کُردها، فرزندان ایران‌زمین/برومند اعظمی پور

کُردها، فرزندان ایران‌زمین/برومند اعظمی پور

ایران یعنی سرزمین آریاییان (آریاها). آریا هم به معانی «دوست، با وفا، نجیب» آمده ومیان تاریخ‌دانان تمایل عمومی بر این است که کرد‌ها را بازماندگان اصیل «مادها» بدانند. مادها یکی از اقوام بزرگ آریایی بودند که در نواحی غربی، شمال‌غربی و مرکزی فلات پهناور ایران جای داشتند. جغرافی‌دانان باستان سرزمین مادها را به دو بخش تقسیم می‌کردند: «ماد کوچک» و «ماد بزرگ» . مقصود از ماد کوچک که در واقع بخشی از ماد بزرگ است، «آتروپاتیان» (آتورپاتکان) یا همان آذربایجان است که در گذر زمان به نامهای آذرآبادگان، آذربایگان و سپس در دوره اسلامی آذربایجان تغییر یافت، و ماد بزرگ هم مابقی سرزمین ماد می‌شود.

ایرانیان بی‌آنکه پیشدادیان و کیانیان (پادشاهان دوره اساطیری و حماسی ایران) را از یاد ببرند، مادها را نخستین قوم آریایی می‌دانند که اولین دولت و سلسله تاریخی را در ایران تشکیل دادند. در بیش از ۲۷۰۰ سال پیش مردم «دیااکو» را که از بزرگان دادگر و خوشنام ماد بود، به حکومت برگزیدند. نکته مهم و درخور درنگ اینکه تشکیل دولت ماد به وسیله دیااکو با انتخاب مردم صورت گرفت و نه با زور یا جنگ یا خونریزی یا کودتا.
در زمان نوة دیا اکو یعنی «هو وخشتره» (کیاکسار) مادها بر دولت ستمگر «آشور» در سال ۶۱۲ پ.م چیرگی یافتند و آن را منقرض ساختند و خود قدرت و گسترش بیشتری یافتند. پسر هووخشتره، «آژی دهاک» «آستیاگس» نام داشت و در واقع آخرین پادشاه ماد بود . دختر وی «ماندانا» با شاه پارس‌ها «کمبوجیه یکم» ازدواج کرد و «کوروش» بزرگ حاصل این ازدواج بود.
برخی کوروش را نامی کردی ـ اوستایی می‌دانند: «کوره اوشا». «کور» در کردی یعنی پسر و «اوشا» در اوستایی یعنی شایسته، متین. درنتیجه کوره اوشا یعنی «پسرشایسته و متین» که با مرور زمان به شکل کوروش درآمده است. وی در سال ۵۵۰ پ.م بر نیای مادری خود آژی‌دهاک پیروز شد و حکومت ایران از مادها به هخامنشی‌ها منتقل گشت. هخامنشی‌ها با مادها از یک ریشه و نژاد و فرهنگ مشترک بودند و چندان تفاوتی با هم نداشتند و در واقع انتقال قدرت و دولت از مادها به هخامنشی‌ها، انتقال از خاندان و قومی ایرانی به خاندان و قومی دیگر از ایرانیان بود. پژوهشگران، حکومت هخامنشی را دنباله و مکمل‌ حکومت ماد می‌دانند. پیوندهای ژرف فرهنگی و دلبستگی‌های نژادی و قومی و زبانی میان مادها و پارس‌ها چنان ریشه‌ای و بنیادین و یکی بود که مورخان یونانی همچون هرودوت (سده ۵ پ.م) میان این دو قوم فرقی قائل نمی‌شدند و به جای واژة پارس‌ها (هخامنشیان)، از عنوان ماد (مادها) استفاده می‌کردند و از پادشاهان بزرگ هخامنشی همچون کوروش، داریوش و خشایارشا با عنوان «پادشاه مادها» یاد کرده‌اند. به همین دلیل بود که جنگهای میان ایرانیان و یونانیان در سده پنجم پیش از میلاد ـ در زمان هخامنشیان ـ را جنگهای «مدیک» (مادی) نامیده‌اند.
از بُعد فرهنگی و تمدنی مادها راه را برای پارس‌ها باز و هموار ساختند. پارس‌ها زبان آریایی و الفبای ۳۶حرفی خود را از مردم ماد فرا گرفتند و همین مادها سبب آن بودند که پارس‌ها به جای لوح گلی، کاغذ پوستی و قلم برای نوشتن به کار برند و به کار گیری ستون‌های فراوان در ساختمان‌ توجه کنند. قانون اخلاقی پارس‌ها که در زمان صلح صمیمانه به کشاورزی بپردازند و در جنگ متهور و بی‌باک باشند و نیز اعتقاد به اهوره‌مزدا، سازمان پدرسالاری و برخی قوانین دیگر پارس، همگی ریشه مادی دارد.
ولایت یا ایالت «کردستان» در واقع بخش کردنشین سرزمین بزرگ ماد است (که امروزه میان ایران، عراق، ترکیه و سوریه تقسیم شده)؛ زیرا سرزمین پهناور ماد صرفا در بردارندة مناطق و شهرهای کردنشین نبوده، بلکه مناطق و شهرهای دیگری نیز جزو خاک ماد به‌شمار می‌آمدند از جمله اصفهان، اراک، ری، کاشان، قزوین و… اعراب مسلمان سرزمین ماد را «جبل» یا «جبال» می‌نامیدند، یعنی کوهستان و نیز آن را «عراق عجم» گفته‌اند. در اینجا شایان ذکر است که عراق واژه‌ای معرّب
(= عربی شده) می‌باشد و اصلش واژة پهلوی Erak (ایراک) با «اِ» کشیده یا همان یای مجهول است که اکنون کردها «عیراق» تلفظ می‌کنند، به قولی مرکب از «er» (آریا) و به قولی «زمین پست»، و پادشاهان ساسانی به کشور ایران «ایرانشهر» (به پهلوی: Eran shatr) می‌گفتند و عراق (سواد) را که پایتختشان «تیسفون» (هفت فرسخی بغداد) در آنجا بود، «دل ایرانشهر» می‌نامیدند.
تقسیم کردستان
از دست رفتن مناطق و شهرهای ایالت بزرگ کردستان از خاک ایران‌زمین را باید از روزگار صفویان یعنی از سده دهم هجریر شانزدهم میلادی به بعد دانست که طی چند مرحله و پس از شکست‌های ایران از عثمانی و عقد یک رشته عهدنامه، ضمیمه امپراتوری عثمانی شد که فهرست‌وار چنین است: شکست ایران در «جنگ چالدران» به سال ۹۲۰ق از عثمانی، سبب از دست رفتن «دیاربکر» و آناتولی شرقی (کردستان ترکیه کنونی) شد؛ پس از «صلح آماسیه» در سال ۹۶۲ق میان ایران صفوی و عثمانی، بخشی دیگر از ایالت کردستان به عثمانی واگذار شد؛ پس از «عهدنامه صلح قصرشیرین» (زهاب) میان ایران صفوی و عثمانی در سال ۱۰۴۹ق بصره، بغداد و بخشی از غرب آن ایالت به عثمانی واگذار شد؛ در سال ۱۲۶۲ق در «عهدنامه دوم ارزنه‌الروم» (ارزروم) که میان حکومت قاجار با عثمانی بسته شد، دولت ایران از دعاوی خود نسبت به «سلیمانیه» و قسمت غربی ولایت «زهاب» صرف‌نظر کرد و این مناطق به عثمانی واگذار شد.
پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸م) که به شکست متحدین (آلمان، عثمانی و…) انجامید، «کنفرانس صلح ورسای» به سال ۱۹۱۹ در فرانسه تشکیل شد. دولت ایران که با وجود اعلام بی‌طرفی در جنگ خسارات و لطمات بسیار دیده بود، تصمیم گرفت نمایندگانی اعزام کند و خواسته‌های خود را به اطلاع دولت‌های فاتح برساند. هیأت نمایندگی ایران به ریاست «مشاورالممالک انصاری» وزیر امور خارجه و به همراهی «ذکاءالملک فروغی» رئیس دیوان‌عالی کشور رهسپار پاریس شد و تقاضای شرکت در جلسات کنفرانس صلح را نمود. دولت انگلستان با پذیرفتن هیأت ایران مخالف بود، با این استدلال که ایران رسما بی‌طرف بوده و در جنگ شرکت عملی نداشته تا بتواند در کنفرانس صلح شرکت کند؛ اما هیأت نمایندگی آمریکا به‌ویژه وزیر خارجه آن «جرج لانسینک» که متوجه حقانیت ایران شده بودند، تلاش‌های بسیاری در مورد پذیرفتن ایران در کنفرانس به کار بردند؛ ولی انگلیسی‌ها شدیدا مخالفت ورزیدند و هیأت ایرانی که از ورود به جلسات کنفرانس ناامید شده بود، تقاضای خود را در جزوه‌ای انتشار داد و برای هیأت‌های نمایندگی عضو کنفرانس فرستاد. از جمله خواسته‌های هیأت ایرانی این بود: سرزمین‌هایی که در طی سده نوزدهم میلادی به زور از ایران گرفته شده است، مسترد گردد. این سرزمین‌ها شامل «ایالات مرو،‌خیوه (خوارزم)، ترکستان، و هفده شهر قفقاز» بود که طی دو دوره جنگهای ایران و روس از ایران جدا شده بود. در مورد غرب ایران هم تقاضا شده بود «ایالت کردستان و موصل و دیاربکر» ضمیمه خاک ایران گردد و «رود فرات» سرحد غربی ایران شناخته شود. بر اثر مخالفت دولت انگلستان، کنفرانس صلح ورسای به تقاضاهای دولت ایران ترتیب اثر نداد، لذا مأموریت این هیأت با شکست مواجه گردید.
نکته مهم اینکه پس از پایان جنگ جهانی اول و شکست و فروپاشی امپراتوری عثمانی، و نفوذ دولت‌های استعمارگرـ به‌ویژه انگلستان‌ـ در آن، برخی سیاستمداران و مستشاران نظامی و حتی نویسندگان معروف پیشنهاد نمودند که مناطق کردنشین حوزه عثمانی بنا بر اشتراکات نژادی، تاریخی، فرهنگی، زبانی… به کشور ایران الحاق شوند. این پیشنهاد سخت مورد مخالفت دولت‌های استعمارگر قرار گرفت. علت مخالفت هم این بود که با پیوستن دوباره کردها به سرزمین تاریخی خود یعنی ایران، ‌این کشور با دارا بودن این قلمرو سرزمینی وسیع و پرجمعیت، به‌سرعت به یک قدرت توانمند منطقه‌ای و حتی در صورت مساعد شدن شرایط، به یک قدرت بین‌المللی تبدیل خواهد شد. از همین روی،‌از درون عثمانی کشورهای عراق، سوریه، اردن و… را پدید آوردند و امپراتوری عثمانی هم در نهایت به سال ۱۹۲۳ منقرض گشت و بدین ترتیب کردان قلمرو عثمانی میان سه کشور جدید عراق، ترکیه و سوریه تقسیم شدند. دولت‌های استعمارگر، تشکیل کشورهای کوچک در خاورمیانه و ایجاد بحران و تنش را در این مناطق، سیاست و راهبرد خویش قرار دادند؛ زیرا مهار کشورهای کوچکتر و استثمارشان آسان‌تر بود. این تغییرات و جابجایی‌ها، سرنوشت اقوام و ملتهای خاورمیانه را تغییر داد که اوضاع نابسامان و پر رنج و درد کنونی حاصل آن
است.
هدف نگارنده این نوشتار که خود ایرانی کُرد است، پاسخی به آن کسانی است که بر طبل جدایی و استقلال و ملت سازی جعلی می‌کوبند. قوم بزرگ کرد یکی از اقوام ملت کهنسال ایران است. کردستان تکه‌تکه شده فرزند خلف مادر ایران‌زمین است، اگر مادر بر سر فرزند نباشد، فرزند هم آسیب خواهد دید و هم سرگردان و ویلان خواهد شد. ایران به مانند آب است و اقوام ایرانی به مانند ماهی‌اند و ماهی بی آب هرگز زنده نخواهد ماند. درست است که بنا بر حوادث و دلایلی که شرحش گذشت، اکنون کردها از لحاظ جغرافیای سیاسی در یک کشور واحد نیستند، اما باید دانست که از لحاظ جغرافیای طبیعی، تاریخی و فرهنگی، همه کردها متعلق به ملت ایران تاریخی و کهن‌اند. جالب اینکه امروزه مبدأ گاهشماری و تقویم کردهای جهان بر مبنای تشکیل حکومت ماد است،‌یعنی بیش از ۲۷۰۰ سال پیش در فلات ایران توسط دیا اکو. از دیگر پیوندهای فرهنگی باید از زبان کردی یاد کرد که از زبان‌های کهن و باستانی ایران است و محققان آن را بازمانده یا ادامه زبان مادها می‌دانند. همچنین باید از جشن ملی نوروز و جشن آتش و دیگر جشنهای ایرانی یاد کرد که میان کردها و دیگر اقوام ایرانی مشترک است و کردها در بزرگداشت و پاسداشت آن اهتمام و توجه خاص دارند. دیدگاه و پیشنهاد ما این است که همه اقوام ایرانی به دامان مادر خویش بازگردند؛ ‌زیرا تنها در این صورت است که می‌توانند به مخالفان و دشمنانشان در منطقه وجهان، پاسخ معقول و مُسکت دهند و بگویند که ما در پی بازگشت به آغوش مادریم و خواستار اتحاد و بزرگ شدنیم و نه در پی‌تجزیه و کوچک شدن. همگان بدانند هرکجا که کرد بوده و هست، آنجا«ایران زمین» است، و ایران سرزمین اول و آخر آنهاست.

 

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید