چمر؛ آیینی کهن در ایلام/علیرضا اسدی

نویسنده: علیرضا اسدی (مدرس دانشگاه؛ نویسنده و پژوهشگر)

مقدمه

«چَمَر» (chamari) یکی از باستانی‌ترین آیین‌های برجای‌مانده در ایران و به احتمال بسیار زیاد برآمده از تمدن «ایلام کهن» است که نظریه­های مختلفی درباره آن مطرح شده­است، ولی تا به امروز معنای این واژه باستانی بر همگان پوشیده مانده‌است.

آیین سنتی«چمر/ چمری» یکی از این رسوم محلی (در ایلام، کرمانشاه و لرستان) است، اجرای مراسم آیینی «چمر» در بین جامعه عشایری غرب ایران از ریشه‌های اعتقادی و برخاسته از متن مفاهیم ارزشی این قوم مایه می‌گیرد که برای تکریم و تجلیل از فقدان شخصیت‌ها، انسان‌های مصلح و خدا جو، دلاور و شجاع ، متهور و مورد احترام اقشار مردم بر پا می‌شود.

«چمر» نوعی مراسم ویژه سنتی و نمایش تصویری و عینی از آیین مرثیه ای و عزاداری محلی است که می توان آن را در  قلمرو تعزیه به شمار آورد. این سوگ-آواز پیشینه ای کهن دارد، با اساطیر آغاز دوره نوسنگی ارتباط می یابد که در ایران، میان رودان، فینیقیه و اسکندریه این مراسم را بعد از برداشت گندم یعنی زمان خشکیدن گیاهان انجام می دادند.

«چمر» مراسمی آیینی ـ سنتی است که با دوران کشاورزی و از بین رفتن سالانه‌ی ایزد نباتی ارتباط دارد. برخی معتقدند که این ایزد هر سال در زمستان از دنیا می‌رود و با مرگ او، گریه، زاری و عزاداری الهه‌ی مادر برای زنده کردنش به سراغ عالم زیرین می‌رود. در غیاب او، گیاهان پژمرده می‌شوند و خشکسالی در گیاهان و جانوران به‌وجود می‌آید، اما ایزد نباتی بهار هر سال دوباره زنده می‌شود و با همسر زیبای خود ازدواج می‌کند و فصل بهار از راه می‌رسد.

مراسم آیینی ـ سنتی چمر که مراسم نسبتأ ویژه‌ی سرزمین ایران است و تا امروز در منطقه‌ی غرب نجد ایران، به ویژه در استان ایلام به حیات فرهنگی خود ادامه داده، آیینی کهن است. این مراسم مجموعه‌ای از نمادهای گوناگون جمعی است که به واسطه‌ی یک اتفاق (مرگ یک شخص بزرگ) مردم کنار هم جمع می‌شوند و با استفاده از نمادهای مختلف، به اجرای یک روند نمایشی و معنادار می‌پردازند.

تنها اطلاع ما در مورد مراسم مذهبی ایلامیان کهن از چند یافتۀ پراکنده ناشی می­شود. در میان اسناد و مدارک بی­شمار موجود که رویدادها و تصاویر گوناگون ایلامیان کهن را نشان می­دهند، تا امروز فقط یکی هست که به موضوع مراسم مذهبی و آیینی پرداخته است و آن هم به سبکی غریب. هیئت یک نماد (ایزد) بر تختی روان در جریان مراسم مذهبی شهر حمل می­شود، یک نوازنده (همسان با سُرنا نواز مراسم چَمَر) جلوی مجسمه و نمادِ ایزد (همسان با عَلَم و کُتل مراسم چمر) نشسته است، در طرفین این تخت روان مردان در حرکت­اند و یکی از ایشان کلاه عجیبی بر سر دارد. افراد اشیای نمونه و نمادی حمل می­کنند، و طناب­های غریبی در دست دارند که ممکن است نمایشگر مار باشند.

برخی هم این مراسم را به­جای مانده از مراسم سوگ سیاوش (شاهزاده و پهلوان اسطوره­ای ایرانی فرزند کیکاووس که توسط گرسیوز و گروی زره تورانی ناجوانمردانه به قتل رسید) و از مراسم کهن ایرانیان باستان دانسته‌اند. در مراسم سوگ سیاوش، اسب سیاهی می‌آورند که به نظر می‌رسد که شبیه چمر باشد و این را از آن آیین گرفته باشند. بدین ترتیب که اسب سیاهی (همانند رنگ اسب سیاه سیاوش) را که یالش به پهلو شانه شده‌است را از دور به گور و میت نزدیک می‌کنند. در این هنگام مردان و به ویژه زنان به شیون و زاری و مو فشانی می‌پردازند و هنگامی که که اسب را آرام آرام می‌برند شیون و زاری شدت می‌گیرد.

«چمر» به معنی چشم به راه بودن است، چون بازماندگان پس از مرگ متوفی چشم به راه بازگشت روح او هستند. «چمر» در زبان کردی و لری به معنی گریه و زاری دسته‌جمعی برای مرده است، دیگر معنای «چمر» نیز قلع و دایره است. در فرهنگ مردوخ، چمر به معنای دایره و حلقه (چه‌مه‌ری) را دهل عزا ذکر شده است. در لغت‌نامه دهخدا چمر به معنی آشکار و ظاهر و در فرهنگ عمید به معنای محیط و دایره و هر چیز دایره مانند ذکر شده است بطور کلی واژه چمر می‌تواند از کلماتی مانند (چه‌مه‌ره) یعنی (چشم به راه ) و منتظر کسی یا مسافری بودن و یا (چم و چمانن) به معنای خم و خم شدن (کنایه از پشت از غم دولا شدن) گرفته شده باشد.

از منسجم‌ترین و ماندگارترین رسوم عزاداری مردم ایل کُرد ملکشاهی مراسم «چمر» است که معمولاً برای افراد سرشناس و بزرگان انجام می‌گیرد و غالباً در این مراسم از عموم ایلات و طوایف استان دعوت می‌شود و گروه‌هایی از شعرا در مدح بزرگان و خصایص نیک متوفی اشعاری بر زبان می‌رانند و برخی دیگر هم این اشعار را همخوانی می‌کنند. زنان در یک گروه و شانه به شانه در حالی‌که پارچه سیاه بلندی به طول ده‌ها متر در مقابل گرفته‌اند و مردان هم در حالی‌که علم‌هایی که بر روی آنها اسامی امامان و معصومین نگاشته شده و پس از مدتی آنرا به شخص دیگری می‌رسانند دایرۀ میدان چمر را تشکیل می‌دهند. در قسمتی از محل این مراسم تفنگ، دوربین، وسایل شکار، البسه و… شخص متوفی بر روی مادیان زیبایی که با پارچه‌های رنگارنگ تزئین شده قرار می‌دهند. به گواه اکثر تاریخ دانان قوم کرد بیشترین قرابت و نزدیکی را از نظر فرهنگی به ایران ماقبل اسلام دارد و توانسته است بسیاری از رسوم آن دوران را ولو ناچیز و اندک حفظ کند.

چمر شعر ویژه خود را هم دارد. در این مراسم تک‌خوان علاوه بر خواندن اشعاری ثابت که خاص این مراسم است اشعاری هم در بیان فضایل و خوبی‌های متوفی بیان می‌کند.

اشعار معمولاً قطعاتی از مثنوی کُردی است که در بعضی نقاط اشعار لکی و لری نیز بدان اضافه می‌شود. گروه‌های مردمی شامل زنان و مردان به‌صورت دو ستون طولانی جداگانه در صفوف هماهنگ شانه به شانه یکدیگر با پوشیدن لباس‌های محلی مشکی، چهارپایانی (اسب) را به پارچه‌های سبز و سیاه زینت می‌دهند و با حمل کتل (علم) که به شکلی خاص تزئین شده است به دسته‌های عزا وارد می‌شوند.

دسته‌های سوگوار در محدوده دایره‌ای گسترده قرار می‌گیرند و شانه به شانه هم در جهت عکس عقربه‌های ساعت جای پای راست را به پای چپ قرار می‌دهند تا به این‌ترتیب چرخش نامحسوسی انجام دهند. لازم به ذکر است این مراسم به‌طور معناداری با عزاداری و سوگواری برای شهیدان کربلا و روز عاشورا گره خورده است‏، به‌طوری‌که چمری به‌عنوان یکی از ارکان عزاداری برای امام حسین(ع)در استان های ایلام و کرمانشاه اجرا می‌شود.

مراسم چمر

مراسم چمر را به فاصله یک تا سه هفته بعد ازمرگ متوفی برگزار می شود. سبب این تأخیر آن است که صاحب عزا پیک‌هایی را به مناطق و اطراف می‌فرستد تا از طوایف و تیره های که با آنان ارتباط دارند برای شرکت در این مراسم دعوت کند. برای انجام مراسم چمر احتیاج به انجام یک سری کارهای مقدماتی است که مهمترین آنها می‌توان به تدارک برگزاری مراسم چمر، تعیین و انتخاب چمرگاه، موعد و زمان چمر و نحوه حضور و مشارکت مردم اشاره کرد. در زمانی که جوانی شجاع و یا فردی خوشنام دعوت حق را لبیک می‌گوید عشیره و طایفه او به فکر انجام چمر می‌افتند که بعد از تصمیم‌گیری، به جمع‌آوری ملزومات  آن می‌پردازند که به آن اصطلاحاً، خرج چمر می‌گویند.

انتخاب جایگاه و محل برگزاری مراسم و تعیین (چمرگاه) به اعتبار و نقش عمده آن در ایجاد جاذبه و معرفی هر چه با شکوه‌تر صحنه مراسم ارتباط دارد به نحوی که پس از خاتمه مراسم با بجای گذاردن علایم تصویری تا سالیان دراز این علایم ضامن و تداعی کننده خاطرات فرد متوفی است.

مدعوین به مراسم در گروه‌های منظم با لباس‌های تیره و سنتی که غالباً از ریش سفیدان و مردان و زنان میان‌سال ایلات، طوایف و تیره‌های دور و نزدیک هستند به صحنه مراسم وارد می‌شوند که هر گروه حامل کمک‌های مرسوم و مخصوص به خود هستند. این کمک‌ها بیشتر شامل مواد غذای نظیر برنج، گوسفند، روغن، قند و حتی در مواردی هیزم است که در لیستی که توسط ایل و طایفه صاحب مراسم گرفته می‌شود این کمک ها ثبت می‌شود تا در فرصت‌های مقتضی متقابلاً جبران شوند. با انجام چنین رفتاری هزینه برگزاری  مراسم که از یک حرکت و روح تعاون نشأت می‌گیرد تنها به خانواده متوفی تحمیل نخواهد شد با شروع مراسم مدعوین به شرحی که خواهد آمد با استقبال مخصوص گروه استقبال کننده مواجه می‌شوند که این استقبال به دو صورت انجام می‌پذیرد.

استقبال‌کنندگان از مدعوین در دو گروه مردان و زنان ساماندهی شده‌اند اظهار کرد : استقبال کنندگان مرد که عمدتاً بزرگان و ریش سفیدان قوم خانواده عزادار هستند و با لباس محلی و تیره در حالتی که روی پیشانی و شانه‌های خود را گل گرفته و نوارهایی پهن از سیاه چادر را به شیوه حمایل بر تن دارند در مقابل افراد و بزرگان تازه وارد مدعو قرار گرفته و با تکرار کلمه (هی‌داد هی‌بیداد) به همدیگر تسلیت گفته و وارد شدگان نیز از یک ظرف گل که در یک طشت یا تغاری آماده گردیده به شانه‌ها و پیشانی خود می‌مالند تا مراتب همدردی خود را تجسمی عینی ببخشند. استقبال کنندگان مدعوین را به درون سیاه چادرهایی که از قبل آماده شده جهت استراحت و صرف چای و نهار هدایت می‌کنند و پس از پذیرایی از  آنان بر حسب رعایت سن و مقام با اجازه خانواده متوفی توسط شخصی که یک سینی با یک کارد به همراه دارد به نشانه احترام و پاسخ به عمل ابراز همدردی مدعوین به پاک نمودن گل های شانه ها و پیشانی آنها می‌پردازند.

استقبال‌کنندگان گروه زنان که از گیس سفیدان و بستگان درجه یک خانواده عزادار هستند با سربندهای تیره و لباس‌های مشکی و صورت خراشیده و پیشانی و شانه‌های گل گرفته شده به نحوی که چادر و عبای مشکی آنها بر روی شانه‌ها افتاده به استقبال زنان مدعو می‌روند و با حرکتهای موزون هر دو دست که روی صورت، به صورت مماس فرود می‌آید و با گفتن عبارت (وَی وَی) به طور ریز و تند و سریع تکرار می شود سپس زنان مدعو را به جایگاه و یا محل استقرار گروه زنان (مویه خوان یا مور آر ) مشایعت و همراهی می‌کنند.

در مراحل اجرایی چمر از مجموعه‌ای از گروه های مختلف تشکیل می شود که شامل گروه صف زنان، صف مردان، زنان مویه خوان، نوازندگان ساز و دهل و گروه شاعران محلی یا به ایشها (بهتر گوها یا رَو کَرها) است که هر کدام به طور منظم و در جایگاه مخصوص خود قرار می‌گیرد.

در روز موعود با بالا آمدن آفتاب و به نوا در آمدن سُرنا و دُهُل در میدان چمرگاه بستگان و اقوام صاحب عزا دور هم جمع شده و در دو صف جداگانه زن و مرد ولی مرتبط به هم بر روی خطی دایره وار در چمرگاه صف می بندند بیان کرد: نخست مردان صف بسته و عَلَم‌ها و کتلها را در قسمت های مختلف صف جای می دهند، سپس زنان در انتهای صف مردان صف بسته و پارچه ای سیاه راجلوی خود می‌گیرند و سپس(به ایشها) و (رَو کَرها) در چند دسته چهار تا شش نفری و معمولاً در دسته‌های مختلف به همراه نوازندگان موسیقی که آلاتشان دهل و سُرنا است به سرودن شعرهای فی‌البداهه در رثای متوفی پرداخته که نوایشان با آهنگی خاص و بسیار غم انگیز خوانده می‌شود.

همسرایان ضمن سرودن هم زمان شعرشان به همراه نوازندگان دهل و سرنا و به آرامی حول میدانی دایره ای شکل که صفوف فشرده مردان و زنان مهمان آن را احاطه کردند به حرکت در می‌آیند و در وسط میدان با تیرهای چوبی کوتاه سکویی ایجاد می کنند که به (کُتَل)  معروف است که البسه و تفنگ و قطار و عکس متوفی را بر روی آن نصب می‌کنند. اسب متوفی را نیز با پارچه تزئین و تفنگ صاحبش بر روی زین آن قرار می‌دهند سپس زنان جدای از مردان و در گوشه ای از میدان صفوف فشرده ای را تشکیل می دهند و عده‌ای از زنان که به (مور آرها) معروف هستند و صدای رسا و دل انگیز دارند به دور کتل حلقه زده و به صورت جمعی یا انفرادی اشعاری غم انگیز در رثای متوفی می سرایند در نزدیکی ظهر از میهمانان جهت صرف نهار در سیاه چادرهای که قبلاً در یک یا دو ردیف برپا شده اند دعوت به عمل می آورند.

غذای چمر معمولاً چلو گوشت است که در سینی‌های بزرگ (مَجمَر) و برای هر سه یا چهار نفر یک سینی گذاشته می‌شود تا حس همدلی، اتحاد و برادری را در بین ایلات و طوایف بیشتر نماید. پیش از غروب آفتاب مردان و زنان گرد علم و کتلها جمع می­شوند و پس از شیون بسیار، پیرمردان قوم کتل خاص مرده را باز می­کنند و مراسم پایان می­یابد اگر مراسم چمر چند روز ادامه یابد هر غروب میهمانان به خانه خود باز می­گردند اما در آخرین روز به میهمانان شام می­دهند که به این شام (شاو شیم) یا (شاو شین) می‌گویند.

در مجموع، مراسم چمر در استان ایلام دارای مفاهیم ارزشی و اعتقادی فراوانی نظیر: برابری، تعاون، اتحاد، نظم، تعادل و توازن است. حرکت صفوف مردان و زنان در کنار هم نشانه مساوات و برابری زنان و مردان  در عرصه زندگی است. مراسم چمر مجموعه­ای از ارزش­های انسانی است که در قالب حرکاتی عینی و ملموس به تصویر کشیده می­شود تا از این طریق از حقوق عرفی و شخصیت معنوی عزیزان از دست رفته و انسان­های مُصلِح و خدای­جوی تجلیل شود.

 

منابع و مآخذ

اسدی، علیرضا. با ایلامیان در ایلام (شناخت اقوام، ایلات، طوایف و خاندان های استان ایلام). ایلام: انتشارات جوهر حیات، ۱۳۹۷.

اسدی، علیرضا. فرهنگ تطبیقی گویش کردی ایلامی با زبان ایرانی میانه (پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی) به انضمام تاریخ و زبان استان ایلام قبل از اسلام. ایلام: انتشارات جوهر حیات، ۱۳۹۰.

اسدی، علیرضا.تاریخچه و پیشینۀ سیاسی و اجتماعی ایل ملکشاهی. بخش اول و دوم. «هفته نامه نجوا»، سال چهاردهم، شماره ۵۰۲ و ۵۰۳ یکشنبه ۲۸ اردیبهشت و یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۳٫

جمشیدی، رضا. چمری؛ آیین سنتی در عزای بزرگان. «همشهری استان ها»، آبان ماه ۱۳۹۳٫

حصوری، علی. سیاوشان. تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۸٫

خوشتراش، علی. چمر آیین باستانی و برآمده از تمدن عیلام. «روزنامه شرق»، شماره ۱۳۶۴، ۱۸ مهر ۱۳۹۰٫

درخشنده، صیدمحمد. فرهنگ تدفین از دوران کهن تا ایلام معاصر. ایلام: انتشارات مولف، ۱۳۹۵٫

مردوخ روحانی، محمد ماجد. فرهنگ مردوخ: مصور: کردی، فارسی، عربی. سنندج: انتشارات غریقی، ۱۳۶۲٫

نوروزی، حمدالله. بررسی تطبیقی مشترکات آیین سنتی چمر در ایلام و نمایش تراژدی در یونان. «فرهنگ ایلام»، شماره ۳۰ و ۳۱، بهار و تابستان ۱۳۹۰٫

هینتس، والتر. دنیای گمشدۀ عیلام. ترجمۀ فیروز فیروزنیا. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۸. چاپ چهارم.

 

 

 

 

 

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید