تهدیدی شگفت‌انگیز علیه جنگل‌های زاگرس‎/محمد درویش پور

محمد درویش پور- اعتماد

محمد درویش پور- اعتماد

چند سالی است که حال جنگل‌های زاگرس خوب نیست؛ موج خشکسالی‌های اخیر و کاهش سطح آب‌های زیرزمینی، افزایش شمار و ‏تراکم دام در عرصه، هجوم ریزگردها، طغیان سوسک چوبخوار، افزایش معنی‌دار رخداد آتش‌سوزی، شتاب زمین‌خواری و تغییر ‏کاربری اراضی به بهانه توسعه کشاورزی یا گسترش حاشیه‌نشینی در اطراف شهرها، افزایش زغال‌گیری، ویلاسازی و مسکن مهر، ‏شکار بی‌رویه، گردشگری بی‌ضابطه و بدون ‌تناسب با آموزه بوم‌گردی (اکوتوریسم)، عدم تشدید فعالیت‌های عمرانی مانند انتقال ‏خطوط انرژی، سدسازی، انتقال آب بین حوضه‌یی و احداث پل و تونل و جاده‌های جدید به همراه کشت در زیراشکوب بلوطستان‌ها و ‏بنه‌های زخم‌خورده از تیغ سقزگیری، جهان گرمایی و تغییر اقلیم و… همه و همه دست به دست هم داده‌اند تا سیمای عمومی شش ‏میلیون هکتار از بزرگ‌ترین رویشگاه جنگلی وطن واقع در باختر ایران‌زمین در بدترین شرایط بوم‌شناختی (اکولوژیکی) خود قرار ‏گیرد؛ رویشگاهی که در آغاز دهه ۴۰ هجری شمسی، پذیرای بیش از ۱۲ میلیون بال از ۱۴۰ گونه پرنده در تالاب‌های زیبایش از ‏ارژن و شیمبار تا گندمان و چغاخور و از زریوار تا هشیلان بود؛ اما اینک حتی توانایی پذیرایی از یک‌سوم آن رقم را هم ندارد؛ ‏شناسه‌یی که آشکارا نشان می‌دهد حال زاگرس خوب نیست، آنقدر که ظاهرا حتی سنجاب‌های کوچولو و بازیگوشش هم با آن قهر ‏کرده‌اند و رفته‌اند.

حال در چنین شرایطی که به گفته صاحبنظرانی چون دکتر مجید مخدوم، سالانه هزاران هکتار از وسعت رویشگاه جنگلی زاگرس ‏در حال آب رفتن و کوچک‌تر شدن است، از گوشه و کنار این بزرگ‌ترین و ارزشمندترین بوم‌سازگان (اکوسیستم) کشور خبر می‌آید ‏که برخی از مدیران محلی، به بهانه اشتغال‌زایی و افزایش تولید کشاورزی، مردم را تشویق به دست درازی بیشتر به حریم منابع ‏طبیعی و گسترش کشت در زیراشکوب جنگل‌های رنجور باقیمانده می‌کنند.

به عنوان مثال، از استان چهارمحال و بختیاری در قلب ‏هنوز تپنده زاگرس، خبر می‌رسد که یکی از بهترین و بکرترین رویشگاه‌های جنگلی در فلارد لردگان با چراغ سبز مسوولان محلی ‏منطقه، می‌رود تا به بهانه توسعه زراعت در سایه‌سار درختانش از حیز انتفاع بیفتد و عملا امکان زادآوری طبیعی‌اش مانند ‏بلوط‌های دشت برم در استان فارس به کمینه رسیده و مستعد خشک شدن گردند. آن هم منطقه‌یی که برخی سرشاخه‌های رودخانه ‏راهبردی کارون، موجودیت خود را مدیون همین رویشگاه است و در حقیقت، یک اقدام سهل‌انگارانه برای افزایش بیلان کاری یک ‏مدیر محلی، دارد منافع ملی کشور و توان استراتژیک باختر ایران در حفظ اندوخته‌های ارزشمند آب شیرین را با مخاطراتی جدی و ‏ریشه‌یی مواجه می‌کند.

در این بین، سکوت سنگین حاکم بر نهاد متولی جنگل‌ها در وزارت جهاد کشاورزی، بسیار پرسش‌برانگیز ‏است و کمینه انتظار از علیرضا اورنگی، معاون وزیر و رییس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور آن است که با حمایت ‏جدی‌تر از مدیران استانی خویش، به آنها دلگرمی و شجاعت لازم برای ایستادگی برابر فرامین طبیعت‌ستیزانه برخی ‏قدرت‌سالاران منطقه‌یی را بدهد. یادمان باشد که همین هفته گذشته بود که از عملکرد بخشدار طبیعت‌دوست گندمان در احیای مجدد ‏تالاب گندمان ستایش کردیم؛ سزاوار نیست که اینک عملکرد برخی همتایان ایشان در لردگان، طعم شیرین آن خبر از دیار زیبای ‏بختیاری را چنین تلخ کند. همچنین، امیدوارم جناب عنابستانی – استاندار جوان و خوشفکر استان چهار محال و بختیاری- که در ‏بهار امسال و در جریان برگزاری همایش انتقال آب بین‌حوضه‌یی شهرکرد، شخصا شاهد سخنرانی منطقی ایشان در دفاع از ‏توانمندی‌های آب‌شناختی استان بودم، در این زمینه هم به سرعت و موثر وارد شده و اجازه ندهد تا برخی از مدیرانش، چهره‌یی ‏نامیمون و تضعیف شده از رویشگاه زیبای زاگرس در بام ایران ارائه دهند؛ چرا که همه ایران، چهارمحال و بختیاری را به ‏بلوط‌های زیبایش، چشمه‌های گوارا و جوشانش و تالاب‌های رویایی‌اش می‌شناسند و نشاط و دوام و پایداری این همه در گرو صیانت ‏شایسته و سزاوارانه از رویشگاه جنگلی زاگرس است.

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید