نوروز سلسله جنبان هویت ایرانی است/امین خرمی

نویسنده: امین خرمی
رمز جاودانگی و ماندگاری نوروز
نوروز از کهن ترین آیین های ایران و ایرانی به شمار می رود. رسم و سنتی با سابقه که در طول تطور تاریخی کشور ایران با گونه ها و اشکال متنوع ولی استوار بر معناهای بنیادین پایدار و لایتغیر تا به امروز دوام آورده است و نه تنها رنگ هیچ مرام و نمط سیاسی، یا نژاد و اقلیت واحدی را به خود نگرفته بلکه بر تمام اقوام این سرزمین گسترده و اقوام و سنن ملیت های مختلف ساکن در ایران پهناور تاثیر شگرف خود را گذارده است.

با همین مقدمه کوتاه این سوال اساسی پیش می آید که راز ماندگاری و جاودانگی نوروز در چیست؟ بدون شک برای یافتن این پاسخ باید سری به پیام نوروزی زد که در گذر ماشین زمان همچنان استوار و با دوام به گوش می رسد و به تن و جان هر مخاطبی می نشیند و تا به فرجام نرسد از حرکت باز نمی ایستد. «پیام نوروز پیوسته آفریده شدن و تحول یافتن است و به جمال و جلال دست یافتن. نوروز آیینی برای حرمت نهادن به زندگی است، یعنی گردش و پویایی طبیعت. نوروز پیام شادمانی و زنده ماندن است و شادی و پویایی ، بنیان های سازنده هر فرد ایرانی است. حضور آیین هایی که شادیِ مبتنی بر اندیشه و پاسداشت زندگی را نوید می دهند، سازنده آزادی یک ملت هستند و همچنین نشانی از به چالش کشاندن بحران های محدودیت آور. نوروز به انسان ایرانی گوشزد می کند که حقیقت در حرکت و تغییر است نه در سکون؛ یعنی به کمال رسیدن، یعنی خود را پیوسته آفریدن و دیگر شدن و تحول پذیری. جاودانگی نوروز در سودمندی آن برای انسان خواهان شادی، پویایی و زندگی و سرافرازی است و به همین دلیل در طول تاریخ ایران برای تمام اقوام ایرانی جاذبه و کششی غیرقابل انکار داشته و خواهد داشت. (۱) (بقایی، صص ۲۷۰ و ۲۷۱)

«آیین نوروزی میراث زنده و عمیقا انسان وارانه و طبیعت گرانه کهن این سرزمین است. در هستی شناسی کهن، همواره الوهیت و انسانیت یا خداوارگی و انسان وارگی به هم در می پیچند. هر تجلی وجودی صورت و جلوه ای از تجلی الهی است. ظهور و زایش، آفرینش و تجلی به موازات آنکه خود را به هم می تابانیدند، انسان نیز با تمامیت هستی انسانی خویش در کار آفرینش در زایش و ظهور هستی و نو شدن دم به دم حیات، خود را سهیم می یافت و نوعی هم نوایی، همدلی و هم آوایی بین احساس، اندیشه و روح او با روح هستی برقرار می بود، آنچنانکه یکی در آیین دیگری خود را باز می یافت. (۲) (ملاصالحی، صص ۷۸، ۸۱ و ۸۲)

نمادهای دینی نوروز
پس از ورود دین مبین اسلام به ایران و پذیرش آن توسط ایرانیان، آنها سنن و آیین های نوروزی خود را در بدنه کلی حفظ کردند و آرام آرام در طول تاریخ برخی از بخش های آن رنگ و بوی اسلامی به خود گرفت. نقل احادیث و روایت ها از زبان فقهای شیعی در باب مبارک بودن نوروز و مناسک آن و همچنین افزوده شدن احکامی چون غسل، دعا، روزه و نماز به این آداب را شاهد بودیم. حضور قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت بخش مسلمانان به سمبل بزرگ برکت بخشی در سفره هفت سین و به تبع آن زندگی ایرانیان بدل شد و خواندن آن در کنار دعای نوروزی (یا مقلب القلوب…) و همچنین طلب مغفرت و آمرزش برای راهی دیار خاک شدگان و البته زندگان، حضور در مقابر و اماکن متبرکه و بسیاری موارد از این دست از نمادهای دینی و اسلامی افزوده شده به آیین های نوروزی است.

«توجه شعائر اسلامی به نوروز و تطبیق آن با شرایط امروزی باعث شده تا این آیین تبدیل به آیینی روحانی و دینی شود و فضای حاکم بر جامعه در زمان تحویل سال، ملکوتی گردد. به همین دلیل هم در مناطق مختلف برای هرکدام از آیین ها ریشه ای دینی در نظر گرفته و به آن قالبی مذهبی داده شده است. مثلا در ترانه های نوروزی گیلان، پدیده های طبیعی مقدس با معتقدات مذهبی شیعه آمیخته شده است مانند ترانه نوروزی که با یاد “دوازده امام” شیعیان آغاز و با وصف “نوروز” و “نو سال” پایان می یابد، یا قرائت هفت سوره یا هفت آیه از قران که با کلمه “سلام” آغاز می شود و این اعتقاد وجود دارد که قرائت این آیات آفت ها و بلاهای آسمانی و زمینی را از محیط خانه و خانواده دور می کند و سلامت و آرامش را در سال نو به خانه می آورد.(۳) (بلوک باشی، صص ۷۷) همچنین در اردبیل این باور بین مردم شایع است که در نخستین روز سال نو، امیرالمومنین بر تخت سلطنت جلوس کرده و به همین مناسبت در این روز نو شربت های شیرین و گوارا به جای آب در جوی های بهشت روان می شود و در حرم قدس الهی، دوستداران علی(ع) و یاران حسین (ع) و دیگر پیشوایان دینی شادمانی می کنند.» (۴) (عناصری، ص ۲)

نوروز و اتحاد ملی
اعیاد و جشن های ملی از نمادهای همبستگی ملی محسوب می شوند. مردم ایران با مشارکت در جشن نوروز ، همدلی و هم اندیشی خود را به گونه ای نمادین به نمایش می گذارند و از این طریق حداقل سالی یکبار پیوند و پیمان خویش را با نیاکان، و خویشان، میراث های کهن، روح جمعی و هموطنان خود تجدید می کنند و به حفظ میراث های خود، جان تازه ای می بخشند.

بر این اساس آینده فرهنگ و تمدن ایرانی به تقویت یا تضعیف عناصر فرهنگی آن در پهنه جغرافیایی اش بستگی دارد. تداوم پذیرش فرهنگ ایرانی، تنها در صورتی در مرزهای داخلی و حوزه های فرهنگ خارج از ایران موفق خواهد بود که ما عملا به عوامل همبستگی فرهنگی و تمدن ایرانی خود احترام گذاشته و روابط داخلی و به تبع آن خارجی خود را بر این اساس تنظیم کنیم. فرهنگ ایرانی با حلقه های پیوند دهنده ای که موثرترین آنها آیین های ملی هستند، احساس تعلق فرهنگی مشترکی را در خرده فرهنگ های ایران به وجود می آورد. این فرهنگ ملی یعنی نوروز، در همه خرده فرهنگ ها و موقعیت های اقلیمی متفاوت پیوسته شناور و در جریان بوده و حلقه های اتصال و همبستگی آنها را فراهم ساخته است. (۵) (صنیع اجلال، ص ۶۹) یکی دیگر از کارهای عمده آیین ها به خصوص نوروز ایجاد وفاق و همبستگی در سطوح مختلف از خانواده، روستا، محله و شهر و کشور تا حوزه های جغرافیایی فراتر از آن است.

سنت هایی چون دید و بازدید نوروزی می تواند یادآور و تقویت کننده بحث های صله ارحام و از حال یکدیگر با خبر شدن و در صورت وجود مشکل به یاری هم شتافتن باشد که در دین مبین اسلام بر رعایت و انجام آن تاکید شده است. رعایت این اصول می تواند در تقویت و همبستگی و وحدت بین افراد، نقش مهمی را ایفا نماید.

نوروز در اجزا و کلیت خود دارای کارکرد نیرومند وفاق است. باورها و رفتارهای آیینی در سنت های نوروزی معمول در گوشه و کنار سرزمین های پهناور در حوزه نوروز همه سرشار از عناصری است که مهرآفرینی و آشتی سازند و نوروز در کلیت خود پرچم بلند وحدت و همبستگی است که در سرآغاز هر سال و هر بهار بربلندای روابط دیرین سال مردمان این سرزمین برافراشته می شود. نوروز به خاطر مبانی اعتقادی همه گیر و انسانی اش که تعلق به هیچ قوم، آیین و دینی ندارد ماهیتی وحدت آفرین در سراسر پهنه ایران فرهنگی دارد. (۶) (میرشکرایی، ص ۷۰)

نوروز کوشش ایرانیان برای همزیستی آشتی جویانه جوامع بشری است. نوروز با شرکت همه مردمان و با شادی و سرور دسته جمعی و همگانی برگزار می شود و مفهومی به نام اقلیت بسته در فرهنگ نوروزی جای ندارد. نوروز از ارکان هویت ایرانی است و رمز ماندگاری آن را باید در آیین های اندیشمندانه اش جست وجو کرد. آیین هایی که زنگ از دل می برد و در میان مردمان گرمی و مهربانی پدید می آورد و به دیدارها لذت می بخشد، میثاق ها را استوار می کند و تازگی به ارمغان می آورد. نوروز ندای شادی و ویرانگر غم و اندوه است. ایرانیان برای شادی ارزش بسیاری قائل بودند و به همین جهت هر رویدادی را عاملی برای مفرح ساختن زندگی قرار می دادند.

به جای موخره
آیین های همگانی و ملی بیشترین نقش را در حفظ هنجارهای فرهنگی و انسجام اجتماعی و نظم در یک جامعه چند فرهنگی و چند قومی دارند. در ایران در راس آیین های ملی ما، آیین های نوروز قرار گرفته است. نوروز سلسله جنبان هویت ایرانی است. بنابراین سعی در کمرنگ کردن و زدودن آیین های نوروزی ناشی از ناآگاهی تاریخی و اجتماعی است و کاری بس خطرناک. مقابله با میراث فرهنگی یک ملت راه به جایی نخواهد برد زیرا اساطیر را نمی توان از میان برداشت و یا تاثیر آن را از بین برد بلکه باید در حفظ آنها کوشید تا از نیروی درونی شان برای وحدت ملی بهره برد. اگر می خواهیم از محدوده سرزمینی به نام ملت دفاع کرده و آن را حفظ کنیم باید به سنت ها و باورهای آن سرزمین که سنت های ملی است و ملت به آن وابسته است، احترام بگذاریم. ماندگاری و پایداری نوروز در بین همه اقوام ایرانی در چند هزاره نشان می دهد که این آیین مورد قبول تمام مردم ایران از هر آیین و قوم و دینی می باشد.
خردمندانی که درباره سرنوشت بشر با دلسوزی و احساس مسوولیت اندیشیده اند، جز اتحاد و یگانگی شریف و والای انسان ها با اتکا به آیین های انسانی و زندگی ساز، برای هستی خوش همگان بر روی زمین چیز دیگری نمی خواهند. در آداب نوروز ایرانی این هدف والا، بیانی زیبا و نمادین دارد. در این یگانگی که هم آوازی با طبیعت بیان غنی و جاندار آن است، دور انداختن کهنه های بی حاصل، زدودن خستگی و افسردگی، هدیه دادن و برپا کردن خانه های شادی بر فراز گذشته ، هر چه که هست شیوه ها و پنداری کهن است که همواره نوترین ها نیز هست و خواهد ماند. (۷) (مزداپور، ص ۱۱۷)
منابع

۱) بقایی (ماکان)، محمد، ۱۳۸۵، “تصحیف غرب زدگی، در جستجوی هویت ملی”، تهران، نشر: نامک.
۲) ملاصالحی، حکت الله، ۱۳۷۹، “نوروز آیین جهانشمول زایش و رویش و رستاخیز”، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، سازمان میراث فرهنگی
۳) بلوک باشی، علی، ۱۳۸۰، “نوروز جشن نوزایی آفرینش”، تهران، نشر: دفتر پژوهش های فرهنگی.
۴) عناصری، جابر، “پیک های نوروزی”، تهران، نشر: اداره فرهنگ عامه.
۵) صنیع اجلال، مریم (گردآوری)، ۱۳۸۴، “فرهنگ و هویت ایرانی”؛ تهران، نشر: موسسه مطالعات ملی.
۶) میرشکرایی، محمد، ۱۳۷۹، “نوروز وحدت ملی و همبستگی منطقه ای”، تهران، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، سازمان میراث فرهنگی کشور
۷) مزداپور، کتایون، ۱۳۷۹، “آتش افروزی در نوروز”، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، سازمان میراث فرهنگی کشور

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید