تجزیه امپراطوری عثمانی به عنوان یکی از پیامدهای جنگ اول بینالمللی موجب شکل گیری مجموعهای از دولتهای جدید بر ویرانه های عثمانی شد. علاوه بر جمهوری ترکیه دهها کشور عربی خاورمیانه و شمال آفریقا از جمله دولتهایی هستند که بعد از فروپاشی عثمانی بر نقشه سیاسی جهان ظاهر شدند. عراقِ تحتِ حاکمیت بریتانیا هم یکی از دولتهایی است که پس از فروپاشی عثمانی معاصر پدید آمد. از همان آغاز شکلگیری جغرافیای سیاسی عراق و ترکیه، بخش عمدهای از نخبگان کُرد از دو پاره شدن قلمرو کردهای عثمانی در این وضعیت جدید ناراضی بودند.
این نارضایتی به انضمام مجموعهای از نارضاییهای جدیتر از لحاظ تامین پارهای از خواستههای کردها در دورههای مختلف به صورت بروز چند جریان سیاسی اعتراضی همچون ماجرای شیخ سعید پیران و جنبش خویبوون به رهبری احسان نوریپاشا و نیز به دنبال آن شیخرضا در سیمی در ترکیه و مجموعهای از تحرکات مشابه چون تحرکات شیخ محمود برزنجی و قیام بارزانیها در عراق خود را نمایان ساخت. لذادر ۹ دههای که از تجزیه امپراتوری عثمانی میگذرد همواره مسئله کُردها یکی از مباحث راهبردی مبتلابه منطقه بوده است.
از همان آغاز تجزیه ی عثمانی و در کشاکش شکلگیری پادشاهی عراق ، شیخ محمود نقشبندی در سلیمانیه پادشاهی خود را بر کردستان عراق اعلام کرد. هر چند این تحرکِ همسو با سیاستهای بریتانیا دیری نپایید و با تغییر سیاست بریتانیا این ماجرا با شکست مواجه شد امّا از آن رویداد تا به امروز همچنان مسئله کردها در عراق در صدر مسائل و پیچیدگیهای این کشور باقی مانده است. شکلگیری احزاب کردی و ظهور چهره های فرهمندی همچون ملامصطفی بارزانی در کردستان عراق و سپس تشکیل احزاب گوناگونی مانند حزب دموکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی کردستان عراق و سلسله رویدادهایی از این دست همراه با دیکتاتوری حاکم برعراق موجب شد تا در طی نزدیک به هفت دهه این حوزه بارها شاهد جنگ و خونریزی گستردهای باشد. کشتار مشهور به انفال و فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه یکی از نمودهای سهمگین و تأسفبار اعمال خشونت و قساوت حکومت بغداد علیه شهروندان کُرد است که در محافل جهانی بازتاب گستردهای یافت. در طی درگیریها و جنگهای مستمر و گسترده میان ناراضیان کُرد عراقی و دولتهای مختلف در عراق در دورۀ مورد بحث صد هزار نفر کشته و صدها هزار زخمی و یا آواره شدند.
بعد از جنگ اوّل خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ تحولات مهمی در کشور عراق روی داد که در نهایت به سرنگونی حکومت دیکتاتوری حزب بعث منجر شد. دولت صدام حسین گذشته از تحمیل هشت سال جنگ به ایران، همواره علیه کردها و شیعیان عراقی نیز مواضع خصمانهای داشت. شکلگیری منطقۀ ممنوعه پرواز و سپس برگزاری انتخابات در کردستان عراق موجب شد تا کُردهای این کشور در سالهای منتهی به سرنگونی صدام حسین درجهای از خود مدیری را تجربه کنند. وضعیتی که با سرنگونی دیکتاتور و با تصویب قانون اساسی عراق و برپایی نهادهای قانونی