باستان‌گرایی و هویت ملی/سید حسن تقی‌زاده

سید حسن تقی زاده

در آستانه ی ورود به قرن بیستم، انسان ایرانی نوعی گذار معرفت‌شناختی و گفتمانی را تجربه کرد. در دوران مشروطه نوعی نگرش به عنصر ملی هویت ایرانی به وجود آمد که برخی آن را باستان‌گرایی دانسته‌اند. ویژگی این نوع نگرش، ذکر شکوه پیشین تاریخ ایران و ابراز نفرت نسبت به مهاجمان بیگانه بود  که به اسلام و عرب ها نظر داشت. این نوع نگرش اندوه­گرایانه نسبت به گذشته ی ایران و شماتت مسببان انحطاط آن، در اثر رخدادهای قرن بیستم و رقابت بازیگران محوری نظام جهانی بر سر کسب نفوذ در ایران به وجود آمد. گسترش نفوذ این بازیگران در ایران و به همراه آن تضعیف و انحطاط قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی ایران، آن چنان روحیه ی نخبگان سیاسی و فکری ایران را درهم شکست که برخی از آن به عنوان «بحران هویت ایرانی» یاد می­کنند نگاه حسرت گرایانه به هویت ایرانی در پی برانگیختن احساس غرور و افتخار در نسل جوان ایرانی و تقویت پشتکار آن برای کسب دانش جهت تبدیل ایران به یک کشور در حال رشد و تکامل بود. علاوه بر عامل انحطاط کشور و نفوذ و تاثیرگذاری بیگانگان، آشنایی و تماس با غرب و پیشرفت آن و آشنایی با ادبیات روشنگری عواملی بودند تا برخی از روشنفکران ایران در جست و جوی علت عقب ماندگی ایران، متوجه تاریخ گذشته و عنصر هویت ملی شوند  که این مساله، نوعی تقلید از روند تاریخی غرب در دوره ی جدید تحت عنوان بازگشت به یونان باستان بود. از جمله‌این روشنفکران؛ سیدحسن تقی‌زاده بود که در چارچوب مجله کاوه؛ با تاکید بر عنصر ملیت و هویت ملی، آن را عامل و ابزاری جهت پیشرفت و ترقی ایران تلقی می­نمود. در حقیقت مجلاتی مانند کاوه، توجه به ایران باستان را در جهت مقابله با عقب ماندگی کشور، سرلوحه ی کار خود قرار می‌دادند. هرچند هدف اولیه ی انتشار این مجله مبارزه با متفقین و حمایت از آلمان بود، اما در یک نگاه کلی می­توان اهداف این مجله را پذیرش بی‌چون و چرای تمدن مغرب زمین، تقدم نوسازی فرهنگی بر نوسازی سیاسی، تکیه بر دولت متمرکز و نخبه­گرا و ترویج و توسعه ی باستان‌گرایی و هویت ملی قلمداد کرد.

طیف روشنفکران ایرانی در این دوره و متعاقب بن­بست مشروطه، به نوعی شبه­تجددگرایی و نوگرایی از یک سو و باستان‌گرایی و بازگشت به ایرانِ قبل از اسلام از سوی دیگر، متمسک بودند که تا ۱۳۲۰ بر فضای جامعه حاکم بود. رویکرد باستان‌گرایی کاوه از اسمی که برای آن انتخاب شده بود، به خوبی هویداست، در کنار آن انتخاب نقش صحنه ی قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک که در تمام شماره های آن جای خود را حفظ می‌کرد؛ موید این ادعاست. در حقیقت باستان‌گرایی و تکیه بر هویت ملی در افکار تقی‌زاده و مجله کاوه، رویکرد و راهی است جهت جبران عقب ماندگی، مقابله با دشمن و مهم تر اینکه مسیری است برای نیل به پیشرفت و تجدد؛ به گونه ای که فریاد برآورد که:

برخیز ای کشور نامور بلند اختر ای خاک خسروان و مرز شاهان… برخیز که دونان تو را ذلیل کردند و اولاد خائن تو می خواهند ننگ ابدی به چهره ات بگذارند، ناپاکان در حریمت قصد تصرف دارند. برخیز و کاویانی درفش خود را برافزار و مردانگی دلاوران خود را به جهانیان بنما. برخیز و درفش کاویانی را که «اندر شب تیره خورشید بود/جهان را از او دل پر امید بود» برافراز و یک بار دیگر نژاد ایرانی را به حقیقت برسان که «گردون نگردد مگر بر بهی/ به ما باز گردد کلاه مهی» (کاوه، ۱۲۹۵: ۳).

این رویه در شماره های دیگر کاوه نیز ادامه می یابد و تقی‌زاده در مقاله‌ای با عنوان «روزهای تاریخی ایران» پس از آن که به اوضاع نامساعد کشور و مقاومت ایرانیان در برابر قوای بیگانه می پردازد، برای تهییج مردم به ادامه ی این مقاومت می نویسد: «حالا سه ماه است که جنگ میان لشکریان یزدان و سپاه اهریمن برپاست، اینک روح داریوش بزرگ از بالای بیستون به عرصه ی جنگ کرمانشاه و همدان نگران است…. نژاد ایرانی باید نشان دهد فرمانروایان طهران نماینده ی حقیقی او نیستند و هنوز روح و غیرت و شجاعت ایرانی نمرده است» (کاوه، ۱۲۹۵: ۷). در مجموع پس از بررسی مقاله های این مجله می‌توان در خصوص سیر اندیشه باستان‌گرایی و هویتی در مجله کاوه دو نکته مطرح کرد. نکته ی اول اینکه اندیشه ی باستان‌گرایی در ابتدای انتشار نشریه بیشتر به عنوان یک عامل وحدت بخش در مقابل روس و انگلیس و حضور آن ها در ایران به حساب می­آمد. و نکته دوم، این که نشریه ی کاوه در دوره ی دوم خود از مسائل و تعلقات سیاسی فارغ شده و با توجه به تغییر رویکرد آن به سمت و سوی یک نشریه ی ادبی- تاریخی، به سمت تکیه بر مسایل فرهنگی و ترویج و تبلیغ ناسیونالیسم سوق پیدا می‌کند.

می‌توان گفت نگرش تقی‌زاده و هم فکرانش نسبت به مباحثی مانند ملیت، دین و سایر مولفه‌های هویت ملی به شدت متأثر از دغدغه ی آنان جهت رسیدن به تجدد و نوعی فرنگی‌مآبی می­باشد. تقی‌زاده در سخنرانی خود در سال ۱۳۳۹ش از ملیت به عنوان یکی از مولفه‌های مدرن شدن نام می برد و ملیت را به عنوان وحدت ملی و برابری همه ی آحاد جامعه در برابر قانون، قطع نظر از دین، زبان یا نژاد مشترک می‌داند و در مقابل، ناسیونالیسم افراطی را در تقابل با مدرن شدن اعلام می‌کند. تقی‌زاده از عواقب رونق اندیشه های ناسیونالیسم رومانتیک نگران بوده، می نویسد «مملکت ایران اگر روزی به جنون ملی دچار شده و بخواهد برای آسودگی خیال خود این سیاست را تعقیب نماید، باید علاوه بر ترک خوزستان و قسمتی از سواحل خلیج فارس و آذربایجان و خمسه و کردستان و قزوین و کلیه ترک زبانان همدان و مازندران و فریدون اصفهان و قشقایی و بهارلو را از ایران خارج نماید بلکه سادات ایران و صدها خانواده ی عربی نژاد دیگر ایران را جلای وطن نموده و به حجاز و یمن بروند» (تقی‌زاده، ۱۳۳۹: ۶۱). بنابراین، تقی‌زاده اگرچه گرایش های ناسیونالیستی دارد، اما تلاش دارد از ناسیونالیسم رومانتیک که فضای غالب افکار روشنفکران نسل اول و هم دوره ی خویش بوده، دوری کند و کم تر به دامان ناسیونالیسم رومانتیک می غلتد و لذا در صدد غیریت سازی سایر اقوام و فرهنگ ها برنمی آید. مساله ی دیگری که تقی‌زاده و مجله کاوه اعتقاد داشتند موجب متمایز شدن آن ها در بررسی ملی­گرایی و هویتی می‌شود، نگرش واقع گرایانه آن‌ها نسبت به گذشته و تاریخ باستانی ایران بود و این که معتقد بودند نباید در رابطه با تمدن قدیم ایران مبالغه نمود. تقی‌زاده معتقد بود که تمدن قدیم ایران را که در عهد هخامنشیان و بعدها در عصر ساسانیان به اوج ترقی خود رسید، به هیچ عنوان نمی‌توان طرف مقایسه با تمدن یونان قدیم قرار داد و حتی تمدن مصر، بابل و فنیقیه را نیز چون با تمدن یونان درست بسنجیم، مانند ستارگانی به نظر می آیند که در برابر شعله جهان تاب آفتاب، تحت الشعاع قرار می‌گیرند. در واقع حکایت مناره ی بلند است در دامنه ی الوند (کاوه، ۱۹۲۱: ۱۳).

تقی‌زاده این گونه اعتقاد داشت که می‌بایست با دیدی واقع بینانه از همه ی اسباب و لوازم جهت رساندن کشور به تجدد و توسعه کمک گرفت. بنابراین نگرش او به ملیت به شدت تحت تاثیر مقصود اصلی او یعنی پیشرفت و تجدد ایران قرار داشت. گردانندگان کاوه در پی گیری علل عقب ماندگی ایران بر آن بودند که بدترین اسباب خرابی و آفت ترقی در غفلت ماندن عامه ی مردم است. برای دادن یک تربیت سیاسی و یک متانت معنوی و اخلاقی برای افراد یک ملت، بهترین راه یاد دادن تاریخ مدنیت قدیم آن ملت است، به خصوص ملتی مانند ایران که چندین هزار سال در میان استیلاهای گوناگون به سر برده است و با کمال متانت، «روح ایرانیت» خود را حفظ کرده است. اگر ایران را به درستی بشناسیم؛ خود را هرگز «مرعوب» و «مفتون» بیهوده ی غرب نخواهیم شد، اما باید به خاطر داشت که تنها راه نجات ایران از عقب ماندگی، اقتباس از غرب است (کاوه، ۱۹۲۰: ۱۳). تقی‌زاده سعی داشت هویت خود را در یک بستر عام تری ببیند که متناسب با ناسیونالیسم سیاسی است و بر اساس مدرنیته سیاسی است.

من شخصا متعلق به ایرانیت سربلند و شرافتمند هستم و از این که نسبم به پیامبر می رسد، افتخار می‌کنم و اگر مرا عرب بخوانند دلگیر نمی‌شوم. از این که زبانم ترک بوده و از ولایت ترک زبانم نیز کمال خرسندی و عزت نفس دارم و اگر مرا ترک بگویند (نه به قصد طعن و بی‌بهره بودن از ایرانیت)، آن را توهین به خود نمی‌دانم. لیکن البته هیچ چیز پیش من عزیزتر از ایران نیست و من خود را شش دانگ و صد درصد ایرانی می‌دانم…. چو ایران نباشد تن من مباد (تقی‌زاده، ۱۳۳۹: ۱۰).

بدین ترتیب، وطن پرستی تقی‌زاده به تأسّی از آموزه های جدید و تحولات مغرب زمین، معطوف به ترقی و بهبود زندگی انسان و رسیدن به حقوق سیاسی و اجتماعی اوست. اما نکته ی قابل توجه این است که چنین برداشتی از وطن پرستی با ناسیونالیسم غربی که پدیده ای مدرن بود، قرابت بیشتری دارد تا نگاه سنتی به جغرافیا و گذشته آن. در دیدگاه تقی‌زاده، الزامات سیاسی و اجتماعی و عقب ماندگی ایران، وطن پرستی را در مسیر ارتقای مبانی اجتماعی جامعه ی ایران و حقوق مدنی قرار می‌دهد، اما به زمینه های تاریخی و عواملی که ناسیونالیسم جدید در اروپا را پدیدار کرد و نیز به تفاوت و فقدان چنین ملزوماتی در ایران توجه نمی‌کرد.

منابع:

- تقی‌زاده، سیدحسن (۱۲۹۸)، «نکات و ملاحظات»، مجله کاوه، شماره ۴، برلین: چاپخانه کاویانی.

- تقی‌زاده، سیدحسن (۱۳۳۹)، «دو خطابه»، خطابه اول، مجله یغما، سال ۱۳، شماره ۹ و۱۰٫

- تقی‌زاده، سیدحسن(۱۳۵۰)، مقالات، زیر نظر ایرج فشار، جلد دوم، تهران: چاپخانه بیست و پنجم شهریور.

- مجله کاوه (۱۲۹۵ ش)، سال دوم، شماره ۲، برلین: چاپخانه کاویانی.

- مجله کاوه (۱۲۹۵ ش)، سال دوم، شماره ۱، برلین: چاپخانه کاویانی.

- مجله کاوه (۱۲۹۶ ش)، سال سوم، شماره ۱۲، برلین:چاپخانه کاویانی.

- مجله کاوه (۱۳۳۸ ش)، دوره جدید کاوه، سال ۵، شماره یک، برلین:چاپخانه کاویانی.

- مجله کاوه (۱۳۳۹ ش)، شماره ۴۶، شماره ۱۲، برلین: چاپخانه کاویانی.

- مجله کاوه (اکتبر ۱۹۲۱)، شماره ۱۰، ۳ اکتبر ۱۹۲۱، برلین: چاپخانه کاویانی.

- مجله کاوه (ژانویه ۱۹۲۰)، شماره ۳۶، ۲۲ ژانویه ۱۹۲۰، برلین: چاپخانه کاویانی.

- مجله کاوه (ژوئن ۱۹۲۰)، شماره ۴۱، ۱۸ ژوئن ۱۹۲۰، برلین: چاپخانه کاویانی.

- مجله کاوه (مارس ۱۹۲۱)، شماره ۳، ۱۱ مارس ۱۹۲۱، برلین: چاپخانه کاویانی.

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید