همه ­پرسی اقلیم کردستان عراق و تأثیر آن بر ایران/ نوذر طهماسبی

همه ­پرسی اقلیم کردستان عراق و تأثیر آن بر ایران/ نوذر طهماسبی

درآمد

اقلیم کردستان عراق و مسئلۀ استقلال این منطقه همواره یکی از مسائل مهم، چالش­ انگیز و مورد اختلاف در سطح منطقه­ ای و فرامنطقه­ ای بوده است. این مسئله با توجه به حضور اکراد در کشورهای ترکیه، سوریه ،عراق و ایران در سطح منطقه­ ای اهمیت دوچندانی دارد. بدین ترتیب، از سال ۱۹۹۱ که اقلیم کردستان عراق به صورت خودمختار اداره شد و به ویژه از سال ۲۰۰۳ تاکنون که به شکل فدرال اداره می­ شود، همواره در کانون توجه بوده است. هر نوع تحرک یا موضع­ گیری سران اقلیم با واکنش و پاسخ متقابل از سوی کشورهای همسایه همراه بوده است. این مسئله به شکل ویژه­ ای در ماه­ های اخیر که مسعود بارزانی و حزب دموکرات کردستان عراق بیش از هر زمانی بر طبل استقلال­ طلبی کوبیده­ اند، مشهودتر از همیشه بوده است. حساسیت­ های منطقه­ ای نسبت به مواضع و تحرکات کردهای عراق زمانی بیشتر شد که همزمان با مراحل حساس و نهایی پاک­سازی عراق از لوث تکفیری­ ها، نداهای استقلال­ خواهی از اقلیم بیش از پیش شنیده شد. کشورهای منطقه در چنین شرایطی مسئلۀ اصلی را «تجزیۀ عراق» دانسته و با این دید، تحرکات استقلال­ خواهانۀ اقلیم را مهم تلقی می­ کنند. از جمله بازیگران مهم منطقه­ ای که همواره تحولات منطقه­ و به صورت خاص تحولات عراق و اقلیم کردستان را با جدیت، دقت و حساسیت خاصی دنبال کرده، ایران است. ایران با در پیش گرفتن رویکرد حمایت­ گرایانه از تمامیت ارضی همۀ کشورهای منطقه، همیشه در سیاست­ های خود با هر شکل گرایش واگرایانه و تجزیه­ طلبانه در هر نقطه از منطقه مخالفت کرده است. بر این اساس، تجزیه و تحلیل موضع ایران نسبت به همه­ پرسی احتمالی استقلال اقلیم و تأثیرات تحرکات استقلال­ طلبانۀ اقلیم کردستان عراق بر امنیت و منافع ملی ایران، مورد توجه پژوهش حاضر است.

استقلال­ خواهی در اقلیم کردستان عراق

اکراد عراق چندین سال است که در تلاش جهت دست­یابی به استقلال هستند و اخیراً رئیس اقلیم کردستان عراق، مسعود بارزانی با تعیین زمان همه­ پرسی استقلال اقلیم در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷ (۳ مهر ۱۳۹۶)، گامی جدید در راستای اهداف و منویات خود و حزب متبوعش (دموکرات) برداشته است. در همین راستا، سران اقلیم کردستان عراق با تشکیل کمیته­ هایی، از آمادگی جهت برگزاری چنین رفراندومی خبر داده­ اند. در حقیقت، با توجه به وجود اختلافات گسترده در اقلیم و عدم اجماع احزاب و گروه­ های سیاسی در این منطقه، سران اقلیم به دنبال آن هستند تا با تعیین زمان همه­ پرسی و تحرکات گسترده جهت فراهم نمودن زمینه­ های چنین خواسته­ ای، از رفراندوم و تبلیغات مربوط به آن، به مثابۀ فرصتی جهت برقراری وحدت میان گروه­ های مختلف سیاسی کُردی در اقلیم استفاده نمایند. البته این تاکتیک تاکنون چندان موفق نبوده و برخلاف پیش­ بینی­ های حزب دموکرات، هم­چنان احزاب قدرتمندی مانند گوران (جنبش تغییر)، انتقادات و مواضع نسبتاً شدیدی نسبت به مسعود بارزانی و حزب دموکرات دارند. از این قرار، همچنان، «وحدت»، حلقۀ گمشده­ ای در فضای سیاسی اقلیم کردستان عراق است. احزاب و گروه­ های سیاسی در اقلیم کردستان عراق تقریباً روشن ساخته­ اند که هدف آنان استقلال و تشکیل کشوری مستقل است اما در برنامه­ های سیاسی، استراتژی و فرآیند دست­یابی به چنین آمالی با هم اختلاف­ نظر دارند. به طور کلی، فقدان اجماع گروه­ ها و احزاب سیاسی موجود در اقلیم کردستان عراق از یک سو، و اختلافات چشم­گیر اقلیم و دولت مرکزی عراق در مورد مناطق محل مناقشه (به ویژه کرکوک)، هم­چنان به عنوان موضوعات لاینحل در آستانۀ زمان تعیین شده جهت همه­ پرسی استقلال، باقی مانده­ اند. اما این مسائل در کنار مشکلات و معضلات اقتصادی در اقلیم و مخالفت­ ها و حساسیت­ های همسایگان اقلیم مانع از مانورهای استقلال­ طلبی بارزانی و اقلیم نشده است. تاکتیکی که بارزانی­ ها و سران اقلیم؛ هر زمان که با موانع و چالش­ های درونی روبرو بوده­ اند، با توسل به آن، افکار عمومی اقلیم را از مسائل و مشکلات اجتماعی- اقتصادی منحرف کرده­ اند. مسعود بارزانی جهت رسیدن به خواست دیرینۀ خود یعنی استقلال، در سطح منطقه­ ای و بین­ المللی تحرکات و تلاش­ هایی نیز انجام داده است. رژیم صهیونیستی و عربستان را می­ توان مهم­ترین دستاوردهای تلاش­ های بارزانی تلقی کرد؛ به گونه­ ای که این دو پس از تعیین زمان همه­ پرسی استقلال اقلیم، رویکردی مثبت و موافق نسبت به استقلال اقلیم اتخاذ کرده­ اند. اما از سوی دیگر، برخی قدرت­ ها، استقلال اقلیم و تشکیل کشوری جدید در منطقه را پیش­ زمینۀ تحولات نه­ چندان مطلوبی می­ دانند که لازم است در همین زمان، با اتخاذ سیاست­ های دوراندیشانه و محتاطانه، ازتهدیدات احتمالی علیه منافع و امنیت ملی خود جلوگیری نمایند. از جمله این بازیگران، «ایران» است.

واکنش ایران به استقلال­ طلبی اقلیم و تعیین زمان همه­ پرسی

گذشته از اوضاع و احوالات درونی اقلیم کردستان عراق؛ ادعای جداسازی اقلیم از پیکرۀ عراق مسئله­ ای است که فراتر از تحلیل­ های درونی عراق، می­بایست از چشم­ انداز بازیگران و قدرت­های دیگر، از جمله ایران نیز مورد بررسی قرار گیرد. موضع و واکنش ایران نسبت به تحولات عراق زمانی بهتر درک می­ شود که چنین مواضعی در مقایسه با رقبا و سایر بازیگران منطقه­ ای تحلیل شود.

در یک تقسیم­ بندی کلی می­ توان نگرش و سیاست­ قدر­ت­ ها و بازیگران مختلف منطقه­ ای و فرامنطقه­ ای نسبت به تحرکات استقلال­ طلبانۀ اقلیم کردستان عراق را به سه دسته تقسیم کرد: نخست، کشورهای مخالف هر گونه تجزیه­ طلبی در منطقه و به صورت خاص در عراق. مانند ایران، عراق و … که تمامیت ارضی عراق را به مثابۀ یگانه سیاست مطلوب در سال­ های اخیر دنبال کرده­ اند. دوم، بازیگران طرفدار استقلال اقلیم کردستان عراق. مانند عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی و گروهک­ هایی مانند کومله و دموکرات؛ که ایجاد کشوری مستقل در همسایگی ایران را فرصتی مناسب و گام مهمی در راستای اهداف منطقه­ ای خود قلمداد می­ کنند. این مسئله به ویژه برای رژیم اشغالگر دارای اهمیت است. چرا که رژیم صهیونیستی تشکیل کشوری به نام کردستان را زمینه­ ساز کسب مشروعیت و توجیه موجودیت خود می­ داند و تقویت و حمایت از چنین روندی در منطقه را همواره در سیاست­ ها و راهبردهای منطقه­ ای خود مهم دانسته است. عربستان سعودی نیز می­تواند از فرصت به دست آمده جهت فشار بر ایران و اقدامات علیه دولت ایران استفاده کند. گروه سوم، کشورهایی که نوعی سیاست «نتیجه­ گرا» و در پیوند با زمان و شرایط اتخاذ می­ کنند. به این معنا که در صورتی که استقلال اقلیم را در راستای منافع خود تلقی کنند یا اینکه حداقل تهدیدی برای منافع و نفوذ منطقه­ ای خود ندانند، ممکن است از آن حمایت کنند یا حداقل با آن مخالفت نکنند. آمریکا و ترکیه دو نمونۀ بارز چنین بازیگرانی هستند. این مسئله به صورت خاصی در مورد ترکیه صدق می­ کند که علی­ رغم جنجال­ها و مواضع شدید اولیۀ خود علیه تعیین زمان همه­ پرسی استقلال اقلیم؛ اخیراً اعلام کرده که «ترکیه به شرط تأمین امنیت ملی خود و عدم حضور مخالفانش در کردستان عراق، با استقلال اقلیم موافقت می­ کند». این موضعی بود که اخیراً وزیر خارجۀ ترکیه اتخاذ نمود و گواه مناسبی جهت درک سیاست­ های غیرقابل پیش­ بینی ترکیه و رجب طیب اردوغان است. در رابطه با مواضع و واکنش­ های آمریکا نیز باید به این نکتۀ مهم توجه داشت که هنگام تحلیل تحولات اقلیم و عراق، دو گونه واکنش و موضع­ گیری منفی نسبت به همه­ پرسی اقلیم و تجزیۀ عراق وجود دارد. برخی بازیگران بر تمامیت ارضی و یکپارچگی عراق به عنوان راهبردی فرازمانی و همیشگی تأکید دارند (مانند ایران و دولت مرکزی عراق) که بدون توجه به زمان و شرایط (ثبات و عدم ثبات) وحدت ملی و تمامیت ارضی عراق را دنبال می­ کنند، اما برخی بازیگران مانند آمریکا در موضع­ گیری­ ها و واکنش­ های منفی خود نسبت به مسعود بارزانی و سران اقلیم کردستان عراق، بر مسئلۀ «زمانِ» همه­پرسی تأکید دارند. در اکثر موضع­ گیری­ ها و واکنش­ های سیاست­مداران آمریکا می­ توان مشاهده کرد که آنان خواستار «تعویق» و موکول شدن پروژۀ همه­ پرسی به زمان دیگری هستند. بنابراین برخلاف ایران که چنین پروژه­ ای را به صورت کلی مورد سوال قرار داده و تمامیت ارضی عراق را به مثابۀ سیاستی مستمر و اصولی دنبال می­ کند، تاکنون اکثر مواضع آمریکا مربوط به زمان همه­ پرسی بوده و درخواست­ های آنان از سران اقلیم نیز مربوط به نامناسب بودن شرایط زمانی است. بدین سان این مسئله به وجود می­آید که در صورت برقراری ثبات کامل در عراق، بر اساس راهبرد آمریکا اقلیم می­ تواند به همه­ پرسی و استقلال دست یابد؟ نگاه زمانی و مشروطی به مسئلۀ همه­ پرسی شبهات و ابهاماتی را در آینده به وجود خواهد آورد که اکنون در اکثر تحلیل­ ها مغفول باقی مانده است.

موضع ایران در برابر تحولات عراق و تعیین زمان همه­ پرسی استقلال اقلیم، موضعی ثابت و در پیوند با سیاست­ های مستمر خود در مورد منطقه و عراق بوده است. حفظ وحدت و تمامیت ارضی عراق و عدم حمایت از هر گونه تحرک یا تلاش واگرایانه و تجزیه­ طلبانه در این کشور، مهم­ترین راهبردی است که ایران در عراق دنبال کرده است. بدین سان، با اعلان زمان همه­ پرسی استقلال اقلیم در سپتامبر، ایران ضمن تأکید بر تمامیت ارضی عراق، هر نوع سیاست استقلال­ طلبانه در عراق و دیگر کشورهای همسایه را تداعی کنندۀ آینده­ ای بحرانی در منطقه بیان کرده است. ایران شرایط کنونی جهت برگزاری همه­ پرسی استقلال اقلیم را زمینه­ ساز نوعی بی­ نظمی سیاسی- امنیتی در منطقه می­ داند و نوع واکنش ایران نسبت به تعیین زمان همه­ پرسی استقلال اقلیم نیز شفاف و جدای از هر گونه ابهام بوده است. چنین واکنشی به صراحت مشخص می­ نماید که اجرای همه­ پرسی در شرایط کنونی و شروع فرآیند دست­یابی به استقلال؛ ممکن است بر شرایط ملتهب منطقه تأثیر منفی بگذارد و گسترش بی­ ثباتی­ های منطقه­ ای و تغییر نظم کنونی را به دنبال داشته باشد. همچنین شرایط عراق به گونه­ ای است که با توجه به مخالفت­ ها و موضع­ گیری­ های سران دولت مرکزی عراق نسبت به همه­ پرسی، چنین اتفاقی و فرآیندهای پس از آن می­ تواند پیام­ آور تنش­های گسترده­ ای باشد و عراق پساداعش در گرداب مصائب درونی گرفتار شود. ایران به این نتیجه رسیده است که مهم­ترین اهرمی که می­تواند زمینه­ ساز حضور دوبارۀ تروریسم و تفاسیر رادیکالی در عراق شود، تنش سیاسی و ضعف درونی دولت مرکزی عراق و ایجاد اختلافات شدید قومی در این کشور است. از این قرار، ایران به صراحت حمایت خود از عراق یکپارچه را بیان کرده است. نکتۀ مهم در واکنش ایران نسبت به تحولات استقلال­ طلبانۀ سران اقلیم کردستان عراق و اعلام زمان همه­ پرسی استقلال اقلیم، اجماع نخبگان سیاسی ایران در موضع­ گیری­ های خود نسبت به این مسئله است. همۀ سیاست­مداران، تحلیل­ گران و روشنفکران ایرانی در مواضع و تحلیل­ های خود، از تحرکاتی که زمینه­ ساز ناامنی و تهدید امنیت و منافع ملی ایران شود، انتقاد کرده و گرایش­ های واگرایانه همراه با تحریک منطقه­ ای را مورد چالش و پرسش قرار داده­ند. واکنش و مواضع نخبگان سیاسی ایران در دیدارهای آنان با حیدرالعبادی، جلال طالبانی و حزب اتحادیه میهنی شفاف بوده و از اقلیم کُردی به عنوان بخشی از عراق حمایت کردند.

همه پرسی اسقلال، از رویا تا واقعیت

روشن است که ایجاد منطقه­ ای به نام اقلیم کردستان عراق در شمال کشور عراق بیش از هر عاملی ناشی از فروپاشی ساختار قدرت سیاسی در عراق و ضعف دولت مرکزی این کشور بود. در واقع، مداخلات خارجی و ضعف دولت مرکزی منجر به ایجاد منطقه­ ای به نام اقلیم شد که دستاورد و ماحصل دولت شکست­ خورده و منفعل عراق بود. ایجاد چنین منطقه­ ای گرچه برای کُردها دستاوردی مهم تلقی می­ شد، اما فقط گام اول بود و آنها از آن زمان تاکنون به دنبال رویایی به نام استقلال بوده­ اند که کمتر زمانی گمان می­ کردند تا این اندازه به آن نزدیک شوند که با تعیین زمان همه­ پرسی، اکثر مواضع و تحلیل­ های سیاسی و بین­ المللی را معطوف تصمیم خویش سازند. در واقع، همزمان با تحولات سیاسی- امنیتی عراق؛ حضور داعش و مداخلات بیرونی در عراق، کُردها نیز رفته رفته به سوی چشم­ انداز دیرینۀ خود حرکت کردند. موقعیت کنونی اقلیم آنان را بیشتر از همیشه به یک احتمال سیاسی یعنی برگزاری همه­ پرسی نزدیک کرده است و چنین روندی پس از مخالفت­ های منطقه­ ای و فرامنطقه­ ای ابعاد تازه­ ای یافت. از جمله این مخالفت­ ها، دولت آمریکا بود که تیلرسون وزیر خارجۀ آمریکا در تماسی با رئیس اقلیم (مسعود بارزانی)، زمان تعیین شده جهت برگزاری همه­ پرسی استقلال اقلیم را مناسب ندانست و خواستار تعویق آن شد. مسعود بارزانی در پاسخ به درخواست تیلرسون، ضمن تأکید بر حق همه­ پرسی، خواستار تضمین­ ها و جایگزین­ هایی شد. بارزانی با تأکید بر اینکه با بغداد پیرامون مسئلۀ استقلال مذاکره خواهد کرد، خواستار ارائۀ تضمین­ هایی از سوی آمریکا در برابر تعویق زمان همه­ پرسی استقلال شد و تیلرسون را در مقابل این سوال قرار داد که بر فرض تعویق زمان همه­ پرسی، چه تضمین و جایگزینی برای آن وجود دارد؟ بارزانی که اشتیاقی به درخواست تیلرسون نشان نداد، به او پاسخ داد که همکاری و هم­زیستی مسالمت­ آمیز به عنوان هدف اصلی عراق و اقلیم در طول چند مرحلۀ  تاریخی گذشته محقق نشد، از این رو مردم اقلیم کردستان عراق به راه خود ادامه خواهند داد و سرنوشت خود را مشخص خواهند کرد. چنین اظهارات و موضع­ گیری­ هایی حتی اگر تاکتکیک، مانور یا تبلیغ سیاسی هم باشند، بیش از هر زمانی کُردها را به بیان و ابراز ملموس خواسته­ های خود نزدیک کرده است.  اما قبل از هر تحلیلی دربارۀ آثار  همه­ پرسی اقلیم بر منطقه و به صورت خاص بر ایران، باید به خود مسئلۀ همه­ پرسی نیز توجه کرد. دو نکته مهم راجع­ به همه­ پرسی استقلال اقلیم دارای اهمیت است. نخست اینکه هنوز قطعیتی در مورد برگزاری همه­ پرسی در تاریخ معین شده وجود ندارد و مراد از همه­ پرسی در اینجا، فقط یک «احتمال» است. نکتۀ دوم، در مورد گستره و حوزۀ همه­ پرسی است. هنوز ابهام وجود دارد که آیا همه­ پرسی صرفاً در سه استان اربیل، دهوک و سلیمانیه برگزار می­ شود یا اینکه سران اقلیم گوشه­ چشمی هم به مناطق محل مناقشه به ویژه کرکوک دارند؟ بنابراین در تحلیلی هوشمندانه نسبت به اقلیم و آیندۀ استقلال آن باید به اهمیت خاص کرکوک توجه نمود. این منطقه به قدری مهم است که می­ توان از آن به عنوان پاشنه آشیل اقلیم و مسعود بارزانی یاد کرد. اهمیت کرکوک به گونه­ ای است که هر بازیگری در عراق، (دولت مرکزی یا اقلیم) که کرکوک را از دست دهد، تا حدود زیادی بازندۀ داستان خواهد بود. بنابراین ایران و کشورهای منطقه باید نگرشی خاص نسبت به کرکوک داشته باشند و کرکوک به تنهایی می­ تواند سدی در برابر استقلال­ طلبی و زیاده­ خواهی­ های بارزانی و حزب دموکرات باشد. این منطقه (کرکوک) همیشه در کانون توجه مسعود بارزانی و اقلیم کردستان عراق بوده و در صورت عدم برگزاری همه­ پرسی استقلال اقلیم، کُردهای عراق تلاش خواهند کرد تا با اصرار و جنجال بر اصل ۱۴۰ قانون اساسی و الحاق برخی از مناطق از جمله کرکوک به منطقۀ اقلیم تأکید ورزند.

تأثیر همه­ پرسی استقلال اقلیم بر ایران

واکنش ایران نسبت به اقلیم کردستان عراق بیش از هر چیزی منوط به تأثیراتی است که چنین رخدادی بر شرایط و نظم منطقه­ و کشورهای برخوردار از تنوعات فرهنگی می­گذارد. در یک نگاه کلی، می­ توان گفت کشورهای ایران، ترکیه و سوریه به دلیل داشتن مرزهای زیاد با عراق و وجود گروه­های کُرد در این کشورها، از موضوع استقلال و همه­ پرسی تأثیر می­ پذیرند و طبیعتاً در تحلیل­ها و سیاست­های خود نسبت به تأثیر گرایش­ های استقلال­ طلبانه در اقلیم کردستان عراق حساسیت نشان می­ دهند. بدین­ سان منطقی است که با حزم­ اندیشی سعی نمایند تأثیرات منفی چنین تحرکاتی نسبت به امنیت و منافع ملی خویش را به حداقل ممکن برسانند. در صورت استقلال کردستان عراق، چنین رخدادی در کوتاه­ مدت یا بلندمدت پتانسیل آن را دارد که بر ثبات و امنیت کشورهای همسایۀ دارای گروه­ های کُردی نیز اثر بگذارد. بدین ترتیب و با اذعان به این مسئله که «سیاست هنر ممکنات است» و هر نوع احتمالی و وقوع هر نوع پدیده­ ای در منطقه امکان­ پذیر و غیرقابل پیش­ بینی است؛ باید تحلیلی نسبت به احتمال استقلال اقلیم و تأثیر این پدیده بر ایران ارائه داد.

در یک نگاه کلی نسبت به مسئلۀ همه­ پرسی یا استقلال اقلیم، باید پذیرفت که چنین اتفاقی می­ تواند در کوتاه­ مدت یا بلند مدت بر وحدت و امنیت ملی کشورهای منطقه که دارای گروه­ های کُردی­ اند تأثیر بگذارد. این اتفاق می­ تواند منجر به خیزش هویتی در منطقه و به دنبال آن گسترش مطالبه­ گری اکراد منطقه شود. چنین موضوعاتی برای کشورهای منطقه نوعی تهدید تلقی می­ شود و هر زمان ممکن است کیان ملی این کشورها را با تهدید مواجه کند. این مسئله زمانی برجسته­ تر می­ شود که دولت مرکزی در این کشورها تضعیف گردد. بنابراین اتفاق مطلوب و ایده­ آل برای ایران و دیگر کشورهای منطقه که دارای گروه­های کُردی هستند، این است که همه­ پرسی استقلال و به دنبال آن استقلال اقلیم اتفاق نیفتد.

اهمیت مواضع و سیاست­ های ایران نسبت به اقلیم، برای سران آن دیار به اندازه­ ای اهمیت دارد که معمولاً پس از موضع­ گیری­ های ایران در مورد استقلال اقلیم، دو حزب اتحادیه میهنی و دموکرات با تشکیل جلسات متعددی سعی بر بررسی و تحلیل مواضع ایران دارند و بنابراین اقلیم به خوبی آگاه است که هر نوع اقدام تأثیرگذار (منفی)، با واکنش بی­ تعارف ایران همراه خواهد بود.

مسئلۀ دیگر در رابطه با احتمال همه­پرسی استقلال اقلیم این است که باید نوع واکنش ایران نسبت به استقلال اقلیم از یک سو، و شدت تأثیر مسئلۀ استقلال بر ایران و سایر کشورهای دارای گروه­ های کُردی در منطقه، از سوی دیگر، را مقایسه نمود. گرچه ایران نسبت به ترکیه و سوریه که دارای گروه­ های کُردی­ اند، واکنش شفاف­ تری اتخاذ نمود و به صراحت بر تمامیت ارضی و حاکمیت ملی عراق تأکید کرد و نسبت به امکان تجزیۀ عراق ابراز نگرانی کرد اما چنین ابراز نگرانی و حساسیت خاص ایران نسبت به اقلیم و عراق در مقایسه با ترکیه و سوریه به این معنا نیست که همه­ پرسی یا استقلال احتمالی اقلیم بر ایران نسبت به سایر کشورها تأثیرات منفی بیشتری دارد. در واقع اگر نقطه مشترک این کشورها را تأثیر استقلال اقلیم بر تحریک یا تقویت ناسیونالیسم کُردی در این کشورها (ایران، ترکیه و سوریه)، تلقی کنیم، کشور ایران نسبت به ترکیه و سوریه خیلی کم متضرر خواهد شد. دلیل این مسئله جایگاه کردها به لحاظ مولفه­ های تاریخی و فرهنگی در ایران و مقایسۀ وضعیت کُردهای ایران و سایر اکراد منطقه است. اگر نوع تعامل و رابطۀ کُردها با نظام­های سیاسی موجود در کشورهای ایران، ترکیه، سوریه و عراق را در دو سطح «همگرایی» و «واگرایی» تحلیل نماییم، کُردهای ایران کمترین واگرایی نسبت به نظام سیاسی و بیشترین همگرایی نسبت به سیستم سیاسی و کلیت کشور در مقایسه با سایر کُردهای منطقه در ترکیه، سوریه و ترکیه را دارند. این مسئله هم به خاطر احساس تعلق کُردها به ایران و هویت ایرانی است و هم به جهت نوع تعامل نظام سیاسی موجود در ایران با کُردها است که موجب شده واگراییِ بسیار شدیدی که کُردهای عراق، سوریه و ترکیه نسبت به سیستم سیاسی خود دارند، در ایران مشاهده نشود.

نکتۀ مهم دیگری که در اکثر تحلیل­ها مغفول مانده­، این است که همه­ پرسی استقلال اقلیم زمانی برای ایران آثار فاجعه­ آمیزی دارد که در کشور یک دوگانگی و تعارض میان مردم کُرد و دولت ایران وجود داشته باشد. به شکلی که اکراد ایران علاقه­ مند به تشکیل کردستانی مستقل باشند. اما چنین موضوعی در ایران وجود ندارد و این گونه نیست که اکراد ایران به سان سایر کُردهای منطقه آرزومندانه منتظر تشکیل کشوری جدید در منطقه باشند.

مسئلۀ دیگر در مورد همه­ پرسی احتمالی و اعلام استقلال اقلیم و تأثیر آن بر ایران، نوع تعامل ایران با اقلیم است که در صورتی که نگرش ایران به اقلیم کردستان عراق (پس از نتیجه همه­ پرسی) خصومت­ آمیز باشد، چنین رویکردی ممکن است با واکنش متقابل همراه باشد. به عنوان نمونه در صورتی که اقلیم کردستان عراق؛ ایران را تهدید و دشمنی علیه موجودیت و منافع خود تلقی کند، با حمایت و تحریک گروهک­ های معارض مانند کومله و دموکرات، نسبت به استراتژی ایران پاسخ دهد.

یکی از مسائل مهمی که در برخی تحلیل­ ها پیرامون تأثیر همه­ پرسی یا حتی استقلال احتمالی بر ایران و تحریک اکراد ایران، در کانون توجه قرار دارد، مولفۀ «مذهب» است. به این معنا که برخی معتقدند که با توجه به هم­ نوایی مذهبی میان اقلیم و برخی اکراد ایران، به ویژه کردستان که جمعیت اهل سنت قابل توجهی دارد؛ چنین روندی می­ تواند بر تحریک کُردهای ایران تأثیر داشته باشد. اما در تحلیل و بررسی چنین موضوعی باید به دو نکتۀ مهم  توجه کرد. نخست، اینکه سیاست و حکم­رانی اقلیم کردستان عراق و سیاست­ ورزی سران اقلیم تا حدود زیادی سیاستی سکولار است. دین در سیاست­ اقلیم چندان دخالت و نقشی ندارد و اساساً حکومت اقلیم، حکومت دینی و ایدئولوژیکی نیست بنابراین حکومت غیردینی و سکولار اقلیم که چندان در سیاست­ ورزی­ های خود به مولفه­ های مذهبی توجه نمی­ کند، به دلیل ماهیت خود نه دنبال تحریک مذهبی خواهد بود و نه در صورت تمایل، در چنین موضوعی موفق خواهد بود. نکتۀ دوم، جایگاه و موقعیت اهل سنت به صورت کلی و کُردهای سنی ایران به طور خاص است. مردم ایران به طور کلی چندان نگاه همراه با تعصب و تمایز نسبت به اهل سنت ندارند. سنی­ ها بخشی از کلیت ایران­زمین هستند و همواره در نگرش ملی و اندیشه­ های نخبگان و روشنفکران، اهل سنت به عنوان بخش مهمی از هویت ملی شناخته می­ شوند. از سوی دیگر سنی­ های ایران هم در تعامل با سیستم سیاسی و در برخورد با شیعیان، رویکردی واگرایانه ندارند. شاید در برخی موارد مثل اقتصاد یا خواست­ های سیاسی انتقادات یا تأملاتی داشته باشند ولی نمی­ توان چنین مسائلی را به معنای واگرایی تلقی کرد. تنها نکته­ ای که ایران نباید از آن غافل باشد و در صورت غفلت امکان دارد از آن تأثیر منفی پذیرد، سوء­استفادۀ سران اقلیم از مولفۀ مذهب است. در واقع، علی­ رغم سکولار بودن سیاست در اقلیم، اما سران اقلیم می­ توانند با توسل به مولفۀ مذهب از آن به مثابۀ اهرمی جهت متأثر ساختن وحدت و همبستگی ملی ایران سوء استفاده کنند.

از سوی دیگر همه­ پرسی استقلال اقلیم از جهات مختلفی می­تواند آثار نامطلوب دیگری بر منافع و امنیت ملی ایران داشته باشد. از جمله این مسائل که نباید نسبت به آن غافل بود، حمایت­ ها، روابط و نفوذ روزافزون رژیم صهیونیستی در اقلیم کردستان عراق است. چنین روابط و پیوندهای متقابل و نزدیکی به ویژه به لحاظ اقتصادی و نظامی میان اقلیم کردستان عراق و رژیم اسرائیل برقرار شده و می­ تواند در آینده ابعاد گسترده­ تری یابد و نفوذ این رژیم در اقلیم به یک مولفۀ تهدیدآمیز برای ایران تبدیل شود. حمایت­ های قاطعانۀ رژیم تل آویو از شعارهای استقلال­ طلبانۀ سران اقلیم، موجب نزدیکی و روابط مسعود بارزانی و حزب دموکرات با این رژیم شده و در صورت استقلال احتمالی یا احتمال همه­ پرسی استقلال، حمایت­ها و نفوذ رژیم اشغالگر در اقلیم و بر شخص بارزانی و حزب دموکرات ابعاد گسترده­ تری می­ یابد. چنین اتفاقی در بلندمدت می­ تواند منجر به واگرایی و خصومت ایران و اقلیم شده و رژیم اصهیونیستی در این بین، از هر فرصت و ابزاری جهت فشار بر ایران و تهدید منافع ملی و تضعبف وحدت ملی ایران استفاده خواهد کرد. چنین مسئله­ ای در مورد دولت­ های مرتجع عربی به ویژه عربستان سعودی نیز صدق می­ کند. تلاش­های عربستان و امارات برای ایجاد پایگاه­ های نظامی در دهوک اقلیم کردستان عراق (که زوایای متعددی از آن توسط حزب گوران اقلیم آشکار شد) و حمایت­ هایی که از استقلال اقلیم عراق می­ کنند، بیانگر این است که چنین روابط و هم­ پیمانی­ هایی در صورتی که تداوم و گسترش یابند، توان آن را دارند  برای امنیت، منافع و نفوذ منطقه­ ای ایران آثار نامطلوبی به همراه داشته باشد. بدین ترتیب؛ گرچه چندان نگرانی دربارۀ کُردهای ایران وجود ندارد و پیوستگی­ های تاریخی و فرهنگی کُردها با هویت ایرانی و تعامل نظام سیاسی در ایران با کُردهای ایران، منجر به همگرایی کُردها با دولت ایران شده، اما تحرکات احتمالی منطقه­ ای و تلاش­ هایی که ممکن است از سوی مخالفان ایران در اقلیم (در صورت همه­ پرسی) انجام شود، می­ تواند برای امنیت و منافع ملی ایران چالش زا باشد.

برآیند

استقلال­ خواهی اقلیم وارد مراحل جدی و حساسی شده است. کمتر زمانی را می­ توان یافت که در اقلیم تا این اندازه تحرکات و مانورهای استقلال­ طلبانه و واگرایانه نسبت به عراق داشته است. این موضوع زمانی آشکارا برجسته شده که مقامات و سران اقلیم با تعیین زمان همه­ پرسی استقلال در سپتامبر ۲۰۱۷، بیش از هر زمانی خود را به رویای استقلال یا حداقل اعلام استقلال نزدیک ببینند. اما همچنان سه مشکل کلی « فقدان اجماع گروه­ های سیاسی داخل اقلیم »، «مخالفت­ های منطقه­ ای» و «عدم حمایت قاطع در عرصۀ بین­ المللی»؛ چالش­ هایی هستند که در آستانۀ زمان تعیین شده برای همه­ پرسی، بر فضای سیاسی اقلیم سایه افکنده­ اند. ایران از جمله بازیگران منطقه­ ای است که با تأکید مستمر بر تمامیت ارضی عراق، شرایط کنونی برای استقلال اقلیم را مناسب نمی­ داند و با نگرانی نسبت به آیندۀ منطقه، هر شکلی از گرایش­ های واگرایانه (قومی، مذهبی و …) را تهدیدی بالقوه برای آیندۀ منطقه می­ داند. همه­ پرسی استقلال احتمالی اقلیم به صورت «مطلق و صرف» تأثیرات منفی و فاجعه­ آمیزی بر امنیت و منافع ملی ایران ندارد. در حقیقت، در زمینۀ داخلی، کُردهای ایران برخلاف کُردهای منطقه هم­گرایی چشم­گیری نسبت به هویت ایرانی و تعامل مثبتی با سیستم سیاسی دارند. از این جهت ایران کمترین نگرانی (در مورد کُردهای خود) نسبت به کشورهایی مانند ترکیه و سوریه دارد اما مسائل منطقه­ ای دیگری مانند نفوذ روزافزون رژیم صهیونیستی، غرب و عربستان در اقلیم که در صورت برگزاری همه­ پرسی استقلال احتمالی؛ بیشتر خواهد شد و همچنین تحرکات گروهک­های تروریستی مانند کومله و دموکرات از جمله مولفه­ های تهدیدآمیزی­ اند که ممکن است  امنیت، وحدت و منافع ملی ایران را با چالش مواجه سازند.

نویسنده: نوذر طهماسبی؛ دانشجوی دکتری مسائل ایران دانشگاه تهران

اشتراک مطلب با دوستان :

پاسخ دهید