در منطقه کردستان عراق شکلی حقوقی و قانونی نیز به خود گرفت. در حال حاضر دو دهه از تشکیل دولت منطقهای کردستان عراق میگذرد. در طی دو دهة اخیر دولت منطقهای کردستان با فراز و فرودهایی رودرو بوده است و بر این اساس میزانی از آرامش و گاه جنگ و برادرکشی را آزموده است. اینک کُردها جدا از اختیارات محلی گسترده در اداره کردستان، در سطح ملّی نیز توانستهاند پست ریاست جمهوری عراق و شماری دیگر از مناصب سیاسی و نظامی با اهمیت عراق را به خود اختصاص دهند. با این حال از آنجایی که در کنار این دستاوردهای سیاسی، مردم و دولت منطقهای کردستان عراق با مسائل و مشکلات پیچیدهای نیز دست به گریبان هستند. پرسشی که میتوان مطرح کرد آن است که بر این مبنا چگونه میتوان به ارزیابی دستاوردهای این دو دهه از حاکمیت دولت کُردی در منطقه کردستان عراق پرداخت؟ با گذشت دو دهه از استقرار نوعی ثبات سیاسی نسبی در این حوزه از کشور عراق، اینک چه جریانها و احزابی در کردستان عراق فعالیت دارند؟ نفوذ هر یک از این احزاب و جریانها چگونه است؟ ارزیابی این احزاب و جریانها از دستاوردهای دو دهه از حاکمیت دولت منطقهای کردستان عراق چیست؟ چرا و چگونه جریانها و احزاب اپوزیسیون در منطقه کردستان عراق تشکیل شد؟
کردستان عراق محل سکونت مردم کُرد است. مردم کُرد عراقی به زبانها و گویشهایی چون سورانی، بادینان واورامی سخن میگویند. هر چند به جز کردها اقلیتهایی از اعراب، مسیحیان، یهودیها و ایزدیها در این منطقه سکونت دارند. اکثر کردها سنی مذهب و گروهی از آنان شیعه هستند. ترکمنهای منطقه هم عموماً شیعه مذهبند.کردهای عراقی نیز همانند دیگر کردها در زمینههای فرهنگی، تاریخی، سیاسی و اقتصادی پیوندهای دیرینی با ایرانیان دارند. زبانهای کردی رایج در منطقه زیر مجوعهای از زبانهای ایرانی است. پیوند این زبانها و گویش با دیگر زبانها و گویشهای ایرانی چون فارسی، بلوچی، لُری، گیلکی، تالشی، مازنی و غیره بارها توسط پژوهشگران و زبانشناسان در اقصی نقاط دنیا همچون مکنزی و مینورسکی و دیگران مورد توجه قرار گرفته است. کتابها و مقالات معتنابهی نیز در این خصوص تاکنون منتشر شده است. افزون بر پیوندهای با اهمیت زبانی، بخش زیادی ازآئینها، اسطورهها، آداب، رسوم و سُنتهای فرهنگی مردم کُرد با دیگر ساکنان حوزه تمدن ایرانی مشترک است. جشن بزرگ، تاریخی و اسطورهای نوروز یکی از برجستهترین مشترکات فرهنگی است که مردمان دو سوی مرز را به هم پیوند میدهد. همزمان با فرا رسیدن نوروز اسطورۀ ضحاک مار دوش و فریدون که در شاهنامه فردوسی به زیبایی به تصویر کشیده شده است در میان کُردهای منطقه کردستان عراق بازتاب گستردهای مییابد. این مشخصههای مشترک فرهنگی و تاریخی میان ایرانیان و مردمان کرد آن سوی مرز، نقش مهمی در تعریف خود و هویتشناسی کردهای عراق ایفا میکند. من ِتاریخی و فرهنگی کرد برای تعریف و بازشناسی هویت تاریخی خود این مؤلفههای فرهنگی و تاریخی را در هسته سخت گفتمان هویتیاش باز مییابد و بر این اساس به بازشناسی خود میپردازد.
تا پیش از شکلگیری دولت عراق زبان آموزشی در سلیمانیه و سایر نقاط کردستان عراق در مدارس سبک قدیم و مکتب خانهها، زبان فارسی و منابع آموزشی هم شامل بوستان وگلستان سعدی و سایر منابع کلاسیک ادب ایرانی بود. در همین راستا بسیاری از آثار نویسندگان، ادبا و شعرای کُرد عراقی در طی دههها وسدهها و در دورههای مختلف تاریخی به فارسی نگارش و منتشر شده است. در کنار این پیوندهای فرهنگی و تاریخی به دلیل جنگهای پی در پی احزاب و گروههای کُرد عراقی با دولت عراق و اعمال خشونت گسترده دولت عراق علیه ناراضیان کُرد، ایران همواره مأمن و پناهگاه آوارگان مختلفی بود که در پی یورش نیروهای نظامی عراقی به منطقه کردستان رو به سوی ایران داشتند. هزاران تن از بارزانیها و سایر کُردهای عراقی سالهای زیادی از عمر خود را در گوشه و کنار ایران، از مشهد و ساوه و کرمانشاهان تا کرج و تهران و انزلی و غیره سپری کردهاند. در ایران به مدرسه رفته و صدها تن از آنان حتی در ایران تحصیلات دانشگاهی خود را پی گرفته و به مدارج عالی دانشگاهی دست یافتهاند. از این رو اینک حدود نیمی از مردم کُرد عراقی به خوبی فارسی را درک میکنند و به زبان فارسی سخن میگویند. در جریان آوارگی سال ۱۹۹۱ کردهای عراقی، در حالی که دولت ترکیه مرزهای خود را در برابر خیل چند صد هزار نفری آوارگان بست، ایران حدود یک میلیون تن ازآوارگان کُرد عراقی را درون مرزهای خود پذیرفت و حتیالامکان موجبات آسایش آنها را فراهم آورد. این میزبانی در طی بیش از سه دهه یعنی از خلال آوارگی کُردهای عراقی در سالهای دهة ۱۹۷۰ میلادی تا دهه ۱۹۹۰ سهم برجستهای در نزدیک تر کردن فرهنگ این دو حوزه ایفا کرده است. کمااینکه گروهی از آن آوارگان دیروز برای همیشه زندگی در ایران را برگزیده و ساکن ایران شدهاند.
همچنین در دورههای مختلفی از جنگ هشت ساله عراق علیه ایران احزاب معارض کُرد عراقی با همراهی سربازان و رزمندگان ایرانی بر علیه ارتش عراق وارد کارزار شده و تلفات و خسارات سنگینی را بر نیروهای مهاجم وارد کردند. این همپیمانی استرانژیک موجب شد تا دولت عراق در دوره هشت ساله جنگ تحمیلی علیه ایران هیچگاه نتواند در مرزهای شمالی جنگ یعنی در مناطق کردنشین وارد خاک ایران شود و یا در این منطقه پیش روی محسوسی داشته باشد حمایت نیروهای ایرانی نیز همواره موجب شده بود تا بخشهایی از منطقه کردستان عراق از حیطه اقتدار و نفوذ دولت عراق خارج و این مناطق کُردنشین در اختیار معارضین کُرد عراقی قرار گیرد.
پس از فروپاشی دیکتاتوری بعث در عراق و تشکیل حکومت منطقه ای کردستان عراق نیز روابط این حوزه با ایران، هر چند با فراز و فرودهایی، در حال گسترش بوده است. به قدرت رسیدن نخبگانی در کردستان عراق که عموماً دوره زیادی از عمر خود را در ایران گذرانده و گروهی نیز فارغالتحصیل دانشگاههای ایران هستند در تعمیق روابط طرفین تأثیر گذار بوده و می باشد.وجود بیشترین طول خط مرزی با ایران و نیز برقراری امنیت نسبی در کردستان عراق، به نسبت سایر نقاط عراق که با خطر دایمی حملات تروریستی مواجه است، موجب شده تا سطح مناسبات سیاسی و اقتصادی این منطقه با ایران امکان گسترش بیشتری داشته باشد. در حالی که متأسفانه هر روزه در اخبار و گزارشهای خبری انعکاس بمبگذاری انتحاری یا درگیری مسلحانه در گوشه و کنار عراق به ویژه در مناطق مرکزی عراق سخن در میان است امّا خوشبختانه در منطقه اقلیم کردستان عراق امنیت نسبی مانع از شیوع و بروز این نوع رخ دادهای خشونتآمیز بوده و گروههای سلفی و بعثی در این حوزه کمترین تحرکات نظامی و سیاسی را داشتهاند.
فراهم شدن تسهیلات قانونی در منطقه کردستان عراق برای سرمایهگزاران خارجی به ویژه سرمایهگزاران ایرانی هم میتواند بر توسعة این روابط تأثیرگذار باشد. هر چند در این خصوص متأسفانه دولت ایران و سرمایهگزاران ایرانی نتوانستهاند، نسبت به دولت و سرمایهگزاران ترکیهای و سایر کشورها، از فرصت ایجاد شده استفادة لازم را ببرند. پیشی گرفتن ترکیه در میزان سرمایهگزاری در کردستان عراق نتیجه این ناکارآمدی است. کردستان عراق در حال سرمایهگزاری برای توسعه و رفع مسائل و مشکلات ناشی از جنگ چند دههای به جلب سرمایهگذاری مشغول است. بازسازی تأسیسات جادهای و یا نوسازی شبکه راهها و ایجاد اتوبانها و نیز گسترش ساخت و سازهای مسکونی و تجاری و غیره و نیز سرمایهگزاریهای نفتی در کردستان عراق هنوز به نحو مطلوبی از توان و ظرفیت مؤسسات و شرکتهای ایرانی بهره نبرده و ایرانیان به سادگی میدان را به دیگر رقبا واگذار کردهاند.
امروزه آب در مناسبات سیاسی و اقتصادی کشورها به ویژه همسایگان نقشی با اهمیت یافته است. بخش زیادی از منابع آبی کشور عراق از ایران سرچشمه میگیرد و در خصوص منابع آبی کردستان عراق یادآوری این نکته ضروری است که علیرغم خشکسالی در ایران و نیز نیاز شدید حوزههای داخلی و حتی مناطق کردنشین غربی ایران به آب، هیچگاه ایران مانعی برای انتقال آبهای جاری به آن منطقه ایجاد نکرده است. در حالی که دولت ترکیه گاه و بیگاه از آب به عنوان ابزاری استراتژیک استفاده کرده و حتی در دورهای تا قطع کامل انتقال آبهای جاری دجله و فرات به عراق و سوریه پیش رفت. با سرازیر شدن آب دو حوزه زاب و سیروان به کردستان عراق بخش مهمی از نیازهای کشاورزی و مصارف انسانی، اعم از شهری و روستایی آن منطقه برطرف میشود. اخیراً برخی طرحها برای ایجاد سّد و تأسیسات برق آبی در آن منطقه که آبشان از طریق آبهای ایران تأمین میشود مورد توجه دولت محلی عراق قرار گرفته و رشته مطالعاتی آغاز شده است. این امر میتواند و باید در توسعه روابط دو طرف حول موضوع آب و طراحی تاسیسات مشترک برای مدیریت منابع آبی مورد توجه ودقت بیشتری قرار گیرد.
از دیگر سو جامعه کُرد عراقی هم از لحاظ داخلی ـ رقابت و رویارویی گروههای کرد ـ و هم از نظر خارجی نظر به خصومت برخی جریانهای نژادپرست عربگرا در عراق و جهان عرب با مخاطراتی روبرو است. همزمان دشمنی این گروه با ایران و ایرانی هم قابل کتمان نیست. شاید نتیجه این رویکرد نژادپرستانه بود که خود را در جنگ هشت ساله عراق علیه ایران به وضوح آشکار ساخت. جنگی که بعد از بیست و سه سال هنوز نتایج دهشتناک آن در ایرانِ امروز قابل مشاهده است. وجود دشمنان مشترک منطقهای و فرامنطقهای خود یکی از دلایلی است که میتواند در کنار سایر دلایل و عوامل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نقش مهمی در توسعة روابط دوجانبه داشته باشد.
همانگونه که ملاحظه میشود دلایل و زمینههای تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی فراوانی وجود دارد و اگر برای توسعه روابط بین دو حوزه تنها یکی از دلایل متعددی که به صورت مختصر به برخی از آنها اشاره شد، وجود داشت همان یک دلیل هم میتوانست زمینهساز تعمیق روابط طرفین باشد. این سخن به این معنا نیست که برخی آسیبها و نگرانیها و موانع بر سر توسعه روابط دو طرف نادیده گرفته شود. برخی ملاحظات امنیتی ناشی از حضور گروههای مسلح در آن سوی مرز و در گیری های گاه و بی گاه نظامی در کمربند مرزی کشور ناشی از آن حضور، گسترش سلفیگری و اشاعه آن در داخل ایران و یا انعکاس برخی مطالب در متون کتاب های درسی منطقه اقلیم در خصوص ایران و تاریخ ایران و مواردی از این دست مسائلی است که ممکن است در روابط طرفین ایجاد اختلال کند و باید برای حل و فصل این گونه مسائل در پی تدبیر بود. کما اینکه باید به آسیبشناسی تنزل جایگاه اقتصادی ایران در منطقه کردستان عراق نیز به صورت جدی پرداخت. واقعیتی به نام دولت اقلیم کردستان عراق در صحنه مناسبات سیاسی امروز عراق ،ما را با پرسش های دیگری روبرو می سازد.از جمله این پرسش ها و ابهام ها نوع مناسبات و ساختاری است که این منطقه می تواند داشته باشد.
اعتراض های اخیر در منطقه اقلیم کردستان نشانی از برخی نارضایتی ها در این حوزه است.این نارضایتی ها هم وجهی اقتصادی داشت و هم وجهی سیاسی.انتقاد و اعتراض به فساد اقتصادی ، تنگی دایره گردش نخبگان سیاسی و موانع جدّی بر سر راه مشارکت سیاسی همه گروه ها در اداره منطقه اقلیم،جدا از رد یا پذیرش این اعتراض ها و انتقادها،پرسشی که اینجا می تواند مجال طرح یابد الگوی مطلوب در منطقه کردستان عراق برای اداره آن حوزه است .ایا باید از کردستان عراق دموکراتیک استقبال کرد ؟ایا کردستان عراق امادگی حل وفصل دمکراتیک مسائل پیش روی خود را دارد؟در این عرصه ترجیح ماچیست؟ برآمدن یک موجودیت دموکراتیک با میزانی از شفافیت و صراحت در نوع روابطش با همسایگان، یا حکمروایی مجموعهای از جریان هایی که در دوره هایی دوست یا منتقد یا برخی حتی دشمنی با ایران را ازموده اند؟
همچنین در این روابط جایگاه روابط با دولت مرکزی عراق چه وجه و صورتی خواهد یافت؟اگر روزی میان این موجودیت کردی و دولت مرکزی عراق رویارویی روی داد،موضع و برخورد دیپلماتیک و سیاسی و حتی اقتصادی ایران چگونه خواهد بود؟
امروزه در میان نخبگان ایرانی توجه به رویدادهای عراق و به ویژه تحولات کردستان عراق جایگاه درخوری یافته است. بسیاری از روشنفکران، روزنامهنگاران، سیاستمداران، نویسندگان، اهل قلم و فرهنگ و حتی مردمان عادی کوچه و خیابان مسائل کردستان عراق را با اشتیاق تعقیب میکنند. هر چند که به اندازه انتظارات این گروههای اجتماعی، دادههای مورد نیاز از اخبار و رویدادهای منطقه کردستان عراق در ایران در دسترس نیست. اما این کاستی منابع به روز درباره کردستان عراق موجب نشده تا احساس هم سرنوشتی و حتی گاه نگرانی نسبت به مسائل و مشکلات کردستان عراق ظهور و بروزی نداشته باشد. اختصاص یک شماره از فصلنامه گفتگو بدین موضوع نیز در یک چنین چارچوبی صورت میگیرد. به این منظور با استفاده از نظرات پانزده نفر از کارشناسان و تحلیلگران کُرد عراقی تلاش شد تا از درون به مسائل این منطقه توجه شود. این گروه از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی اقلیم کردستان عراق هر یک از منظر منافع حزبی و تحلیلهای شخصی دیدگاهها و آراء خود را در رابطه با وضعیت کردستان عراق در اختیار مخاطبان قرار داده ند. حضور تعدادی از چهرههای سرشناس سیاسی و نیز روشنفکران و تحلیلگران کُرد در این مصاحبهها نیز میتواند بر غنای این مجموعه بیافزاید. هر چند باید به صراحت افزود که نقش و وزن هریک از این افراد و جریان ها در تحولات کنونی کردستان عراق همسنگ و برابر نیست.
برای آشنایی خوانندگان با تاریخ تحولات کردستان عراق روز شماری تهیه شد که در انتهی این مجموعه ارائه شده است.انجام مصاحبه ها همگی در کردستان عراق صورت گرفت.بخشی از مصاحبه ها به فارسی و بخشی دیگر به کُردی بود.به جز چهار مصاحبه که با همراهی و مشارکت اقای مجتبی برزویی صورت پذیرفت مابقی مصاحبه ها به تنهایی توسط راقم این سطور صورت گرفت.دو مصاحبه هم به صورت مجازی و غیر مستقیم به فرجام رسید.اقای سامان عابری ترجمه هشت مصاحبه را صمیمانه بر عهده گرفتند و ویراستاری این شماره را نیز اقای حسین نوری نیا برعهده داشتند .سپاسگزاری از عزیزانی که در این شماره یاریمان کردند در بخش انتهایی ارایه شده است.