ساختاری ایجاد شده از زمان اوزال و نهادینه شدن این تغییرات در دوران حکومت اردوغان بخصوص در بعد اقتصادی، ترکیه را به محل جذب سرمایه های غربی تبدیل کرده و بازار بورس استانبول را به مهمترین بازار بورس خاورمیانه تبدیل کرده است. در مدیریت شانزده سال حاکمیت دولت حزب عدالت و توسعه تحت رهبری اردوغان، ترکیه توانسته است با حمایت سرمایه جهانی بخصوص امریکا رشدی هشت درصدی، تورم و نرخ بیکاری یک رقمی را تجربه کند و لیر در تثبیت نسبی به اعتباری جهانی دست بیابد. در واقع رونق و توسعه اقتصادی ترکیه که سبب جا گرفتن این کشور در جمع بیست اقتصاد برتر جهان شده است، مهمترین عامل موفقیت و تداوم حکومت اردوغان در سال های گذشته بوده است. در عین حال اقتصاد وابسته به سرمایه جهانی پاشنه آشیل ترکیه بوده و به کاهش استقلال عمل آنکارا در معادلات سیاسی منجر شده است. این معادله سبب شده، فارغ از اینکه افزایش تعرفه سیاست کلی ترامپ است، رئیس جمهور امریکا با خودداری ترکیه از آزادی کشیش اندرو برانسون، با یک توئیت و اعلام خبر افزایش تعرفه فولاد و آلومینیم صادراتی ترکیه به امریکا، ارزش لیر این کشور را یک شبه بیست درصد کاهش دهد. در ترکیه جدید دیگر دولت ها نه با کودتای نظامی بلکه با بحران اقتصادی سقوط خواهند کرد.

توجه داشته باشیم با وجود آنکه بخش عمده جغرافیای ترکیه در خاورمیانه است اما این کشور همواره رو به غرب داشته و کماکان پیوستن به اتحادیه اروپا مهمترین هدف سیاست خارجی ترکیه است. استفاده ترکها از موقعیت خود در تعاملات میان شرق و غرب ضمن افزودن بر ظرفیت استراتژیک ترکیه، به تقویت موقعیت و جایگاه این کشور در خاورمیانه، در نزد روس ها و… کمک شایانی کرده است.

درک این نکته که روابط امریکا و ترکیه راهبردی بوده و آنکارا عضو ناتو و شریک راهبردی واشنگتن است، می تواند ما را از خطا و نگاه احساسی در تحلیل روابط امریکا و ترکیه مصون کند. با عینک ایرانی تحولات ترکیه را تحلیل نکنیم. توئیت وزیر امور خارجه، اظهارات سخنگو و اعزام نماینده رئیس جمهوری ایران در حمایت از ترکیه اقدامی سیاسی و بایسته است اما تلقی اینکه اختلافات امروز ترکیه با امریکا به جدایی میان آنکارا و واشنگتن بیانجامد، برداشتی ساده لوحانه از تحولات جاری است. روابط امریکا و ترکیه همان گونه که توانست از بحران ۱۹۷۵ قبرس عبور کند، از بحران اخیر نیز گذر خواهد کرد. اختلافات میان ترکیه و امریکا بیش از آنکه بعد اقتصادی داشته باشد، دارای ابعاد سیاسی، امنیتی، نظامی است. اختلاف بر سر کردهای سوری، بازگرداندن فتح الله گولن، آزادی کشیش اندرو برانسون، خرید اس ۴۰۰ از روس ها و…. ابعاد مختلف این اختلافات است. با این وجود باید توجه داشت که هیچ یک از این اختلافات استراتژیک نیست و با گذشت زمان برطرف خواهد شد. امریکا ترکیه را معادل اردوغان نمی داند. لذا خرسندی برخی از دوستان در ایران که فکر می کنند اختلافات ترکیه با امریکا از جنس اختلافات میان تهران و واشنگتن است، بیهوده است و بحران مذکور در نتیجه مذاکرات طرفین کنترل و حل خواهد شد.

توجه کنیم فارغ از اثر روانی بحران آنکارا – واشنگتن، کل آلومینیم و فولاد صادراتی ترکیه به امریکا که ترامپ بر تعرفه آن افزوده است یک و نیم میلیارد دلار از حجم ۱۵ میلیارد دلاری مبادلات میان آنکارا و واشنگتن است. اردوغان بحران میان امریکا و ترکیه را جنگ اقتصادی نامیده و امریکا را عامل بحران نشان داده است. اردوغان در بحران پیش روی ترکیه، به هدف فریب افکار عمومی آدرس اشتباهی داده تا عملکرد دولت وی کمتر مورد نقد قرار بگیرد. باید دقت کرد که ترامپ عامل بحران اقتصادی ترکیه نیست، بلکه عامل تشدید کننده آن است. مداخلات و بلند پروازی ها در سیاست خارجی، سرکوب داخلی کردها و مخالفان، ایجاد جامعه به شدت دو قطبی، سررسید بدهی های سنگین خارجی به همراه بهره های آن و… عامل اصلی بحران فعلی است.

نکته آن که در کنار تفاوت های اختلافات میان تهران و آنکارا با واشنگتن، اقتصاد ایران و ترکیه به طور همزمان تحت تاثیر اقدامات  ترامپ، دچار بحران شده که  این خود محل تعمق است. در این میان به نظر می رسد اردوغان از همتایان ایرانی آموخته است که به جای توجه به خطاها در سیاست گذاری ها و اشتباهات داخلی به عنوان عامل اصلی بحران، عامل خارجی را عامل مشکلات نشان داده و با فرافکنی، عمده دلایل مشکلات و نارسایی ها در ترکیه را دشمنی امریکا نشان دهد. انتهای این راه، به بن بست منتهی خواهد شد.

 

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید