امکان یا امتناع پان‌کُردیسم /هوشنگ شیخی

یکی از مفاهیمی که مورد مناقشه و اعتراض جریانات و نخبگان عموما قوم‌گرا در داخل ایران قرار می‌گیرد عبارت “پان‌کردیسم” است. عموم اعتراضات این افراد ناشی از احساسات قومی کردی است که هیچگونه نقدی را برنمی‌تابند و سعی دارند منتقدین را با برچسب‌های ارزشی از میدان به در ‌کنند. اما فارغ از سوگیری و بی پروا از برچسب‌های ارزشی به عنوان یک مقوله اجتماعی لازم است امکان یا امتناع “پان‌کردیسم” بررسی شود.
پان در زبان یونانی پیشوندی به معنای “همه” و “عموم” است که با آمدن این پیشوند بر سر نام قوم یا دین، گردآوردن مردمان آن قوم یا مردم هم‌دین به نام یک ملت یا امت، در یک واحد سیاسی مورد هدف است. در این خصوص می‌توان به نمونه‌هایی همانند پان‌عربیسم یا پان‌ترکیسم اشاره کرد که به دنبال گردهم‌آوردن مردمان این اقوام یا گویشوران این زبان‌ها در یک واحد سیاسی هستند و عموما خود را در سطوحی نظیر هویت‌طلبی، قوم‌گرایی و تجزیه‌طلبی نشان می‌دهند.
جریانات پان در بین اقوام مختلف و در جغرافیاهای متفاوت هم به‌عنوان مفاهیم ذهنی و هم به‌عنوان مکاتب عینی ظاهر شده‌اند. بنابراین وجود یک دولت یا سازمان سیاسی الزاما شرط وجود اندیشه پان نیست گرچه عموما پان‌ها دارای جریان و سازمان سیاسی هم هستند.
حال این پرسش به میان می‌آید قوم‌گرایی کُردی چه نسبتی با جریان پان دارد؟ از آنجا که هم ‌هویت‌طلبی قومی، هم قوم‌گرایی و هم تجزیه‌طلبی قومی نهایتا زیرمجموعه جریان پان قومی قرار دارند بنابراین به لحاظ تقسیم بندی مفروض این نوشتار، قوم‌گرایی کُردی ذیل پان‌‌کردیسم و جزئی از آن به محسوب می‌شود. قوم‌گرایی کُردی که فارغ از مرزهای سیاسی، گویشی، جغرافیایی، مذهبی و دینی به دنبال گردآوردن تمامی کسانی است که خود را کُرد می‌نامند ترجمانی است از مفهوم پان‌کُردیسم که شاید فقط در لفظ تعارف و تحفظ به کارمی‌بندند. گرچه پان‌کردیسم هم دارای مکتب عینی و هم مفاهیم ذهنی است و بسیاری از سازمان‌ها، جریانات و نخبگان کُرد از کردستان واحد و یکپارچه سخن می‌گویند و به عنوان یک آرمان به این امر نگاه می‌کنند. وجود این امر بر هیچ مطلعی پوشیده نیست، البته پان‌کردیسم و پان‌کردها پا را فراتر از این گذاشته‌اند و از یک مفهوم گُنگ و مبهم تحت عنوان “کُردایتی”(کردبودگی) هم استفاده می‌کنند. به زعم این افراد و جریانات “کُردایتی” نه به منزله تعلق به ایلات کُرد یا گویش به زبان کُردی یا پوشیدن لباس کُردی است بلکه “کُردایتی” امتیازی است که شامل حال معتقدان به “پان‌کردیسم” است و بارها از سوی آنان شنیده می‌شود که فلانی کُرد نیست.اینجا کُرد نه به منزله هویت قومی یا زبانی یا ایلاتی است بلکه به معنای ایدئولوژی سیاسی بوده و مرادشان قائل نبودن فرد به “پان‌کُردیسم” است.
از تبعات “پان‌کردیسم” این است که هیچ شخصیت کُرد که در راستای ایدئولوژی قومی و پان‌کردیسم و جریان قومی کُردی عمل کرده یا می‌کند در هر جای جغرافیای محل زندگی کُردها از سوی نخبگان و توده مستقلا قابل نقد و بازشناسی نیست و هرگونه تلاش در این خصوص مذبوحانه بوده و با بمباران تبلیغاتی پان‌کُردها “کُردایتی” از او سلب می‌شود و “جاشایتی” به او اعطاء می‌گردد. چراکه تاریخ نویسی، تحلیل‌سیاسی و حتی نقد شخصیت‌های جریان قومی کُردی فقط از سوی احزاب و سازمان‌های سیاسی در راستای عقده گشایی و رقابت سیاسی میسر است و چنانچه شخصی خارج از جناح بندی‌های سیاسی و احزاب و گروه‌های جریان قومی کُردی بخواهد شخص یا گروهی را نقد کند متهم به تفرقه‌پراکنی و “جاشایتی” می‌گردد. سؤال پیش می‌آید تفرقه کدام کل واحد حول کدام محور منظور است؟ جواب این است تفرقه کُردها حول “کُردایتی”! که تدقیق در مفهوم آن ما را دوباره به “پان‌کردیسم” رهنمون می‌سازد.
بنابراین نه تنها وجود “پان‌کردیسم” ممکن است بلکه برای جریانات قومی کُردی تبدیل به یک ضرورت شده است و در قالب‌های مختلف خود را نشان می‌دهد.البته آن‌گاه جانی تازه می‌گیرد که به مفهومی هم نوع خودش همچون پان‌عربیسم یا پان‌ترکیسم  می‌رسد. آنگاه دیگر بسان دو لبه یک قیچی عمل می‌کنند و چون به دنبال گردآوردن همه هم تباران برساخته خود هستند پس مستظهر به حمایت برخی از آنان می‌گردند و به منازعه هویتی‌شان، عنصر جغرافیا را هم می‌افزایند و فارغ از دولت‌-ملت‌ها؛ در رقابت با یکدیگر برای تصاحب هویتی شهرها و روستا‌ها قرار می‌گیرند و این امر خودش را در هویت طلبی قومی، قوم‌گرایی و تجزیه طلبی به نمایش می‌گذارد. اینجاست که از جهت‌های جغرافیایی؛ شمالی،جنوبی، غربی و شرقی برای نام بردن از محل‌های مورد آمال گردهم آوردن هم‌قوم‌های برساخته خود استفاده می‌کنند و چرخه غیریت‌سازی، دگرستیزی و خشونت‌طلبی را بازتولید می‌کنند و این چرخه به سرنوشت تمام جریانات پان گره خورده است و راه رهایی از آن در قالب جریانات پان میسر نیست.