هه‌لپه‌رکه‌ی (رقص کوردی)، از افسانه تا واقعیت/علیرضا اسدی

هه‌لپه‌رکه‌ی (رقص کوردی)، از افسانه تا واقعیت/علیرضا اسدی

نویسنده: علیرضا اسدی – مدرس دانشگاه (نویسنده و پژوهشگر)

*منبع: هفته نامه دیار کهن، سال هشتم، شماره ۱۰۲، بیست و چهار اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، ص ۵٫

رقص کوردی یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های فرهنگی کوردها است. صدها نوع رقص کوردی در سرزمین کوردستان در چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه وجود دارد که هر کدام بسته به منطقه و آداب و رسوم مردم آن خطه نام مخصوص به خود را دارا هستند.

به‌طور کلی هنر رقص کردی ریشه در مسائل آیینی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سنت های  کهن کردها دارد و  با دیگر حرکات موزون سایر اقوام که برای تفریح و سرگرمی و جنبه های جنسی بوده است کاملأ تفاوت دارد. در تمام جهان و به‌ویژه در شرق که زادگاه آیین‌ها و دین‌های بزرگ است، بدون تردید رقص و سماع پایه و عنصر اصلی است و اولین چیزی که رقصندگان از طریق این حرکات رازوارانه جستجو می‌کنند به شیوه ای مافوق عادی و به شکل تصویری، رابطه‌ی جدید، نیرومند و نمادینی است که با ایزد و جهان ماوراء طبیعت برقرار می‌کنند.

واژه هه‌لپه‌رکی (ئه‌لپه‌رکه) از کلمه هه‌لپر به معنی جنبش و تکان و در اصل به معنی حمله کردن است که نمادی ازحرکات جنگی است. هه‌لپه‌رکی از مصدر واژه (هه‌لپه‌رین) و از پاره (هه‌ل) + (په‌رین) تشکیل شده است. (بالا آمدن، بلند شدن) + (پریدن، پرش به جلو) و در کل به معنای از زمین بریدن، از خود بی خود شدن است. پس هه‌لپه‌رکی فراتر از یک رقص معمولی و عادی می‌باشد. این توصیفات در رقص‌های آیینی کوردها نمود بیشتری پیدا می‌کند.

آیین و اسطوره‌ای که هزاران سال قبل، از تمدن کوردها به جای مانده است. تاریخ دقیقی برای پیدایش و شکل‌گیری این رقص نمی‌توان تعیین کرد اما در کاوش‌های باستانی که درمناطق کوردنشین انجام شده است نمونه‌هایی از این رقص بر روی سفالینه‌های پیش از تاریخ مشاهده شده است.

از این نمونه‌های تاریخی می‌توان به رقص برداشت محصول و خرمن بر روی تکه سفالی که از «تپه موسیان» واقع در استان کوردنشین ایلام در فاصله سال‌های ۳۶۰۰ و ۳۳۰۰ پیش از میلاد بدست آمده و اکنون در موزه لوور نگهداری می‌شود اشاره کرد.

بر روی این سفال رده‌ای از رقصندگان نشان داده شده که گویا در دورادور ظرف هنگامی که هنوز نشکسته بود تکرار می‌شده است. در اینجا یک رقص دسته بند نمایش داده می‌شد که در پیشاپیش رقصندگان کوکب‌های نگاشته شده که بی مانند به کوکب میان سفالینه «تل جری» واقع در جنوب تخت جمشید نیست و می‌توان گمان برد که خواست نگارنده از نگاشتن آن‌ها، نشان دادن خورشید یا خرمنی از فراورده‌های گوناگون یا توده‌ای از آتش است.

در نگارة این تکه سفال از چگونگی حرکت دست‌ها و بازوان رقصندگان پیداست که برای تشکیل حلقه رقص، با خم کردن بازوان از آرنج به‌سوی بالا، دست‌ها یا انگشتان کوچک یکدیگر را در برابر شانه‌ها می‌گرفته‌اند و این گونه رقص هنوز هم در میان کوردها رایج است.

در تکه سفالی که از همان جا و همان زمان بدست آمده است، دیده می‌شود که گروه رقصندگان بازوان و دست‌های خود را به حال نیایش به آسمان گشوده‌اند و می‌توان گمان برد که طرز قرار گرفتن کف دست‌ها به یکی از دو گونه نموده شده، بوده است.

حرکات موزون کوردی کاملاً حرکاتی آیینی و ریشه درمسایل دینی و اجتماعی آریایی‌ها و سنت‌های زرتشی دارد و با دیگر حرکات موزون سایر اقوام که برای تفریح و سرگرمی و جنبه‌های جنسی بوده است کاملأ تفاوت دارد. به طور خلاصه و مختصر نکات زیر در تمام حرکات هه‌لپرکه کوردی یکسان می‌باشد که مفهموم آن بیان شده است.

رقص کوردی (ئه‌لپَه‌رِگَه) که در میان مردم این منطقه رایج است از روزگاران قدیم وجود داشته‌است. رقص در این خطه دارای اقسام متفاوتی است که برخی از آنها منسوخ شده‌اند. برخی از رقص‌های مرسوم عبارتند از: چه‌پی، فه‌تای، قلای، پشت پا، دوجار الپر، ژنانه و… که از این میان «فه‌تای» دارای حرکاتی سریع و زیباتر است و جوانان به آن علاقه‌مند هستند.

لباس و پوشش مردان کورد در رقص کوردی به صورت یک دست و موزون و پوشش زنان کورد با رنگ‌های شاد به استادانه‌ترین شیوه و با نقش‌هایی از زیباترین جلوه‌های طبیعت همراه است.

رقص‌ها اغلب با حرکات پا انجام می‌شوند و حرکت دست‌ها، شکم و باسن در رقص‌های مردمان کورد معمول نیست. این کار می‌تواند به دلایل ذیل باشد:

۱- چون مناطق کوردنشین کوهستانی است، بنابراین برای تقویت پاها، رقص‌های این منطقه همگی با حرکات پا انجام می‌شود.

دکتر قطب‌الدین صادقی می‌گوید: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رقص کوردی، پایکوبی یعنی کوبیدن پا بر زمین است. خیلی از رقص‌ها هستند که کوبشی نیست، نرم است؛ ولی رقص کوردی به پا زیاد اهمیت می‌دهد چون رقصی است که متعلق به کوهستان است و کوهستان پاهای نیرومند لازم دارد.

۲- معیشت اکثر مردم کورد زندگی دامداری که در آن پا بیشتر اهمیت دارد.

در مناطقی کوردنشین که شیوه معیشت، دامپروری و دامداری است پا بسیار اهمیت دارد و مردم این منطقه اگر از کسی تقدیر کنند می‌گویند: «پایار بُوِی» یعنی پادار (پایدار باشی)؛ بنابراین اهمیت دادن به پا در رقص‌هایشان نمایان می‌شود؛ اما در مناطقی که دارای دشت‌های وسیع هستند و معیشت کشاورزی دارند، دست، بیشتر اهمیت می‌یابد و رقص‌هایشان بیشتر با دست انجام می‌شود و اگر بخواهند از کسی تقدیر کنند می‌گویند: «دستت درد نکند» «دستت بی بلا». یک ضرب‌المثل در ملکشاهی زبانزد عام وخاص است که به خوبی نشان می‌دهد اهمیت پا مربوط به دوران مادرسالاری و دامداری و اهمیت دست مربوط به دوران پدرسالاری و کشاورزی است: دَسم بِشکی نه پایَم، باوکِم بمری نه دایَم؛ یعنی: دستم بشکند نه پایم، بابام بمیرد نه مادرم؛ یعنی پایم و مادرم بهتر از دستم و پدرم می‌باشد.

۳- رقص با پا، یا پایکوبی برای بیدارکردن زمین جهت باروری است که جنبه اسطوره‌ای- آئینی دارد. «در پایکوبی ضربه‌هایی برای بیدار کردن زمین، بر زمین می‌کوبند، چون انسان‌ها فکر می‌کردند با این طریق می‌توانند زمین را بارور کنند تا به محصول بیشتری دست پیدا کنند. از این رو مردان برهنه می‌شدند و لخت روی زمین می‌رقصیدند؛ اما الان این فراموش شده ولی درناخودآگاه به یاری طلبیدن آن همچنان نزد ما وجود دارد. رقصِ شلم یکی از جنبه‌های رزمی، زخمی‌هاست. زخمی‌هایی هستند که با یک پا می‌رقصند که این همان اسطوره‌ی قدرت است. یک نوع رقص کوردی نیز وجود دارد که شکلی است از حمله و عقب‌نشینی، یک، دو، سه و چهار حمله می‌کند و یک، دو و سه، تمرین حمله و عقب‌نشینی است، منتها به شکل بسیار باشکوه آن و بعد آرام آرام با پا دانه را در زمین فرو می‌برند و ناگهان خودشان را بالا می‌کشند انگار آرزویی است که این دانه رشد کند. تمام این حرکات ریشه‌های اسطوره‌ای دارد و در ارتباط با معیشت و زمین است».

۴- پایکوبی باعث تنفس و تخلیه‌ی انرژی زمین، پیوند با زمین و جلوگیری از زلزله می‌شود. خانم دکتر هاژه کلاویر می‌گوید: وقتی ۵۰ یا ۱۰۰ و یا ۲۰۰ نفر کورد، رقص و پایکوبی انجام می‌دهند انرژی را از زمین خارج می‌کنند و زمین به علت این حرکت، نفس می‌کشد و دیگر نمی‌لرزد. مثلاً در استانبول ترکیه زمین‌لرزه روی می‌دهد به این خاطر است که آنجا زمین بیمار است و هه‌لپرگه صورت نمی‌گیرد و زمین مجبور است زلزله کند، در آنجا انسان با زمین پیوند ندارد، ولی کورد با زمین در ارتباط بوده و با زمین پیوند دارد.

۵- کوبیدن پا بر زمین تهدید مهاجم و اشاره به زمینی است که وطن گروه محسوب می‌شود. کوردها در طول تاریخ همیشه به ناموس پرستی، شجاعت و دفاع از سرزمین خود شُهره بوده‌اند.

رقص، بازتابش شرایط جغرافیایی است یعنی هر منطقه‌ای بنا به شرایط جغرافیایی یک سری ریتم‌ها آفریده تا رابطه‌اش را با طبیعت هموار کند و حیات خود را تضمین نماید. درس بزرگی که رقص به ما می‌آموزد معنای سمبلیکی که دارد، نشان دادن شور و انرژی انسان در جمع، نشان دادن عمر جامعه و از دست ندادن خوشبینی به زندگی است.

دکتر قطب‌الدین صادقی می‌گوید: در بعضی عروسی‌ها شرم می‌کنم، گاهی حتی مردها رقص‌هایی می‌کنند که براساس اندام‌های جنسی است، این ظلمی است که به رقص رفته است، این رقص‌ها دل بهم زن هستند، این نوع رقص‌ها با رقص کوردی در تعارض آشکارند چون رقص کوردی، آئینی است.

اهداف رقص‌های آئینی عبارتند از:

الف- دست یافتن به شادی

ب- گرایش به تعادل و توازن که به ما آرامش می‌بخشد.

ج- بیرون ریختن انرژی اضافی در انسان که اگر آن انرژی دفع نشود انسان بیمار می‌شود مثل آبی که اگر بماند تبدیل به گنداب می‌شود و نه تنها تن پژمرده می‌شود بلکه روح هم پژمرده می‌شود.

د- بیان خوش‌بینانه انسان نسبت به زندگی.

مثلاً در استان ایلام، متأسفانه، در بهترین ماه‌های سال (بهار) فصل عشق، شکوفا شدن زندگی، زمین و طبیعت هر ماه ۳۸ نفر خودسوزی می‌کردند چون روح مردم بر اثر سال‌ها در خط اول جنگ بودن و مشکلات دیگر پژمرده بود. پژوهشگران یک سری برنامه هنری شامل موسیقی و رقص ترتیب دادند، خودکشی و خودسوزی به ۸ نفر در ماه رسید.

بوریس از بالرین ها و پژوهشگران معاصر نیز در طی تحقیقات جامعی که در سال ۲۰۰۸ میلادی انجام داده بود به تأثیرات مثبت هنر رقص در کاهش افسردگی های مزمن و سایر بیماری های روانی پی برده بود.

رقص کوردی به هیچ وجه برای جلوه فروشی نیست، یک رقص دسته‌جمعی است که دارای ارزش‌های معنوی، اجتماعی و اسطوره‌ای است. در واقع حرکتی است که انسجام وحدت قوم و قبیله را نشان می‌دهد. آیین‌ها و مراسم، لباسی است که بر تن اسطوره می‌پوشانند، اسطوره یعنی تکرار این آیین‌ها، با هر تکرارِ رقص، شما بار دیگر اسطوره را زنده می‌کنید. این انسجام و وحدت برای فرهنگ‌هایی که دائماً در طول تاریخ مورد تهاجم و تاخت و تاز واقع شده و ناامنی‌های جغرافیایی، تاریخی و معیشتی دارند (مانند کوردها) نقش بسیار تعیین کننده‌ای ایفا کرده است.

دکتر کزازی می‌گوید: داستان هه‌لپرگه یا رقص آئینی در فرهنگ کوردها بسیار پیچیده‌تر از آن است که ما بنگاریم. رفتاری است به آئین، به اندام و موزون که در هنگام شادمانی به آن دست می‌یازند. این گونه رقص و پایکوبی در سرشت و ساختار گیتی هم وجود دارد، رقص تنها از آن آدمیان نیست، همه‌ی‌ هستی می‌رقصند؛ از آن جنین که در زهدان مادر نهفته است تا در جهان بسیار خُرد، آن ریزه‌های بنیادین که بر گرد هستی رقصانند و آن جهان بسیار بزرگ که در آن اختران بر گرد خورشید می‌رقصند. رقص از این دید نشانة نیایش، زندگی، پویه، جنبش، تکاپو زیستن در گیتی است؛ ما تا به گروثمان و نیروانا نرسیده‌ایم ناچاریم از رقصیدن، اگر خود در بیرون نرقصیم یاخته‌ها در درون ما می‌رقصند. شما زمانی که بسان آن کرد ناب ایرانی می‌رقصید، با همه پدیده‌های هستی، با جهان بسیار خُرد، با جهان بسیار بزرگ پیوند می‌گیرید به گونه‌ای جاودانه و رازوارانه. آن گاه که زبان از بیان احساسات ناتوان می‌ماند، اعضا به یاریش شتافته و احساسات درونی انسان را به تصویر می‌کشند تا پتانسیل نهفته، آزاد شده و روح از بند عقده‌های گوناگون رهایی یابد.

در عروسی سنتی در بین همه‌ی‌ کوردها، سَرچوپی بسیار اهمیت دارد. دستمالی که رهبر (سردسته) هر گروه رقص در دست می‌گیرد و آن را در هوا می‌چرخاند «چووپی یا سه‌رچووپی» نام دارد. سَرچوپی جنبه‌هایی نمادین به شرح ذیل دارد:

۱- سَرچوپی نماد پرچم است. همچنانکه هر کشوری یا گروهی پرچمی دارند، دسته رقص نیز بایستی یک سَرچوپی داشته باشند.

۲- سَرچوپی سمبل رهایی و پرواز دارد و بادی که به آن می‌خورد یعنی حرکت و جنبش. درواقع سَرچوپی بیان ایدئولوژی است، در پشت این سرچوپی یک مرام و تفکر هست. دستمال نمادی است برای کل حرکت گروه که همه ما را به پویایی دعوت می‌کند یعنی می‌گوید مثل این باد باید پویا و رها بود و حرکت کرد و گرنه می‌توانستند با دست برقصند. اگر «رهایی» را از رقص کوردی بگیریم چیز مهمی از آن باقی نمی‌ماند و با یک حرکت معمولی دیگر هیچ توفیری ندارد. دستمال همچنین به معنای تصعید و پرواز است زیرا بادی که به آن می‌خورد یعنی حرکت، یعنی شور، یعنی جنبش. مفهوم دیگرش برقرار کردن «رابطه‌ی زمین و آسمان» است. دستمال همچون پرچم هنگامی‌که به اهتزاز درمی‌آید، بین زمین و آسمان، انسان و خدا و ماده و معنا پیوند برقرار می‌کند.

۳- سَرچوپی نماد رهبر و آزادی عمل رهبر است: چون سرچوپی‌کش الگویی را می‌آورد ولی کل گروه نظم خود را رعایت می‌کنند. . او ده جور داوناسیون و حرکات ریز انجام می‌دهد ولی گروه حق ندارد ریتم را به هم بزند. در طول تاریخ هر جمعی به یک رهبری که آزاد باشد و بتواند حرکت کند اعتقاد داشتند.

۴- سَرچوپی سمبل رابطه زمین و آسمان است. پرچم و دستمالی که به اهتزاز درمی‌آید پیوند دهنده زمین و آسمان است یا پیوند دهنده انسان و خداست. رقص‌ها در ایل ملکشاهی همگی به  صورت دایره‌ای اجرا می‌شوند.

۵- دستمال داشتن نفر اول و آخر نشانه برابری همه اعضای گروه است.

ویژگی دیگر رقص کوردی در«دایره» شکل بودن آن است. بی‌تردید شکل‌های رقص کوردی و رقص‌های دیگری از این ‌دست، متعلق به دوره‌ی کشاورزی و زمانی است که انقلاب کشاورزی اتفاق افتاد. دایره در وهله‌ی اول نقطه‌ای است گسترش یافته، سمبولیسم یا تفسیر نمادین آن در برگیرنده مفاهیم کمال، یکپارچگی و نبود هر نوع تمایز و تفکیک است. دایره رمز تطور و وجود پیاپی زندگی است، دایره حریم یکرنگی، دوستی، صمیمیت و تجمع است. دایره تجلی نظم زمینی و کیهانی است.

تمام رقص‌ها متعلق به دوران کشاورزی است. (در بین‌النهرین حدود ۸۵۰۰ سال پیش از میلاد وارد دوره کشاورزی شدیم) ما تحت تأثیر انقلاب کشاورزی با مفهوم زمان آشنا شدیم، با مفهوم دایره و رویش آشنا شدیم. در رقص کوردی، دایره، بسیار اساسی است. این شکل دایره را در تقویم و ساعت کشف کردیم چون برای کاشتن دانه نیاز به زمان و تقویم و حرکت ستارگان داشتیم. تطبیق سال اساطیری با سال طبیعی، به خاطر آن است که زمان از بین نرود و به همین دلیل یکی از مهم ترین شکل‌هایی که کشف کردند، شکل برگشت دایره است. البته قبل از دوره کشاورزی یعنی در دوره دامداری، در دوره‌ای که انسان‌ها جستجوی غذا می‌نمودند، شب‌ها پشت به تاریکی و رو به منبع آتش می‌نشستند و چشم به چشم هم می‌دوختند تا مراقب دشمن‌هایی باشند که احتمالاً از پشت می‌آمدند و نیز برای اینکه از تاریکی نترسند، دایره را آن وقت شناختند، ولی اوج شناخت دایره در دوره کشاورزی است و اینکه یک بار دیگر ما به تناسخ و چرخش فصول رسیدیم. شکل دایره تنها برای رجعت به این زمان اسطوره‌ای نیست بلکه تکرار این دایرة کامل برای کشتن ترس و برای تقویت روح جمعی نیز هست. بازگشت به آغاز چیز، ازلی‌ات گمشده‌ای که انسان همواره در جستجویش هست، هیچ رقص کوردی نیست که دایره نباشد. تکرار شکل دایره در رقص، برای این است که امنیت روانی فرد در دل جمع نشان داده شود.

تقسیم بندی رقص های محلی کوردی (هه‌لپه‌رکی)

الف- شادی و ستایش

ب- سوگواری و ماتم

ج- جنگ و ستیز و شکار

د- مذهبی و آیینی و عرفانی

تقسیم بندی دیگری از سوی دکتر قطب الدین صادقی صورت پذیرفته که بر این اساس و با در نظر گرفتن تعبیرعالمانه‌ی «ژوزف کمیل» بر پذیرش ارزش، معنا و عملکرد اساطیر شامل سه دسته:

الف – رقص‌های مربوط به وظیفه

ب - رقص‌های مربوط به قدرت

ج – رقص‌های مربوط به لذت

الف: رقص هایی که در مراسم شادی آن را اجرا می شوند

۱- گه ریان ۱۱٫ سه پایی ۲۱٫ شی خانه

۲- پشت پا ۱۲٫ قه لا ۲۲٫ خانانه

۳- هه لگرتن ۱۳٫ گه ران ۲۳٫ روینه

۴-راستا ۱۴٫ دو دستماله ۲۴٫ سه پای روینه

۵- فه تاح پاشایی ۱۵٫ کرمانشانی ۲۵٫ شلیره

۶- خان و میری ۱۶٫ سه پلی ۲۶٫ مریوانی

۷- داغه‌ی خان و میری ۱۷٫ مکر بگی ۲۷٫ مهابادی

۸- سقزی ۱۸٫ حریره

۹- سه پای سقزی ۱۹٫ سه پای حریره

۱۰- چه پی ۲۰٫ له بلان

ب: رقص هایی که در جنگ ها و شکار استفاده و اجرا می شوند

۱- سه جار ۲- دو جار ۳- شلایی «شلان» ۴- زه نگی ۵- مقاومت ۶- یاران یاران ۷- خه رمان ۸- قره پی‌ره ژن  ۹- سموری ۱۰- هه‌وشار ۱۱- به‌رزی به‌رزی

ج: رقص هایی که در مراسم عزا و خاکسپاری اجرا می شوند

۱- چه‌مری (که بیشترمختص استان‌های ایلام وکرمانشاه است)۲- کلاء Folkloric dances- رقص‌های‌ فولکلوریک‌

د: رقص هایی که در مراسم مذهبی و آیینی و عرفانی اجرا می‌شوند.

منابع و مآخذ:

ذکاء، یحیی. تاریخ رقص در ایران، هنر و مردم، دوره ۱۶، شماره‌های ۱۸۹–۱۸۸، خرداد ۲۵۳۷.

صادقی، قطب الدین. عملکرد و جنبه های نمادین «هل په رکی» یا رقص های آیینی – باستانی کردی. مجله: نمایش، سال چهاردهم – شماره ۱۶۱، بهمن ۱۳۹۱٫

عسکری خانقاه، اصغر و محمد شریف کمالی. انسانشناسی عمومی. تهران: انتشارات سمت، ۱۳۸۷٫

منتی، والیه. «تحلیل مردم شناختی مراسم عروسی سنتی و نمادهای آن در ایل ملکشاهی». تهران: پایان نامه دوره کارشناسی ارشد گروه مردم شناسی، دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، ۱۳۸۸.

ویل دورانت. تاریخ تمدن. ترجمه امیر حسین آریان پور. تهران: انتشارات فرانکلین، ۱۳۸۰٫

هوهنه گر، آلفرد. نمادها و نشانه‌ها. ترجمه علی صلح جو. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۹۰٫

 

Kurds, Kurdistan, Part 4. “Dances and music”, The Encyclopedia of Islam, Edited by C.E.

Boris, Ruthanna, The Root of Dance Therapy: A Consideration of Movement, Dancing, and Verbalization vis-à-vis Dance/Movement Therapy, Psychoanalytic Inquiry, 01 Jul 2008

Bosworth, E. van Donzel, B. Lewis & Ch. Pellat, Vol. V, KHE-MAHI, Leiden, E.J. BRILL Publishers, 1986, 1263 pp. see p. 477

https://www.academia.edu/6546183/Kurdish_Dance_Identity_In_Contemporary_Turkey

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید