نوروز نماد هویت ملی ایرانیان/ سید محمدرضا فهمیزی

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است که شمردن جشن‌های ایرانیان همانند شمار کردن آبگذرهای یک سیلا‌ب،غیر ممکن است. ‌ بنابراین جشن و سرور همواره جایگاه والا‌یی در فرهنگ این سرزمین داشته و جشن‌های متعددی در طول سال برگزار می‌شده است از جمله: در گاهشماری باستانی ایرانیان هر روز نامی خاص داشت ودر هر ماه روزی را که همنام همان ماه می‌شد جشن می‌گرفتند مثل: تیرگان، امردادگان، مهرگان، آبانگان و… علا‌وه بر اینها برخی جشن‌های مهم دیگر نیز عبارت بودند از: یلدا، سده، گاهنبارها و…

اما یکی از مهمترین این جشن‌ها، نوروز بوده است که امروزه با پیشینه‌ای سه هزار ساله کهنسالترین عید ملی در دنیاست که هنوز باقیمانده و از عوامل پایداری فرهنگ ایرانیان است؛ چون آیین‌های آن در تمام این سال‌ها دگرگونی چندانی نیافته است.

نوروز ترکیب وصفی مقلوب به معنی روز نو است و ایرانیان باستان نخستین روز هر ماه را <اورمزد( >برگرفته از اهورامزدا) نام گذاشته بودند؛ چون بین آنها مرسوم بوده و هست که هر کاری را با نام آفریدگار توانا آغاز کنند. در یشت‌ها یکی از بخش‌های اوستا آمده است: <هنگام جشن فروردین روزهایی است که برای فرود آمدن فروهرهای نیاکان و پاکان اختصاص یافته است.>

● پیدایش نوروز

برپایه برخی افسانه‌ها ۳۰۰۰ سال پیش در چنین روزی جمشید از کاخ خود در جنوب دریاچه ارومیه (منطقه حسنلوی امروزی) بیرون آمد و شدیدا تحت‌تاثیر آفتاب درخشان و تازگی و طراوت محیط قرار گرفت و آن روز را نوروز نامید و تصمیم گرفت پس از آن هر سال در چنین روزی آیین‌های ویژه‌ای برگزار شود اما بنابر روایتی دیگر اهریمن، قحطی و خشکسالی را بر زمین مسلط کرد.

جمشید برای جنگ با اهریمن به سوی جنوب رفت و با شکست دادن او قحطی را از میان برداشت. هنگامی که به زمین بازگشت نور از چهره وی می‌تابید و درخت‌ها و حتی چوب‌های خشک هم سبز شدند. از این‌رو مردم این روز را <نوروز> نامیدند. اما کوروش کبیر نخستین پادشاهی بود که به نوروز رسمیت داد. او در سال ۵۳۴ پیش از میلا‌د دستور داد ترفیع نظامیان، سان دیدن از سربازان، عفو مجرمان، پاکسازی محیط‌زیست در این روزها باشد. البته ۴ سال پیش از این هم یعنی در ۵۳۸ پیش از میلا‌د، کوروش پیش از فتح بابل نوروز را در آنجا جشن گرفته بود.

● نوروز کوچک و بزرگ

نیاکان ما روز نخست فروردین را نوروز کوچک یا نوروز عامه و روز ششم را نوروزبزرگ یا نوروز خاصه می‌خواندند. به عقیده زرتشتیان در روز ششم فروردین (که خرداد نامیده می‌شد) زرتشت به دنیا آمد. در همین روز نیز توفیق مناجات با پروردگار را پیدا کرد و به پیامبری بر انگیخته شد. ضمناً آنها اعتقاد داشتند کیخسرو در چنین روزی به آسمان عروج و سعادت را برای ساکنان کره زمین قسمت کرد؛ بدین خاطر این روز را روز امید نیز نام نهاده‌اند.

ابوریحان بیرونی در خصوص آیین‌های پادشاهان ساسانی برای پنج روز نخست فروردین می‌نویسد: <به روز یکم، نوروز را آغاز می‌کرد و همگان را از نشست خویش آگهی می‌داد و آنان را به مهرورزی خود دلگرم می‌ساخت. روز دوم، دهگانان و کارکنان آتشکده‌ها، روز سوم، اسواران و موبدان بزرگ، روز چهارم خانواده و نزدیکان خود، روز پنجم پسر خود و همگنان او را می‌پذیرفت و به هر یک از آنان در خور جاه و جایگاه، بخشش می‌کرد. چون روز ششم فرا می‌رسید و از پرداخت حقوق مردم آسوده می‌شد، از آن پس نوروز ازآن خود او بود و تنها ندیمان او می‌توانستند با او باشند و بس.>

● روایت‌های اسلا‌می درباره نوروز

‌ در زمان حضرت رسول(ص) در نوروز جامی نقره‌ای که پر از حلوا بود برای ایشان هدیه آوردند. آن حضرت پرسید این چیست؟ گفتند امروز نوروز است. پرسید نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری در این روزبود که خداوند عسکره را زنده کرد.

پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود: عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سربه بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد و ابرها را فرمود که به آنان ببارند؛ از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده است. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را بین اصحاب خود قسمت کرد و گفت کاش هرروزما نوروز بود. ‌

‌ در حدیثی هم از امام جعفر صادق(ع) آمده است: <نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، علی(ع) را بر دوش گرفت تا بت‌های قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیم نیز این کار را کرد.

همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیرالمومنین بیعت کنند. همان روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می‌کنند و همان روزی است که قائم بر دجال پیروز می‌شود و او را در کنار کوفه بردار می‌کشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

همچنین عید نوروز را مصادف با آغاز خلا‌فت حضرت علی(ع) می‌دانند و ‌هاتف اصفهانی هم این باور را در یکی از اشعارش آورده است:

همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی / به اورنگ خلا‌فت کرده شاه لا‌فتی مأوا ‌

● آداب و سنت‌های نوروزی

▪ خانه تکانی:‌ از چند روز مانده به پایان سال آغاز می‌شد چون معتقدند روح مردگان در روز نخست فروردین به خانه‌هایشان باز می‌گردند و اگر اجاق روشن خانه پاک و آراسته بود شاد می‌شدند و برای آنها دعا می‌کردند ولی اگر کثیف و ناپاک بود یا هفت‌سین نداشت آن خانه را نفرین می‌کردند و تا سال بعد ناراحت بودند.

▪ حاجی فیروز:‌ از مشهورترین پیک‌های نوروزی است که با لباس ویژه خود یعنی پیراهن و شلوار قرمز،گیوه نوک تیز و منگوله‌دار و صورت سیاه شده،فرا رسیدن نوروز را نوید می‌دهند.

حاجی فیروز نماد اسطوره سیاوش است.چهره سیاهش نشانه بازگشت او از جهان مردگان، لباس سرخش نماد خون سرخ سیاوش و شادی او هم به خاطر حیات دوباره سیاوش است.

▪ هفت‌سین:‌ زرتشتیان سفره نوروزی را در اتاقی پاک که ویژه نیایش و انجام واجبات دینی است می‌انداختند. اوستا را بر سر سفره گذاشته، شمع می‌افروختند و گلدانی را پر از گل و شاخه‌های برگ‌دار <مورد( >درخت متعلق به امشاسپندان) کرده و هفت‌سین را (که البته پیش از اسلا‌م هفت شین بود) بر آن می‌نهادند.

هفت‌سین از نام امشاسپندان گرفته شده که عبارت بودند از: وهومن(بهمن) اشا وهیشتا (اردی بهشت) خشتره وئیریه (شهریور) سپنت آرمئیتی یا سپندارمذ (اسفند) هئوروتات(خرداد) آمرتات(مرداد) و هرمز یا اهورامزدا. این امشاسپندان همه صفات اهورا مزدا هستند که در قالب هفت‌شین بر سر سفره قرار می‌گرفتند یعنی: شمع، شراب، شیرینی، شیر، شربت، شکر و شانه.

اما محتویات سفره هفت‌سین امروزه هر کدام معنی نمادین ویژه خود را دارند: سمنو که از جوانه‌های تازه گندم است، نشانه قدرت است و مبارزه. سنجد مفهوم عشق و دلدادگی و همچنین زایش را می‌رساند. سکه نماد رونق و برکت و ثروت است. سیب میوه‌ای بهشتی و نشانه تندرستی و سلا‌مت است. سیر مفهوم دست نگهداشتن از ظلم و تجاوز به حقوق دیگران را می‌رساند. سرکه هم نماد رضا و تسلیم است. تخم‌مرغ رنگی نشان نطفه و نژاد و آینه مظهر پاکی و شفافیت است. سپند یا اسپند هم برای دور شدن بیماری و سلا‌متی است.

▪ سیزده بدر:‌ ایرانیان باستان سیزدهم هر ماه خورشیدی را <تیر روز> نامیده و متعلق به فرشته تیر یا <تیشتر( >الهه باران) می‌دانستند. آنها پس از ۱۲ روز جشن و شادی به یاد ۱۲ ماه سال، روز سیزدهم نورزو را به باغ و صحرا رفته شادی می‌کردند و سبزه‌های خود را به نشانه سبزی، شادابی و برکت به آب روان سپرده و نوروز را به پایان می‌رساندند. بنابراین اعتقاد به نحسی این روز هیچ جایگاهی در فرهنگ کهن ایرانی ندارد و عده‌ای آن را به فرهنگ اعراب نسبت می‌دهند. چون در بین بسیاری از اقوام این اعتقاد خرافی که برخی اعداد را نحس می‌دانند، وجود دارد و اعراب جاهلی هم پیش از اسلا‌م عدد ۱۳ را نحس می‌دانسته‌اند.

▪ سبزه گره زدن:‌ مشی ومشیانه (آدم و حوا از نظر ایرانیان) در روز سیزدهم فروردین زندگی خود را آغاز کردند و پایه ازدواج خود را با گره زدن شاخه بنیاد نهادند. از همین‌رو این کار به یکی از سنت‌های کهن سیزدهمین روز نوروز تبدیل شده است.

در پایان لا‌زم به ذکر است که در طول حکومت ساسانیان تشریفات نوروزی مفصل شد از جمله: روشن کردن آتش روی بام‌ها در شب نوروز به منظور سوزاندن پلیدی‌ها که اینک این رسم به روشن کردن شمع سر سفره هفت‌سین تبدیل شده است.

سید محمدرضا فهمیزی

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید