کردستان عراق در برابر آزمونی سخت

4

دیپلماسی ایرانی: با تسریع و تشدید عملیات آزادسازی موصل، رقابت و درگیری ها نیز برای گسترش نفوذ در شمال عراق افزایش یافته است؛ جریان های کردی با گرایش های مختلف نیز در میان خود برای افزایش نفوذ خود وارد رقابت تنش زا و اخیرا درگیری مستقیم شده اند.

درگیری و منازعات برون گروهی کردستان عراق با دولت مرکزی عراق، اکنون در شرایط و وضعیت فعلی جای خود را به درگیری ها و تنش های درون گروهی تقویت شده میان احزاب و جریان های کردی مانند اتحادیه میهنی (PUK) و جنبش تغییر(گوران) با دموکرات ها (KDP) به عنوان حزب حاکم و شخص مسعود بارزانی از یک سو و درگیری و جنجال های به وجود آمده حکومتی (بارزانی) با کردهای پ.ک.ک در شمال عراق در سنجار(شنگال) و همکاری با ترکیه برای سرکوبی کردهای وابسته به حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) از سوی دیگر داده است. در واقع همه این اتفاقات و گمانه زنی ها از تحلیل شرایط به وجود آمده فعلی است که نگرانی ها در مورد احتمال یک برادر کشی دیگر یا جنگ داخلی در کردستان را هشدار می دهند.

هر چند با توجه به فرمان بارزانی مبنی بر ورود پیشمرگه های روژآوا (کردهای سوری آموزش دیده توسط بارزانی برای مقابله با یگان های وابسته به پ ک ک) و کردهای وابسته به بارزانی برای درگیری و منازعه میان نیروهای «یگان مدافع سنجار» که زیر مجموعه پ.ک.ک  محسوب می شود به نوعی فضای دوقطبی ایجاد شده را در کردستان عراق نمایان تر کرده و بر عریان تر شدن این شکاف ها و اختلاف نظرها کمک کرده است، اما نکته مورد اهمیت و در خور توجه در این باره نسبت و میزان درگیری های موجود و تاثیر آن در ایجاد جبهه ها و صفوفی است که در اقلیم بروز یافته است.

بدیهی است که که در مورد اقلیم، به دلیل مطالبات اجماعی و تاریخی کردها ورای مشکلات و اختلاف نظرهای داخلی، قاعده ای کلی که همه گروه ها، جریانات و نخبگان کردی به آن متعهد و پایبند هستند حوزه روابط بین کردها و دیگران، به ویژه در سطح عراق مبنی بر مشخص بودن مرزهای کردستان عراق و مناطق مورد اختلاف آنها با دولت مرکزی است.

با این حال باید بیان داشت که پیامدهای پویش های سیاسی- امنیتی در عراق با ظهور داعش و تجاوزات آن به مناطق کردنشین در سیطره و قلمرو سرزمینی اقلیم کردستان موجب تشدید انتقادات به حکومت و رئیس دولت اقلیم مسعود بارزانی و حزب دموکرات شد. به عبارتی حمله داعش به منطقه سنجار و غارت آن جا از یکسو و افزایش انتقادات و تشدید اختلاف نظرهای درونی در اقلیم از سوی دیگر بسترها را برای شکل گیری بحران فراهم کردند.

از این رو به دنبال این اتفاقات و گسترش روز افزون نفوذ پ.ک.ک در شمال عراق به این بحران ها دامن زده و به افزایش مبارزات قدرت در میان کردها انجامید. به طوریکه علاوه بر پایگاه های قدیمی پ.ک.ک در کوه های قندیل، اینک گروه هایی از نیروهای آن برای حفاظت از اقلیت ایزدی ها در مقابل داعش در کوه های سنجار نیز مستقر شده اند و این منطقه راهبردی را به کنترل خود در آوردند. این در حالی است میر تحسین سعید بیگ، رهبر ایزدی های عراق و مهما خلیل، فرماندار منطقه سنجار اعلام کرده اند که سنجار، سینونی و خانه سور باید تحت کنترل دولت محلی کردها باشد و از پ.ک.ک خواستند که منطقه را ناامن نکند.

در واقع استقرار یافتن نیروهای وابسته به پ.ک.ک در این منطقه استراتژیک در حالی است که از یک سو با پشتیبانی و حتی اغماض اتحادیه میهنی کردستان (PUK)  و تغییر(گوران) مواجه شده و از سوی دیگر از سوی مقامات حزب دموکرات کردستان(KDP)  با تهدید روبه رو شده است که در صورت عدم خروج یا سر باز زدن از ترک منطقه سنجار، از قوه قهریه استفاده خواهند کرد. به طوری که به دنبال اعلام هشدار ها از سوی دولت اقلیم  به پ.ک.ک بود که آنکارا نیز به عنوان متحد و ذی نفع راهبردی در کردستان و شمال عراق در زمینه درگیری و سرکوب کردهای پ.ک.ک از یک سو و ایجاد و خلق چالش با دولت مرکزی عراق از سوی دیگر، هشدار داده است در صورتی که پیشمرگه ها نتوانند پ.ک.ک را از سنجار بیرون کنند در فصل بهار در سنجار مداخله خواهد کرد.

حضور پ.ک.ک در سنجار و تاثیر آن بر روندهای نزاع درون گروهی

هر چند وقایع رخدادی موجود در منطقه اقلیم بروز اختلاف نظرها و تشدید شکاف های اساسی میان جریانات کردی را رقم زده است اما فکر کردن به این موضوع که این اختلافات قابلیت تبدیلی به درگیری های مسلحانه و خلق بی ثباتی های امنیتی – سیاسی در میان کردهاست سخنی گزافه و به دور از تامل و اندیشه و شناخت مبانی انشقاق در درون جریان های کردی در کردستان عراق است؛ چرا که حصول به رشد و حتی توسعه یافتگی اقتصادی در درون مرزهای اقلیم کردستان در کنار بلوغ سیاسی به عنوان موانعی هستند از تبدیل تنش های سیاسی به نظامی و مسلحانه میان جریانات مورد ذکر در کردستان عراق.

با این حال با توجه به تاریخ و اخبار موجود در نحوه تقسیم قدرت و چینش نیروها در منطقه کردستان عراق بین احزاب و جریانات کُرد، رقابت و اختلاف، بسیار جدی و پیچیده است و نظر واحدی در مورد شیوۀ تقسیم قدرت و تعیین رهبری وجود ندارد؛ به طوری که غالباً این مطالبه گری از موضوع و جریان قدرت به عنوان مهمترین آسیب های اقلیم  قلمداد می کنند که قابلیت تبدیل به چالشی دردسرساز را در خود دارد. نشانه های این اختلافات را می توان در حمله چند روز گذشته نیروهای حزب «اتحاد میهنی کردستان» به رهبری جلال طالبانی، به چاه های نفت کرکوک و بیرون راندن نیروهای تابع حزب «دموکرات کردستان» به رهبری بارزانی را از آن جا دانست.

حضور پ.ک.ک در سنجار، بستری برای منازعات فرا گروهی

رقابت و جنگ قدرت میان حزب دموکرات (KDP) و اتحادیه مهینی (PUK) بر سر رهبریت و دسترسی به درآمدها و منابع قدرت از قدیم الایام وجود داشته است که با توافق می ۲۰۱۶ میان اتحادیه میهنی کردستان با حزب تغییر و ایستادن تاکتیکی در کنار نیروهای مدافع سنجار وارد مرحله تازه ای از تلاش ها برای تغییر ترکیب قدرت سیاسی شده است. به طوری که این تنش ها باعث ورود ترکیه، ایران و احزاب کرد رقیب، از جمله پ.ک.ک، به منطقه شد.

باید توجه داشت که تکرار الگوهای تاریخی در شمال عراق در رابطه با مسائل کردی جنبه های فرا گروهی یا فرا کردی به خود گرفته که ماحصل معامله گری های سیاسی – امنیتی بارزانی با ترکیه است. به طوری که هم زمان با اوج گیری تنش های میان کردها و جریانات کردی در کردستان عراق در ذیل موضوعات متعددی از انتقادات و اختلاف نظرها تا حمایت و هشدار بر حضور یا عدم حضور یگان مدافع سنجار، حکومت اقلیم کردستان روز به روز بیشتر به آنکارا وابسته شده و روابط دولت اقلیم با ترکیه را وارد مناسبات پیچیده و چند لایه ای کرده است. و این امر موجب شده است تا دولت اقلیم جغرافیای درگیری ها را از سطح درون سرزمینی و درون گروهی (قومیت کرد) خارج کند و جلوه ای فرا گروهی به آن بدهد، به طوری که ترکیه را به واکنش در قبال حضور پ.ک.ک در سنجار واداشته است. بر اساس این رویه اتخاذی از سوی دولت اقلیم است که از یک سو یکی از بهانه های ترکیه برای حضور در پایگاه «بعشیقه» مبارزه با همین گروه «یگان مدافع سنجار» عنوان شده و از سوی دیگر همواره حزب دموکرات کردستان عراق نیز به همکاری با آنکارا علیه کردهای مخالف ترکیه متهم بوده است.

آینده تنش های شکل گرفته میان کردها در رابطه با سنجار

گرچه متضرر شدن حکومت و مقامات احزاب کردی از درگیری های داخلی اقلیم کردستان امری بدیهی است، اما نباید فراموش کرد که مهمترین موانع سیاسی در داخل اقلیم کردستان شخصیت های سیاسی قدرت طلب، عدم اجماع گروه های سیاسی، مناقشه کرکوک، وابستگی های فرا اقلیمی متعارض هستند به خلق راه ها و مسیر مطالباتی مختلف انجامیده است.

به طوری که به همان اندازه که اقدامات پیشمرگه ها برای بازپس گیری مناطق تحت اشغال داعش و به تبع آن نفوذ کم و بیش حکومت اقلیم در تمام مناطق محل مناقشه با دولت مرکزی شرایط سیاسی عراق را پیچیده کرده به همان اندازه و میزان نیز شرایط پیشامدی مذکور منازعات سیاسی داخل حکومت اقلیم کردستان را آشکار و دعوا بر سر کنترل مناطق و منابع طبیعی شکاف میان حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان را برجسته کرده است.

واقعیت امر این است که اختلاف نظرها میان جریانات کردی در اقلیم میان حامیان حزب دموکرات کردستان و مخالفان آنها (حزب دموکرات)، به پیرامون نیروها و شبه نظامیان پ.ک.ک مستقر در شمال عراق (سنجار) نیز کشیده شده است. هر چند که رهبران و مقامات پ.ک.ک در پی اظهارات دولت اقلیم مبنی بر به کارگیری قوه قهریه در رابطه با نیروهای وابسته به پ.ک.ک در سنجار اعلام کرده اند  که نیروهای پ.ک.ک برای خروج از منطقه ایزدی نشین سنجار آماده می شوند، اما بعید به نظر می رسد گروه های وابسته به پ.ک.ک، به طور کامل آنجا را ترک کنند، چرا که پ.ک.ک، همواره و در طی سالیان گذشته با توجه اختلاف دیدگاه ها با حزب دموکرات تلاش کرده است در شمال عراق نفوذ کند و در آنجا به نضج و بسط فکری – فیزیکی خود بپردازد.

از این رو اکنون با توجه به فرصت به دست آماده تقدیری از حضور موفقیت آمیز در سنجار، تلاش خواهد کرد تا از خلاء امنیتی – سیاسی روز افزون در صحنه اقلیم کردی عراق به نحو احسن استفاده کند؛ به طوری که تشکیل گروه هایی به نام «یگان های دفاع از شنگال» (YBŞ)، و از طرح موضوعاتی همچون ضرورت تشکیل منطقه خودگردان سنجار در این راستا قابل تحلیل است. در واقع پ.ک.ک با در اختیار داشتن سنجار و «ربیعه» درصدد است یک مسیر امن برای حضور فعالتر شمال سوریه را در اختیار داشته باشد و در این مسیر، اتحادیه میهنی هم از پ.ک.ک حمایت می کند.

بدین طریق و با عنایت به این اتفاقات است که پ.ک.ک به عنوان یک مشکل فرامرزی با هویتی همسان با کردهای عراق برای دولت اقلیم به یک مشکل درون مرزی تبدیل شده است و به اهرمی قدرت یافته بر علیه بارزانی با مطالبات فراخوان گونه ای وی (اعلام استقلال هر از چندگاهی) و حتی ولع سیری ناپذیر ترکیه مبدل می شود که سکوت دولت مرکزی عراق و عدم موضع گیری محکمی  درباره حظور نیروهای نظامی وابسته به پ.ک.ک از جمله این نگاه ابزاری منطقه ای است.

علیرغم فراخوان مکرر بارزانی برای استقلال کردستان، تنش های سیاسی و دودستگی ها برآیند مدیریت گروهی و غلط بارزانی و ایجاد تنش با دیگر جریانات کردی از اتحادیه میهنی و تغییر تا پ.ک.ک از یک سو و نزدیکی و اتکای بیش از اندازه به ترکیه است. با این حال هر چند به چالش کشیدن کانون قدرت اقلیم یعنی بارزانی و دموکرات ها فراتر از جنجال ها در عرصه قدرت یابی کار نه چندان آسانی نبوده و به نوعی غیر ممکن به نظر می رسد اما باید این را مد نظر داشت که با توجه به وقایع و رویدادهای موجود گفتمان کُردهای عراق دیگر متحد و منسجم نیست و کشیده شدن تنش های داخلی حکومت اقلیم کردستان به جنگ و درگیری هر چند دور از انتظار است اما همین میزان خفیف تنش ها هم با توجه به غیریت کردی دیگری به نام پ.ک.ک می تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد که در تمام ابعاد آن به سود پ.ک.ک و به ضرر بارزانی خواهد بود که غرامت آن را باید اقلیم بپردازد.

این اختلاف و دو دستگی ها نشان می دهد که منافع و رویکردهای کشورها و قدرت ها، به شکل جدی بر معادلات کُردی و رفتارها و تصمیمات احزاب کُرد، تاثیرگذار بوده است. به طوری که هر چند مقامات اقلیم مدعی هستند که پ.ک.ک در کوتاه مدت نشان داده که قصد دارد از شنگال به عنوان یک کارت سیاسی استفاده کند، کمیته خارجی شورای رهبری پ.ک.ک، رئیس دولت اقلیم کردستان را به این متهم  کرده که فشار و حمله نیروهای پیشمرگه روژآوا علیه پ.ک.ک در سنجار، برنامه ای هدفمند و به درخواست ترکیه به دنبال دیدار اخیر بارزانی با اردوغان، صورت گرفته است.

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید