تاریخچه رادیو کردی کرمانشاه/عبداللطیف هاشمی

عبداللطیف هاشمی

عبداللطیف هاشمی

آنچه باعث شد تا بدینوسیله دقیقه ای چند از وقت گرانبهای شما خوانندگان گرامی را مصدّع شوم ، بیان چند نکته ای ضروریست در باره ی مطالبی که زیر عنوان (تاریخچه ی رادیو کُردی کرماشان و رادیو کردی) به قلم همکار و دوست ارجمندم آقای محمد کمانگر در چهار صفحه ی  (۸۳ – ۸۰) از نخستین شماره ی فصلنامه ی فارسی ـ کُردی (کوردستان) بهار سال ۱۳۸۰ چاپ و منتشر شده است .
سخن آغازین ضرورتِ توجهی است که هر تاریخچه نویس و یا هر کسی که به تدوین تاریخ می پردازد (هر تاریخی) ، می باید به اهمیت ذاتیِ علم تاریخ داشته باشد و جهت ایجاد اثری ارزشمند و مفید که همانا رساندن واقعیت ها و حقایق سرگذشتِ ! مورد نظر می باشد ، وسایل و اسباب درونی و بیرونی توفیق خود را در این کار وارسی نموده و بیازماید سپس در هر جای کار نگارش دچار تردید شد ، بایستد و حتی یک گامِ کوتاه ، کوتاهتر از نوشتن یک جمله پیش نرود ، تا زمانی که اسباب یقین را مهیّا سازد ، آنگاه با اطمینان کامل راه را ادامه دهد .
پرهیز از بکارگیری حس (همچون خوش آمدن ها و خوش نیامدن های شخصی و یا موافقت یا عدم موافقت های شخصی) در نگارش تاریخچه های مختلف به همان اندازه نویسنده ی اینگونه مطالب را در بیان یاری می دهد که پرهیز از برخی ملاحظات عقلیِ ! بازهم شخصی .
مسلماً هر نگارنده ای به هنگام ارائه ی تجربیّات و نظریّه های خود به طور نسبی هردو مورد (احساس و عقل) خود را به همراه دارد روبروست . مهم آن است که بتواند وظیفه ی خود را نسبت به بیان حقایق و فراز و فرودها و علّت و معلولها به خوبی و بی کم و کاست انجام دهد . معنا و هدف تاریچه نوشتن همان نیست که تلخیص تاریخ و حتی تاریخ مختصر (هر تاریخی) هر یک به گونه ای دارند . چه تلخیص تاریخ و تاریخ مختصر هریک به منظوری امّا از منابع و مأخذهای مفصّل و گوناگون برگرفته می شوند . در حالیکه تاریخچه به طور معمولِ بیشتر موارد ، مسائل و پدیده هایی را مورد بحث قرار می دهد که از نظر گذشت زمان و گذر از فراز و نشیب های حیات خود نسبتاً جدید و جوان به حساب می آیند و نگارش تاریخچه ، خود آغاز کار ، گام نخست و خشت اول است و می شود گفت در آینده از همین تاریخچه ها به عنوان سند جهت تدوین تاریخ مفصّل و یا بخشی از آن بهره خواهند گرفت . به همین علّت هم که باشد سزاوار نیست کوچک شمردن   //     و یا بیهوده مهم جلوه دادنِ نا صوابی .
نگاره اوّل به عنوان (تاریخچه ی رادیو کُردی کرماشان و رادیو کُردی) این انتظار را به وجود می آورد که مطلب جدای از شناساندن رادیو کُردی کرماشان ، بیانگر تاریخچه ی رادیو کُردی در دنیا و یا حدّاقل در ایران باشد . امّا خواننده پس از خواندن همه ی مطالب به هیچ یک از انتظاراتش دست نمی یابد زیرا نه در باره ی تاریخ و چگونگی ایجاد رادیوی کُردی در دیگر کشورها اشاره رفته است و نه آنچه در باره ی رادیو کُردی در ایران آمده است کافی و کامل است .
همه ی ما می دانیم که در عراق و حتّی در کشور عربی مصر به زمان مرحوم جمال عبدالنّاصر رادیوی کُردی فعال بوده است . در ایران نیز علاوه بر رادیویی که در تهران از سال ۱۳۲۵ به مدّت دو سال به گویش سنندجی پخش شده است ، در شهر سنندج هم مدّت ها قبل از گشایش رادیو ی کُردی در کرمانشاه و تهران (۱۳۳۹) رادیویی دایر بود که برنامه ی گوناگونی به همان گویش سنندجی پخش می کرد و من که در آن زمان سالهای کودکی خویش را سپری می نمودم ، به خوبی بخش هایی از آن رادیو (رادیو سنه) را به یاد دارم .
بعد از ایجاد رادیو کُردی کرماشان ، در مناطق دیگری همچون مریوان ، مهاباد و ارومیّه ، به گویشهای هه ورامی ، سورانی و کرمانجی رادیو هایی تأسیس و فعال شدند که جهت تعیین دقیق تاریخ تأسیس هریک نیاز به پژوهش و تأمل بیشتری است و بی گمان همکاران ما در مراکز سنندج ، مهاباد و ارومیّه اطلاعات دقیقی به دست می دهند .

و امّا در باره ی رادیو کردی کرماشان و تهران و آنچه درباره ی پیدایش این دو رادیو آمده است ، نه ماجرای کودتای ۱۹۵۸ عبدالکریم قاسم در عراق و واژگونیِ نظامی سلطنتی در آنجا و بازگشت بارزانی و اقامت گزیدن در کاخ نوری سعید و نه طرح آن افسر جوان ! (سرهنگ عیسی پژمان) سنندجی را نمی توان به عنوان علّت اصلی ایجاد رادیوی کُردی پذیرفت . زیرا چنانچه پیشتر آمد قبل از اینکه در سال ۱۳۳۹ رادیوی کُردی در تهران و کرمانشاه دایر شود ، در شهر سنندج رادیوی کُردی دایر بود . موافقت یا مخالفت معینیان سرپرست اداره ی تبلیغات  آن زمان نیز جز چالش های درون سازمانی و حکومتی نبوده است . زیرا هم ساواک و هم اداره ی تبلیغات از زیرمجموعه های مهم نخست وزیری آن زمان بودند و شاید مخالفت معینیان با طرح ایجاد رادیوی کُردی در تهران و کرمانشاه ، تنها بدان سبب بوده باشد که از سوی یک سرهنگ ارتشی پیشنهاد و سپهبد تیمور بختیار پشتیبان آن بوده است . لذا می بینیم که معینیان وقتی با ایجاد رادیوی کُردی در تهران و کرمانشاه موافقت کرد ، طرح خود را ایجاد نمود (با استناد به نوشته ی آقای محمد کمانگر) .
از جهتی نیز پخش برنامه های رادیو در کرمانشاه (چه فارسی ، چه کُردی) از آغاز از یک فرستنده ی بی سیم یک کیلو واتی متعلّق به ارتش صورت می گرفت و راست یا دروغ ، خیلی ها بر این پندار بودند که برنامه های‌ آن رادیو نیز تحت نظارت ارتش تولید و پخش می گردد . من خود اعلام مکان های (به زبان کُردی) آن سالها را به یاد دارم که گفته می شد : (ئیزگه ی بی ته لی ئیرانه ، به شی کوردی) «ایستگاه بی سیم ایران است بخش کُردی» .
پس نمی توان چنان رادیوی ضعیفی را (از نظر قدرت فرستنده) حربه ای در مقابل رادیوی کُردی عراق که در بغداد بود و خیلی هم قویتر بود پذیرفت .
به هر حال مسائل مزبور را می شود به گونه ای بخشی از علل و فراز و فرودهای راه توسعه  و گسترش رادیوی کُردی دانست و گرنه در راستای ایجاد رادیو و امروزه تلویزیون به زبان کُردی در ایران ، علّت و نیاز بس روشنتر از (نان شب) است . کُرد از دیرباز وقتی خواسته است شدّت اهمیّت هر نیازی را یادآور شود آن را ضروری تر از نانِ شب بیان نموده و می گوید : (له نانی شه و واجب تره)
چه علّتی بالاتر از اینکه زبان و سخن کُردی مهمترین و مؤثرترین وسیله ی ارتباط با میلیونها انسان کُرد است . قومی که خشک ترین و متعصّب ترین اعضاء

مرحوم هاشمی در رادیو کرمانشاه

مرحوم هاشمی در رادیو کرمانشاه

آن برخی وابستگی های زبانی و نژادی خود را با فارس و ایرانی و ایران هرگز از یاد نبرده و کتمان نکرده و نمی کنند .
کُردی که در مدارس دینی (نه تنها در کُردستان ایران ، بلکه در اکثر بلاد) پس از ختم قرآن کریم  به فراگیری زبان فارسی و خواندن گلستان و بوستانِ سعدی و… پرداخته است ، چرا می بایست و باید دارای قویترین شبکه های رادیویی و در این زمان تلویزیونی نباشد ؟ مصاحبه ای را دیدم ، مجری برنامه ای از تلویزیون کُردی «مِدیا» با خواننده ای از کردستان ایران    درباره ی سابقه ی فعالیتش گفتگو می گرد . وقتی خواننده گفت ۲۶ سال پیش برنامه اش از رادیو های کُردی ایران و تلویزیون تهران (فارسی) پخش شده است ، مجری در نهایت تعجب پرسید : مگر در ایران و تهران به زبان کُردی هم برنامه پخش می شد ؟!!! ما در استانبول اجازه ی سخن گفتن به زبان کردی هم نداشتیم ! راستی چرا باید فعالیّت رادیویی  و تلویزیونی چنان قوی نباشد که کُردی از آن بخش کُردستان تصورش چنان باشد ؟!
نکته ی دیگر درباره ی بار سیاسی و بهره وری سیاسی رادیوی کُردی کرماشان است . رادیویی که بنا به استنادی که به کتاب «چپ در ایران به روایت ساواک» مدام تحت مراقبت چند نفر مأمور بوده است ، بدون تردید بار سیاسی ضعیفی هم نداشت . زیرا جدای از بخش های مختلف خبری که برگردانِ کُردی اخبار فرسی رادیو تهران بود ، به همان شیوه ، تفاسیر سیاسی هم از آن پخش می شد و علاوه بر آن در سالهای آغازین و تا چند سال بعد هم بیشتر نمایشهای رادیویی (همچون داستان شب) همانند برخی کارهای سینمای ایران ، آن سالها در حول و حوش انقلاب سفید و اصول آن بود .
اصولاً منطقی نیست اینکه رادیویی متعلّق به نظام و حکومتی باشد ، ولی به طور کلّی مستقل عمل کند و بهره ی سیاسی چندانی برای آن حکومت و نظام و کشور نداشته باشد .
به یاد دارم شعاری که در آغاز برنامه های کُردی همه روزه همچون آرم بخش کُردی از رادیو کرماشان پخش می شد ، با صدایی گرم و جذاب و بدین مضمون بود : «کُرد شرافتمند هر جا که هستی میهن خود ایران را از یاد مبر» . و حقیقتاً نیز این شعار بس مهم و در جذب و شکوفایی حس ایران دوستی موجود در مردم کُرد مؤثر بود .
منهای برخی نمایشها و داستان شبهایی که اشاره شد و نسبت به بقیه درصد کمی را در کار نمایش تشکیل می داد ، با جرأت می توانم بگویم که کار داستان شب رادیوی کُردی گروه نمایش تهران که در کرمانشاه پخش می شد بی نظیر بود و هیچ ربطی هم به سیاست نظام و حکومت نداشت .
گروه نمایش که آقای محمد کمانگر فراموش کرده اند (در بخش یادها و نام ها) بنویسند ، مرحوم دکتر محمد صدیق مفتی زاده ، جمیل روژ بیانی ، و بعدها مرحوم سواره ی ایلخانی زاده نیز در آن به ایفای نقش می پرداختند . در این نمایشهای رادیویی علاوه بر زندگانی کریمان و جوانمردان کُرد و بهره گیری از داستانهایی که در واقع می توان به عنوان شاهکارهای فرهنگ و ادب کُردی شناخت ، همچون (لاس و خه زال) ، (خه ج و سیا مه ند) ، (مه م و زین) ، (سه یده وان) و … ، از داستانهای فارسی و رمانها و نمایشنامه های برجسته ی غرب هم استفاده می شد . نکته ی قابل توجه و تحسین برانگیز این بود که افراد و عوامل برنامه ساز (نویسنده ، گوینده و…) هرگز به انجام کارِ واحدی بسنده نمی کردند بلکه هریک در هر چند کاری که می دانستند استعداد انجامش را دارند صادقانه زحمت می کشیدند . کار اصلی مرحوم دکتر صدیق مفتی زاده زبان و ادبیّات کُردی بود (در رادیو) جمیل روژبیانی نویسنده ی برنامه های تاریخی جغرافیایی بود ولی زمانی که خواستند گروه نمایش راه بیفتد بازیگر هم شدند و این شیوه در کرمانشاه هم معمول بود . من خود در تابستان ۱۳۵۱ شمسی به عنوان بازیگر وارد گروه نمایش رادیو کُردی کرماشان شدم و اوّلین برنامه ای که در آن به ایفای نقش پرداختم برنامه ای بود به مدّت یک ساعت و نیم (۹۰ دقیقه) که اسعد سراج الدّینی آنرا می نوشت و با همسرش پروین مشیر وزیری آنرا اجرا می کردند و خود نیز با دیگر بازیگران به اجرای نقش می پرداخت . این برنامه (به زمی هه ینی) عصر روزهای سه شنبه با حضور عدّه ی زیادی تماشاچی ضبط می شد و عصر روزهای آدینه پخش می شد .
یکی از نمایشنامه هایی که در آن برنامه اجرا نمودم نوشته ی خودم بود و نویسنده ی اصلی برنامه پذیرفت که در برنامه اش اجرا شود . نقش اصلی و عمده ی نمایش را نیز خودش اجرا کرد . من و آقای سلام ایزدی هم که با من وارد گروه نمایش شده و به رادیو آمده بود و خانم میدیا زندی نقشهای دیگر را عهده دار شدیم . هرگز فراموش نمی کنم که من نقش خود را بَد اجرا کردم و بعد از برنامه بود که متوجه شدم واقعاً کارم خوب نبوده است . ماه رمضان بود و من هم روزه ، آقای کمانگر که مسئول بخش کُردی رادیو کرماشان بود متوجه شد که من روزه ام دو سه بار گفت : پس فلانی روزه بود . خواست بدین گونه به همکاران بفهماند ضعف من از بی استعدادی نیست . بعد از مدّتی (کمتر از سه ماه) نویسندگی  و اجرای (گویندگی) دو برنامه ی نیم ساعته ی جوانان در هفته را به عهده گرفتم .
اندکی بعد کار تهیّه ی برنامه ی داستان شب در رادیو کُردی کرماشان شروع شد و اوّلین کار ،   یک داستان شش قسمتی بود به نظرم بنام (سیروان) نوشته ی سراج الدّینی .
این نمایش هم از آن نمایشهای مناسبتی بود . چند داستان دیگر هم (کمتر از شمار انگشتان یک دست) در رادیو کرماشان تهیّه و پخش شد و دیگر ادامه نیافت .
بعد از حدود یک سال کار در رادیو در سال ۱۳۵۲ نویسندگی و اجرای تمامی برنامه ی (به زمی هه ینی) به من واگذار شد که ابتدا با پروین مشیر وزیری و بعد از انتقال ایشان به سنندج با میدیا زندی آنرا اجرا می کردیم تا ۱۹ آبان ۱۳۵۳که من به خدمت سربازی اعزام شدم .
چند روزی از دوره ی چهار ماهه ی آموزشی گذشته بود که نامه ای از مرحوم استاد سیّد محمد طاهر هاشمی به دستم رسید که در آن نوشته بودند که با آقای کمانگر (مسئول رادیو کُردی) صحبت کرده اند … برنامه ها را در اهواز بنویس و بفرست …  سپس نامه ای از شخص آقای کمانگر به دستم رسید که نیمی از برنامه های آدینه و یک برنامه ی جوانان در هفته بنویس و بفرست تا بعد که به کرمانشاه منتقل شدی ، اجرای برنامه ها را نیز خودت انجام بدهی (عین نامه موجود است) .
آری که من به خدمت سربازی فراخوانده شدم ، گروه یکی دو نفر دیگر را پذیفته بود ، محمد مستوفی را به یاد دارم در آن زمان در بایگانی دادگستری کرمانشاه استخدام شده بود و ضمناً دوره ی دبیرستان را می گذراند . تا سال ۵۷ هفته ای من و هفته ای ایشان عهده دار آن برنامه بودیم . ناگفته نماند که پس از پایان خدمت سربازی نویسندگی و گویندگی برنامه ای ۹۰ دقیقه ای بنام (سروه ی بیان) به اینجانب ارجاع شد که همه روزه به طور زنده از ساعت َ۳۰/۷ تا ۹ بامداد پخش می شد (جز روزهای جمعه و تعطیل که قبلاً ضبط می شد) .
راجع به برنامه های ادبی بخش کُردی رادیو کرماشان ، این بخش از همان آغاز کار رادیو کرماشان مورد توجه شنوندگان بود به ویژه خوب هم اجرا می شد . چه (باغچه ی گولان) چه کاروان شعر و موسیقی شکراله بابان و حسام الدّین امین و سیّد عزیز علوی (به گویش کِرمانجی) ، امّا شیوه ی کار غالباً خواندن چند قطعه شعر و پخش چند ترانه (گورانی) در فواصل برنامه بود ، گاهی اشاره ای به سرگذشت شاعران کُرد می شد .
آنچه باعث تحوّل شگرف در بخش ادبیّات کُردی این رادیو شد ، ورود و آغاز فعّالیت استاد علامه مرحوم سیّد محمد طاهر هاشمی بود که علاوه بر انتخاب اشعار نغز و برگزیده ی شعرای کُرد و ارائه ی آن در برنامه ها ، برای اوّلین بار به نوشتن و ارائه ی قطعات زیبای نثر کُردی به شیوه ای بسیار بدیع و دلپذیر و مؤثر در رواج نثر نویسی و قطعات ادبی غیر شعری ! در این رادیو همّت گماشت .
کاری که تا آن زمان (۱۳۵۱) هرگز صورت نگرفته بود و اگر هم از مطالبی گفتاری و غیر شعری در برخی برنامه های ادبی قبل از فعّالیت ایشان در رادیو استفاده می شد برگرفته از آثار و نوشته های دیگران بود ، همچون تاریخ ادبیّات کُرد مرحوم علاء الدّین سجادی و مستقل و کار خود نویسنده ی برنامه ! نبود .
درباره ی کارهای مرحوم استاد سیّد محمّد طاهر هاشمی چه (هه وارگه ی دلان) چه (گولزاری ئه ده ب) بهترین قاضی و داوران همانا ادبا و سخنوران و شنوندگان برنامه های ایشان بوده و هستند .
ناگفته نماند این سخنور بزرگ ، برنامه ای نیز به زبان فارسی برای بخش فارسی رادیو کرمانشاه می نوشتند (فارسی سرایان کُرد) که آن برنامه هم در نوع خود بی نظیر بود . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه از سال ۱۳۵۹ ، اجرا و گویندگی برنامه های ادبی ، عرفانی ، مذهبی و تاریخی به خواسته ی خود ایشان ، عبداللطیف هاشمی بود (حقیر) و نامه هایی که به پیوست برنامه هایشان مرقوم می داشتند موجود و محفوظ مانده اند .
این نکته نیز ضروریست بیان شود که خود ایشان با صدای گیرا و اجرای درست و اصیلی که داشتند ، همواره بهترین مُجری نوشته های خود بودند که متأسفانه کهولت و بیماری توان گویندگی و اجرای برنامه ها را از وی گرفت .
مسئله ی جالب توجه و تحسین برانگیز در کارهای این شاعر و نویسنده ی توانا این است که  سالها همه روزه یک برنامه ی ۳۰ دقیقه ای از ایشان پخش می شد . هرگز مشاهده نشد که فزونی کار چیزی از کیفیت بالای برنامه هایش بکاهد .
برنامه ی ادبی مرحوم سواره ی ایلخانی زاده (تاپو و بومه لیل) هم نثر زیبا و ویژه ای داشت ،  امّا وسعت کار این برنامه به هفته ای یک برنامه ی ۱۵ دقیقه ای محدود بود . سواره صدای گرم و دلپذیری در اجرای برنامه هایش (چه ادبی ، چه مسابقه ی بزم آدینه ی تهران و چه نمایش) داشت . متأسفانه بیماری و بالاخره اجل ، این شاعر و زیبا نویس را نیز مهلت ادامه ی کار نداد و در سالهای جوانی دیده از جهان فروبست . روانشان شاد و یادشان گرامی
در باره ی دیگر برنامه های ادبی و نویسندگان و مجریان (قبل از انقلاب) آن برنامه ها در تاریخچه ی مورد بحث اشارات کافی رفته است .
و امّا آنچه به عنوان یادها و نام ها در تاریخچه ی آقای کمانگر آمده است : زمانی که چند بار این بخش را به دقّت خواندم ، ابتدا گذشت زمان و قوّت فراموشی را باعث اشتباهات نگارنده دانستم . امّا وقتی که دیدم نگارنده نام کسانی را که تنها چند صباحی آنهم بسیار محدود  در رادیو کردی کرماشان کار کرده و سپس یا در اداره و سازمان دیگری استخدام شده و یا به اداره ی دیگری منتقل شده و دیگر هرگز پا در عرصه ی رادیو نگذاشته اند را بی کم و کاست یاد آور شده است ، دیگر دست از تصوّر اشتباه خود برداشتم و چنانچه نگارنده را به خوبی     نمی شناختم شاید می گفتم : اشتباه و ضعف حافظه ای در کار نبوده است و نیست !
شاید اشتباه را در برخی کارها بتوان پذیرفت امّا در نگارش تاریخ و تاریخچه پذیرفتن اشتباه و یا نادیده گرفتن کار دیگران هرگز پذیرفتنی نیست البته این نادیده گرفتن تنها نام و شغل و زحمت اشخاص حقیقی را شامل نشده است . بلکه ۱۳ سال پر ثمر و رونق از عمر رادیو کردی کرمانشاه (بعد از پیروزی انقلاب اسلامی) را نیز شامل است . من ابتدا به نام ها و کارهای از قلم افتاده در آن تاریخچه می پردازم و بعد به آن ۱۳ سال واقعیِ سالهای عمر رادیو کردی کرماشان .
در قسمت یاد از نویسندگان ، مترجمان و گویندگان ، نام یکی از اساتید در بخش کارکنان رادیو کردی (در تهران) فراموش شده است و آن ، ادیب ، شاعر و عالم وارسته استادِ مرحوم سیّد ابراهیم ستوده بودند که سالهای سال از عمرِ پر برکت خود را در راستای خدمت به فرهنگ   و ادب سپری نمودند و پس از بازنشستگی نیز در حال بیماری به خدمت پر ارزش خود ادامه دادند . ایشان در چند سال آخر عمر ، مسئول شورای شعر بخش کردی صدا و سیما بودند . رحمه الله علیه
در کرمانشاه از عبداللطیف هاشمی که بیش از ۲۶ سال به صورت حق الزّحمه ای و رسمی به نویسندگی و گویندگی و در این اواخر تهیه کنندگی نیز مشغول بوده و کار در رادیو تلویزیون اوّلین و آخرین شغل او بوده است ، تنها در بخش اسامی گروه نمایش در کرمانشاه ذکری رفته است . در صورتی که در همان سالهای حق الزحمه کاری ، از ماه دوّم کار در رادیو کردی کرماشان (۱۳۵۱) کار نویسندگی و گویندگی را نیز پذیرا شد و ادامه داد . نویسندگی و گویندگی هفته ای ۲ برنامه ی نیم ساعته ی جوانان (لاوان)  برنامه ی (به زمی هه ینی) ، (ئیمه و گویگره کان) ، برنامه ی زنده ی ۹۰ دقیقه ای (سروه ی به یان) و … تا پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن …
از فاطمه هاشمی به عنوان گوینده یاد شده است در صورتی که ایشان قبل از انقلاب نویسنده ی برنامه های خود نیز بودند همچون برنامه های خانواده ، کودک و …
در گروه نمایش نام سیّد کامل حیدری به اشتباه آمده است . آن مرحوم در برنامه های روستائیان با بدیع الزّمان هاشمی ، مرحوم جلال لهونی ، ایران دوست و … در نویسندگی و اجرای برنامه ی (دی نشینه کان) شرکت داشت . در صورتیکه نام چهار تن از بازیگران گروه نمایش  یعنی پرویز کمانگر ، محمد اسعد کمانگر ، آرزو و ساکار زیرک (دختران میدیا زندی و مرحوم حسن زیرک) از قلم افتاده است .
تغییر و تحولات ، فراز و فرودها و ابداعات ، در رادیو کردی کرماشان قبل از انقلاب تغییرات عمده ای که در مسئولیت ها و نیز ازدیاد ساعات بخش کُردی و نقل و انتقالات از تهران به کرمانشاه صورت گرفت در واقع به دنبال تعویض مسئول برونمرزی که در تهران بود انجام شد . دکتر عابد سراج الدّینی تا سال ۱۳۵۰ مسئول برونمرزی بود و مسائل مربوط به رادیو کردی نیز  زیر نظر ایشان ، در سال ۵۱ – ۱۳۵۰ آقای مظهر خالقی مسئولیّت برونمرزی را عهده دار شد . ایشان ابتدا تغییر و تحولات لازم را انجام داد . زمانی که تازه وارد رادیو کُردی کرمانشاه شده بودم ، چند بار شاهد سفر و بازرسی ایشان از بخش کُردی کرماشان بودم و باید انصاف داد که جدیّت و موافقت خالقی با ازدیاد ساعات برنامه ها ، در رشد و شکوفایی و توسعه ی این بخش بسیار مؤثر و کارآمد بود .
در مسئولیّت ایشات تحولات درونی و کیفیّتی چشمگیری در برنامه سازی صورت گرفت از جمله در همان زمان و به هنگام مدیر مرکزی آقای مشعوف .
مشعوف طرحی را ارائه و عملی ساخت که برنامه ی جوانان کُردی به جوانان کُرد و دانشجویان مقیم کرمانشاه سپرده شد . چند دانشجو آمدند از جمله گل ریز آدمی و اشرف کمانگر پور . من هم که از پیش دو برنامه در هفته داشتم با آنها همراه شدم و این طرح موفق شد .
طرح دیگر سپردن برنامه ی روستائیان به جوانان کُرد بود که آن هم به صورت گروهی انجام شد و توفیق زیادی در خدمت به کشاورزان و روستائیان (از نظر بهداشت و کار علمی کشاورزی) داشت .
در دوران مدیریّت مظهر خالقی مدّت برنامه های کُردی به ۱۲ ساعت (در شبانه روز) افزایش یافت و کلاً پخش جداگانه ای جهت برنامه های کُردی ساخته شد و از پخش برنامه های فارسی جدا شد . این روال تا آغاز جنگ تحمیلی و اشغال شدن قصر شیرین ادامه داشت .

و آن ۱۳ سال

رادیو کُردی کرماشان ۳۶ سال بدون وقفه فعال بود ، محمّد کمانگر در تاریخچه ی این رادیو  نوشته اند ۲۶ سال و نیز گفته اند در سال ۶۲ ساعات پخش برنامه های رادیو کُردی کرماشان کاهش یافت و پس از مدّتی این برنامه به طور کامل تعطیل شد …
در صورتی که اصلاً چنین نبود . درست است که از سال ۱۳۶۲ کاهش برنامه ها شروع شد و همه ساله کاهش بیشتری می یافت ، امّا ۱۳ سال بعد از ۱۳۶۲ نیز برنامه ی کُردی بسیار پر شور و پویا و در نهایت جذابیّت ادامه یافت .
بعد از پیروزی انقلاب و تا شهریور ماه ۱۳۷۵ هیچ روزی نبود که برنامه ی کُردی از فرستنده های کرماشان پخش نشود مگر دو سه هفته ی آغاز جنگ که دستور صادر شده بود ، از ساعت ۷ بامداد تا ۲۴ هر روز فقط برنامه به زبان عربی تهیّه و پخش شود در آن چند روز نیز به خاطر اینکه   وقفه ای در پخش برنامه های کُردی ایجاد نشود در همان روز اوّلِ اجرای دستور تهران ، طرحی ارائه و مورد موافقت مدیر مرکز قرار گرفت مبنی بر اینکه پخش از ساعت ۲۴ تا ۷ بامداد در اختیار بخش کُردی باشد .
شرایط کار و رفت آمد در شب به علّت رعایت تاریکی مطلق در آن ماه آغازین جنگ بس دشوار  بود . از نظر سرود و موسیقی مناسب هم جز چند قطعه مارش نظامی و موسیقی سنگین ، دست کاملاً خالی بود . تهیّه کننده و اُپراتور پخش محمد کمانگر بود و نویسنده و گوینده ی تمام برنامه ها عبداللطیف هاشمی ، روز بعد فکر سرود هم شد . در واقع شعر و آهنگ دو سرود بداهه سازی شد ، مرتضی صنعتی روی دو قطعه شعرِ عبداللطیف هاشمی که همان روز سروده بود آهنگ ساخت و خود نیز هر دو سرود را اجرا کرد .

مطلع یکی چنین است :

کُردم اهل ایـرانم ایــران میهن من است
حدیث حُبُّ الوطن سند ایمان من است
کوردم خه لکی ئیرانم ، ئیرانه نیشتمانم
حدیثی حبّ الوطن به لگه یه بو ئیمانم

و مطلع دیگری :

دیوی ناپاک ئه ی صدام          منـو هـه لمه تــی بــرام
قه لای ستــم ئه رمینین          ریشگی توش له بن دینین
بدین مضمون :
دیـــو پلیـــــد ای صـــدام              مـن و یــــورش بــرادرانــم
قلعه ی ستم را ویران می کنیم           و ریشه ی تو را هم بر می کنیم

 

وضعیت  کارکنان

قبل از انقلاب به طور کلی کارکنان بخش کردی سه دسته بودند : رسمی ، قراردادی و کسانی که به صورت حق الزحمه ای کار می کردند . رابطه ی کاری دسته ی سوم با رادیوپس از پیروزی انقلاب با رادیو قطع شد . (یا بومی نبودند و به دیار خود رفته بودند و یا در استخدام اداره و سازمان دیگری بودند) . اولین کسی که پس از پیروزی انقلاب به عنوان مدیر مرکز به کرمانشاه آمد آقای علی فروزفر بود . فروزفر ابتدا با عقد قرارداد و سپس با رسمی نمودن افرادی که به شیوه ی حق الزحمه ای در واحدهای مختلف مرکز دارای سالها تجربه و سابقه بودند ، وضعیت استخدامی آنان را سامان بخشید . از جمله واحد کردی رادیو .
روز ۲۳/۵/۱۳۵۸ با مرحوم ملا محمد ربیعی ، سید اسماعیل حسینی و نگارنده (سید عبداللطیف هاشمی) قرارداد نویسندگی و گویندگی بست که همان تاریخ موافقت هم شد با استخدام رسمی آنان در صدا و سیما …

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید